کد خبر : 2057
Print
سبزوارنگار

سبزوار و فرصت های از دست رفته

یکشنبه ۹ آذر ۱۳۹۳ ساعت ۰۱:۰۸

خلاصه خبر

Image titleسبزوارنگار/حدود دو سال پیش در مصاحبه ای از جلال تعصبی پرسیده بودند: چرا طرح ها و برنامه های شهر سبزوار این اینقدر دیر به نتیجه می رسند؟ او گفته بود: "فکر می کنم یک دلیلش این است که مسئولان در سبزوار خیلی اسلوموشن (ببخشید که واژه بیگانه بکار بردم این عین کلمه او بود مجبور شدم بیاورم) کار می کنند." آقای تعصبی آن موقع نائب رئیس شورای شهر سوم بود. اگر کمی به کارها و طرح ها در شهر نگاه کنیم پی می بریم که این جمله او بیراه نیست. حتی می شود گفت کار از آهسته کار کردن گذشته و مسئولان شهری سبزوار بسیار کند و لخت شده اند به حدی که در برخی موارد به توقف هم می رسد. این کند و لخت بودن در بسیاری موارد موجب از دست رفتن فرصت ها و امکانات می شود؛ فرصت ها و امکاناتی که وقتی از دست رفت به این راحتی ها بدست نمی آیند و حتی جبران ناپذیرند. اگر به گذشته نگاه کنیم مصداق های زیادی برای این مسئله می توانیم پیدا کنیم که ما فقط چند مورد را فهرست می کنیم تا عمق ماجرا بیشتر روشن شود:۱- استان شدنیادمان هست سال ۸۳ وقتی بحث تقسیم استان خراسان در مجلس مطرح شد یکی از طرح ها هم این بود که خراسان به ۴ یا ۵ استان تقسیم شود. ابتدا این طرح در مجلس به رای گذاشته شد و همانطور که می دانیم طرح فقط با ۱۰ رای کمتر به تصویب نرسید. حال بگذریم که بعدا چیزهای دیگری هم مشخص شد. اگر آن طرح تصویب می شد قطعا سبزوار ده سال پیش استان شده بود. آیا نمایندگان سبزوار در آن سال نمی توانستند با رایزنی های قوی با دیگر نمایندگان، ده رای جمع کنند؟ به همین راحتی آن سال یکی از بهترین فرصت های استان شدن را از دست دادیم و حالا ده سال است که هی زور می زنیم و به جایی نرسیده ایم و معلوم هم نیست که آیا این آرزوی دیرینه سبزواری ها محقق شود یا نه؟ آیا این سستی و کم کاری و کوتاهی نیست؛ کندی و کوتاهی ای که تا حالا جبران ناپذیر بوده است. و از قدیم گفته اند: خود کرده را تدبیر نیست.۲- راه آهنحدود ۵۰ سال پیش به علت طراحی غلط، اعمال نفوذ یا هر دلیل دیگری یکی از مهم ترین شهرهای خراسان از راه آهن محروم شد. در این پنج دهه با وجود وعده های مکرر مسئولان و نمایندگان، هر چه دست و پا زده ایم هنوز به جایی نرسیده ایم. از چند سال پیش که ساخت راه آهن دوباره مطرح شد باز هم این وعده به دست اندازهای مختلف افتاد و نتیجه ای نرسید. چند سال پیش آقای شعبانی فرماندار سابق از گنجاندن راه آهن در طرح های مهر ماندگار خبر داده بود اما نمی دانم چرا این اتفاق نیفتاد شاید به دلیل پیگیری نکردن بود. اگر این اتفاق می افتاد شاید راه آهن هم مانند بیمارستان حشمتیه لااقل از نظر فیزیکی پیشرفتی می کرد. سال ۹۰ که انتخابات مجلس بود یادمان هست که نمایندگان محترم چه قول هایی برای شنیدن سوت قطار تا پایان سال ۹۱ می دادند. این وعده بعد به پایان سال ۹۳ تغییر کرد. بعد از این همه سال و این همه وعده و وعید این طرح در طول ده سال فقط ۱۵ درصد پیشرفت داشته است؛ تازه اگر همین مقدار هم کاری شده باشد. اخیرا هم دیدیم که باز آقای برادران وعده جدیدی داد و گفت: تا پایان دولت یازدهم راه آهن ساخته می شود. فکر می کنید علت این وضع چیست؟ آیا غیر از این است که زمان ساخت راه آهن با به موقع عمل نکردن، فرصت را از دست دادیم.۳- کوی گلستانوضع اسفناک کوی گلستان یک طرف، داستان غم انگیز بازسازی آن یک طرف. حتی به نظرم داستان بازسازی آن از وضع وخیم کوی غم انگیزتر است. اگر فقط بعد از انقلاب را حساب کنیم بیش از ۳۰ سال سرمان را زیر برف کرده و خودمان را به ندیدن زدیم. خیال کردیم وقتی از جلو کوی گلستان رد می شویم اگر روی مان برگردانیم مشکل حل می شود. نتیجه این شد که وضع کوی گلستان از وضع محروم ترین روستاهای ما هم بدتر شده است. بعد از سه دهه غفلت، مهندس صدرزاده ای پیدا و به صورت جدی پیگیر بازسازی کوی شد. طرح را تا پای تصویب در کمیسیون ماده ۵ استان برد - گفتنش ساده است اما نمی دانید این طرح چه مراحلی را طی کرد و چه زحمت هایی کشیده شد تا به این مرحله برسد- اما فکر می کنید چه اتفاقی افتاد. اردیبهشت ۹۱ در جلسه نهایی که در استان تشکیل شده بود نماینده شورای شهر سبزوار شرکت نکرد و طرح رد می شود. به همین سادگی فرصت را از دست دادیم. از آن موقع تا حالا سه سال می گذرد و طرح بازسازی کوی گلستان تا کنون سه بار به کمیسیون ماده ۵ رفته و رد شده است. هنوز هم این طرح بلاتکلیف و بین استان و شهر در رفت و آمد است. هر کدام از مسئولان هم می خواهند مشکل را به گردن دیگری ببندازند و به نوعی از سر خود کنند. و این است وضع کوی گلستان، بروید از نزدیک ببینید.۴- کتابخانه مرکزیبر اساس قانون برنامه پنجم توسعه باید در همه شهرهای بالای صد هزار نفر کتابخانه مرکزی ساخته می شد. برنامه پنجم رو پایان است و روشن است که این قانون نیز مانند بسیاری از قوانین دیگر عملی نشد. اما برخی از شهرها که مسئولانش به ضرورت و اهمیت کتابخانه مرکزی پی برده اند با تلاش و پیگیری و توان خودشان- از جمله استفاده از سهم نیم درصد کتابخانه های عمومی که شهرداری ها باید پرداخت کنند- کتابخانه مرکزی شان را ساختند و یا در حال تکمیل آن هستند. اما در سبزوار چه اتفاقی افتاده است؟ اگر نگاهی کوتاه به گذشته بیندازیم به راحتی می توانیم بفهمیم که مسئولان شهری سبزوار باز هم این فرصت را از دست داده اند. در سبزوار نه تنها کتابخانه مرکزی ساخته نشد بلکه حتی هنوز مکانی هم برای آن مشخص نکرده اند. تازه بعد از چند سال در هفته کتاب امسال کاظم کرامت رئیس شورای شهر گفت: تهیه زمین برای کتابخانه مرکزی در دستور کار شورا قرار می گیرد. یعنی تازه قرار است تهیه زمین در دستور کار قرار بگیرد حالا این که کی این ها عملی خواهد شد فقط خدا می داند، حتی خودشان هم نمی دانند. چون ما از این وعده ها زیاد شنیده ایم؛ فقط کافی است مسئولان محترم وعده هایی را که در هفته کتاب سال گذشته در برنامه های این هفته دادند یکبار دیگر بخوانند خودشان قطعا یادشان رفته است اما می توانند با یک جستجوی ساده دوباره آنها را بخوانند. آیا کدام یک از آن وعده ها عملی شده است؟ همان طور که قول های سال گذشته و سال های قبل از آن فراموش شد هیچ تضمینی نیست که این وعده ها هم فراموش نشود. همه این ها در حالی است که ادعا می کنیم سبزوار، شهر فرهنگی و دانشگاهی است.۵- ثبت روز ملی بیهقیمحمدرضا محسنی ثانی آبان امسال در نشست بزرگداشت ابوالفضل بیهقی گفت: من حدود ده سال است و از سه وزیر ثبت روز ملی بیهقی را در تقویم پیگیری کرده ام اما هنوز محقق نشده اشت. سوال این است که چرا این اتفاق نیفتاده است و چرا ده سال دوندگی می کنیم و هنوز به جایی نرسیده است؟ یادمان هست اولین بار ثبت روز ملی بیهقی سال ۸۶ در شورای فرهنگ عمومی تصویب شد و به شورای عالی انقلاب فرهنگی رفت و در یک قدمی ثبت قرار گرفت. حتی منصور واعظی دبیر وقت شورای فرهنگی عمومی رسما اعلام کرد که این روز به تصویب رسیده است و در رسانه ها هم منتشر شد. اما چند روز بعد صدایش درآمد که ثبت روز ملی بیهقی در شورای عالی انقلاب فرهنگی رد شده است. چرا؟ برای این که مسئولان محترم شهری باز هم سستی و کوتاهی کردند و قدم آخر را برنداشتند و اتفاق افتاد آنچه اتفاق افتاد. اگر پیگیری ها و رایزنی هایی که امروز می کنیم آن روز می کردیم قطعا روز بیهی ثبت شده بود و لازم نبود حالا این قدر دست و پا بزنیم. به عبارت دیگر آن روز به راحتی فرصت را از دست دادیم و حالا ده سال است تلاش می کنیم و هنوز به نتیجه نرسیده ایم. بعد از سخنرانی آقای حدادعادل که قول داد ثبت روز ملی بیهقی را در شورای عالی انقلاب فرهنگی پیگیری کند با یکی از مسئولان فرهنگی شهرستان صحبت کردم. بحث بر سر این بود که چون حداد هم در شورا هست و در مجلس و هم حرفش خریدار دارد اگر جدی پیگیری کنیم ثبت روز بیهقی به نتیجه خواهد رسید. حرف جالبی زد و گفت: اول باید مسئولان شهری خودمان را از خواب بیدار کنیم. آنها هنوز اهمیت ثبت روز ملی را نمی دانند، مشکل ما اینجاست و اول باید آنها را توجیه کنیم.۶- شهر نمونه گردشگریدر دولت های نهم و دهم ۱۱۶۸ منطقه نمونه گردشگری در کشور به تصویب رسیده بود. ۱۱۶۸ منطقه یعنی تقریبا همه شهرها و حتی بسیاری از روستاها جزو مناطق نمونه گردشگری شده اند اما در بین این همه، نامی از سبزوار نیست و اگر هم هست ما خبر نداریم.مسئولان فعلی سازمان میراث فرهنگی اعلام کردند که این مناطق بدون حساب و کتاب تصویب شده است و در حال غربالگری این مناطق هستند. جلال تاجیک مدیرکل مناطق نمونه و زیرساخت‌های گردشگری اخیرا اعلام کرد: از بین این مناطق، ۲۰۰ منطقه انتخاب خواهد شد. درست است که در دولت قبلی مناطق نمونه گردشگری در حد تصویب و روی کاغذ ماند و عملا هیچ کاری برای آنها نشد اما دست کم اسمی از آن مناطق هست تا حالا که قرار است ۲۰۰ منطقه از بین آنها انتخاب شود اسمی هم سبزوار باشد شاید سبزوار هم انتخاب شود. اما وقتی سبزوار حتی در بین ۱۱۶۸ منطقه هم نیست پس مطمئنا جزو ۲۰۰ تا هم نخواهد بود.جلال تاجیک مدیرکل مناطق نمونه و زیرساخت‌های گردشگری همچنین گفته است: ۱۳ شهر از دولت قبلی مصوبه‌ «شهر نمونه گردشگری» را گرفتند و کاشان نیز به عنوان شهر نمونه‌ چهاردهم در فهرست انتظار گرفتن مصوبه از دولت فعلی است. آن شهرها این هاست: مشهد، شیراز، ری، نیشابور، بسطام، رامسر، لاهیجان، تفت، ابرکوه، میبد، سرعین، ماهان و دماوند. به گفته جلال تاجیک، معاونت طرح‌ها و سرمایه‌گذاری سازمان میراث فرهنگی و گردشگری می‌خواهد برای این شهرها نقشه‌ی راه ترسیم کند و در برنامه‌ی ششم توسعه ردیف اعتباری ویژه بگیرد.(منبع)نمی دانیم انتخاب این شهرها بر اساس چه ملاکی بوده است اما قطعا ناعادلانه است. مثلا مشهد که هم کلان شهر است، هم مرکز استان است و هم به علت زیارتی بودن به اندازه کافی بدان توجه می شود و بودجه ها را می بلعد چرا باید باز در فهرست شهرهای گردشگری هم باشد که بودجه بیشتری بخورد؟ آیا نمی شد به جای مشهد شهر دیگری انتخاب کرد که موجب پیشترفت آن شهر شود؟ یا مثلا چرا باید از استانی مانند یزد سه شهر (تفت، ابرکوه و میبد) جزو شهرهای نمونه گردشگری باشد اما از بسیاری از استان ها هیچ شهری نباشد؟ استان یزد کلا همین چهار پنج شهر را دارد، یزد که مرکز استان است حالا سه شهر دیگر آن هم جزو شهرهای نمونه گردشگری انتخاب شده اند یعنی همه شهرهای یک استان باید اعتبار ویژه بگیرند اما به بسیاری از شهرهای دیگر اصلا توجه نشود، کجای این عادلانه است؟ این بی عدالتی وقتی بدتر است که بدانیم بسیاری از شهرها در استان های دیگر قطعا ظرفیت ها و قابلیت های بیشتری از شهرهایی مانند تفت و ابرکوه دارند. مثلا شهری مانند زابل که یک اثر ثبت جهانی (شهر سوخته) هم دارد قطعا ظرفیت های بیشتری از تفت و ابرکوه برای انتخاب به عنوان شهر نمونه گردشگری دارد. کجای این انتخاب ها عادلانه است؟ وقتی این بی عدالتی ها در مباحث کلان برنامه ریزی ها صورت می گیرد باید هم یزد رشد کند و سیستان و بلوچستان در این وضع باقی بماند.حال سوال این است: نام سبزوار در این دو فهرست کجاست؟ چرا باید کاشان پیگیری کند تا نامش را در فهرست شهرهای نمونه گردشگری جای دهد اما ماکاری نکنیم؟ آیا غیر از این است که آنها اهمیت این کار را می فهمند و پیگیرند اما مسئولان محترم ما خوابند و شاید اصلا از این اتفاقات خبردار نشوند؟ آیا مسئولان شهری ما هم این همت و توانایی را دارند که سبزوار را هم به عنوان پانزدهمین شهر در فهرست شهرهای نمونه گردشگری وارد کنند؟ وقتی بهترین خانه تاریخی شهر خریداری و در روز روشن تخریب می شود و حتی صدای میراث فرهنگی هم در نمی آید و یا هیچ کس کاری نمی کند چگونه می توان انتظار داشت که پیگیری کنند تا نام سبزوار هم در فهرست های ملی گنجانده شود؟ وقتی میراث فرهنگی به جای مرمت، مناره مسجد را خراب می کند چگونه می توان انتظار داشت کارهای بزرگی از این قبیل بکند؟ حدود یک ماه پیش دیدیم که سلطانی فر رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری کشور به نیشابور آمد و پس از بازدید از تکمیل پرونده محوطه تاریخی شادیاخ برای ثبت جهانی و احداث موزه آن خبر داد. چرا این اتفاق برای محوطه تاریخی "دلقندی ها"ی سبزوار که قدمت بیشتری هم دارد، نمی افتد؟ آیا کمیسیون گردشگری شورای شهر یا میراث فرهنگی سبزوار و دیگر مسئولان سبزوار هم که مرتب شعار گردشگری می دهند می توانند از این کارها بکنند. غیبت همیشگی غرفه سبزوار در جشنواره ها و نمایشگاه های مختلف میراث فرهنگی و گردشگری نمونه بارز دیگری از کوتاهی و کم کاری اداره میراث فرهنگی سبزوار است. اگر می خواهیم سبزوار را بعنوان شهر گردشگری به مردم بشناسانیم باید آن را به معرفی کنیم و چه جایی بهتر از همین جشنواره ها و نمایشگاه ها. ما که هنوز ندیده ایم سبزوار در یکی از این جشنواره ها حضور یافته و یا در نمایشگاهی غرفه داشته باشد. سبزوار کی قطب گردشگری می شود وقتی که به عنوان شهر نمونه گردشگری ردیف اعتبار ویژه به آن اختصاص داده شود. مسئولان ما متاسفانه فقط شعار میراث فرهنگی و گردشگری سر می دهند اما عملا کاری نمی کنند؟ آیا مسئولانی که از تبدیل سبزوار به قطب گردشگری صحبت می کنند از این اتفاقات خبر دارند و پیگیر هستند؟ مطمئنا الان که هنوز برنامه ششم توسعه به تصویب نرسیده پیگیری برای گنجاندن نام سبزوار در شهرهای نمونه گردشگری بسیار ساده تر است از زمانی که برنامه به تصویب برسد؛ آن موقع هر چه فریاد بزنیم به جایی نخواهد رسید پس الان باید فرصت را غنیمت شمرده و تلاش مان را بکنیم.۷- دانشکده های داندان پزشکی، داروسازی و طب سنتیاخیرا دکتر مسلم آب پاکی را روی دست مان ریخت و گفت: طرح دانشکده داندان پزشکی در شورای گسترش رد شده است.ما که از این خبر اصلا تعجب نکردیم، اتفاقا اگر خبر تصویب طرح را می داد باید تعجب می کردیم. وقتی رئیس دانشگاه علوم پزشکیدر نهایت بی تدبیر در جلسه معارفه اش و جلو وزیر بهداشت می گوید: تکمیل پردیس دانشگاه اشتباه بوده است و ما دانشکده های دندان پزشکی، داروسازی و طب سنتی نمی خواهیم، چگونه می توانیم انتظار داشته باشیم طرح دانشکده در شورای گسترش تصویب شود. او به جای این که با کمال اعتماد به نفس و با قدرت بگوید دانشکده ها مطالبه ماست و همه مقدمات و امکاناتش را هم آماده می کنیم، جلو وزیر بهداشت می گوید ما دانشکده نمی خواهیم. شاید این یک جمله خیلی ساده به نظر برسد اما اگر تامل کنیم می فهمیم که با همین جمله ساده، یک فرصت بی نظیر را از دست دادیم و دیگر معلوم نیست که دوباره این فرصت و امکان برای مان فراهم شود. بد نیست بداینم منطقه سبزوار به علت موقعیت خاص اقلیمی و جغرافیایی از نظر گیاهان دارویی یکی از متنوع ترین مناطق است اما رئیس دانشگاه علوم پزشکی می گوید ما دانشکده طب سنتی نمی خواهیم. هم چنین جالب است بدانیم که بر اساس اعلام مدیر عامل کارخانه داروسازی طاها این کارخانه در صورت تکمیل یکی از کارخانه های مهم داروسازی کشور خواهد شد. آیا این تناقض نیست که از طرفی رئیس دانشگاه علوم پزشکی شهر بگوید ما دانشکده داروسازی نمی خواهیم اما از طرف دیگر ده سال پیگیری کنیم تا کارخانه داروسازی تکمیل شود. کارشناسان و متخصصان این کارخانه را از کجا می خواهیم بیاوریم؟ آیا باید شهرهای دیگر نیرو بیاوریم؟ یعنی بشود مانند بخش جراحی قلب که متخصص و جراح ندارد. بنابراین وقتی متخصص آن را از نیروهای بومی خودمان تربیت و یا جذب نکرده ایم یا باید منتظر باشیم متخصص از شهر دیگری دیگر بیاید و یا این بخش عملا بلااستفاده بماند. حالا در این وضع جناب فرماندار هم می آید و می گوید: سبزوار می تواند به قطب گردشگری سلامت منطقه تبدیل شود.۸- معضل بیکاری و چاره جویی برای رفع آنهمه می دانیم و مسئولان هم بارها اعلام کرده اند که آمار بیکاری سبزوار از میانگین استانی و حتی کشوری بالاتر است. آیا تا به حال فکر کرده ایم چرا؟ این درصد بالای بیکاری وقتی آزار دهنده است که بدانیم منطقه سبزوار، منطقه ای کاملا کشاورزی و دامپروری است. این درصد بالای بیکاری وقتی موجب شرمندگی است که بدانیم سبزوار شهری تجاری بوده و هست. این را هم اضافه کنید آن طور که مسئولان محترم می گویند نقدینگی و سرمایه سبزوار از بسیاری از استان ها بالاتر است. حالا این تناقض ها را چگونه با هم جمع کنیم؟ قطعا یکی از عوامل مهم درصد بالای بیکاری در سبزوار غفلت مسئولان از بکار گیری این سرمایه ها در منطقه است. قطعا اگر مسئولان در دو سه دهه اخیر قدر این موقعیت بی نظیر کشاورزی، دامپروری و تجاری منطقه سبزوار را می دانستند و صنایع تبدیلی در منطقه ایجاد می کردند حالا اینقدر بیکار نداشتیم. چرا منطقه سبزوار هنوز هیچ صنعت تولیدی و تبدیلی قابل توجهی ندارد؟ اگر مسئولان در سال های گذشته قدر فرصت ها را می دانستند و از آنها استفاده می کردند حالا سبزوار هم دست کم چند کارخانه و صنعت تبدیلی با برند ملی داشت و بیکاری در منطقه بیداد نمی کرد.۹- مجتمع فرهنگی هنری مرحوم ابوترابیاوایل تابستان که خبر تمایل حجت الاسلام ابوترابی نایب رئیس مجلس برای ساخت مجتمع فرهنگی در سبزوار منتشر شد، علی ارغیانی رئیس کمیسیون ایثارگران شورای شهر بلافاصله گفت این موضوع را پیگیری می کنیم. ارغیانی حتی گفت: ظرف یک هفته مکان و جانمایی این مجتمع فرهنگی را در جنوب شهر مشخص می کنیم و برای ۲۶ مرداد سالروز بازگشت آزادگان از حاج آقای ابوترابی دعوت می کنیم به سبزوار بیاید و ساخت این مجتمع را کلنگ زنی کند. مرداد آمد خبری نشد مسئولان قول دیگری دادند که در هفته دفاع مقدس ساخت مجتمع را کلنگ زنی می کنند اما باز هم خبری نشد که نشد. و هم چنان هم خبری نیست. فرصت از این بهتر؛ پس چرا مسئولان دست دست می کنند تا این فرصت هم مانند فرصت های قبلی از دست بردود. نکند آقایان منتظرند خود حاج آقای ابوترابی بیاید و مکان مجتمع را مشخص کند و مقدمات ساخت آن را فراهم کند.۱۰- حوزه هنری سبزواراواخر شهریور تفاهم نامه ای بین حوزه هنری استان و شهرداری برای راه اندازی حوزه هنری سبزوار امضا شد. خبر آن را هم محمدرضا اختریان رئیس اداره فرهنگی هنری شهرداری داد. بر اساس این تفاهم نامه شهرداری قول داد که مکانی برای حوزه هنری بدهد و مسئولی مشخص کند. قرار شد فرماندار هم نامه ای به استانداری خراسان رضوی بنویسد و پیگیری کند که ردیف اعتباری خاص برای حوزه هنری سبزوار در بودجه سال آینده استان ببیند. همه قول دادند این موارد را حداکثر تا یک ماه عملی کنند و حوزه هنری سبزوار کارش را شروع کند. اما الان بیش از دو ماه می گذرد و هنوز هیچ خبری نیست. نه شهرداری مکانی و مسئولی مشخص کرده است و نه از نامه فرماندار به استانداری خبری داریم. برای راه اندازی حوزه هنری سبزوار بیش از دو سال تلاش و پیگیری شبانه روزی شده است، آیا مسئولان می خواهند همه این زحمت ها به باد رود؟ حالا که همه کارها انجام شده است و کار به قدم آخر رسیده است چرا مسئولان محترم تعلل می کنند؟ آیا می خواهند باز هم یک فرصت بی نظیر دیگر را از دست بدهیم؟ جای حوزه هنری در سبزوار بشدت خالی است و راه اندازی آن یکی از آرزوهای اهل فرهنگ و هنر سبزوار بوده است و پس با این معطل کردن ها و امروز و فردا کردن ها می خواهیم آن را از دست دهیم؟۱۱- و ... فعلا همین موارد کافی است.* * *اولین سوالی که بعد از دانستن این مصادیق به ذهن برسد آن است که چرا این فرصت ها را از دست می دهیم؟ و چه کنیم تا قدر این فرصت ها را بدانیم و به موقع عمل کنیم؟ در این زمینه چند نکته مهم را باید توجه کنیم:الف: اولین نکته آن است که همیشه اولین فرصت بهترین موقع برای به نتیجه رسیدن کاری است. وقتی فرصت را از دست می دهیم به نتیجه رساندن همان کار بسیار سخت تر، طولانی تر و پر هزینه تر خواهد بود؛ تازه معلوم هم نیست حتما به نتیجه مطلوب برسیم. همه مثال های بالا مصداق این اصل هستند. تا تنور داغ است باید نان را چسبید چون وقتی تنور سرد شد نان مان یا اصلا نمی چسبد و یا نان نپخته و خمیر گیرمان می آید.ب: از عوامل مهم عقب بودن مسئولان شهری ما آن است که به روز نیستند. یعنی بسیاری از مسئولان حتی از آخرین اخبار، اتفاقات و حوادث حوزه کاری شان هم خبر ندارند. برای همین است که بسیاری از طرح ها تصویب می شود و یا خیلی از اتفاقات شروع و تمام می شود اما مسئولان ما اصلا خبردار هم نمی شوند چه برسد به این که بخواهند کاری بکنند. در دنیای ارتباطات که با کمترین زمان ممکن می توانیم از آخرین اخبار مطلع شویم بی اطلاعی عذر بدتر از گناه است و به هیچ وجه پذیرفته نیست. برای همین لازم و واجب است که مسئولان محترم دست کم روزی یک ساعت برای خواندن آخرین اخبار و اتفاقات حوزه کاری و تخصصی شان از چند پایگاه خبری وقت بگذارند. این مسئله را حتما باید در برنامه کاری خود گذاشته و جدی پیگیری کنند.ج: از دیگر عوامل عقب ماندگی ما آن است که مدیریت شهری سبزوار متاسفانه یکپارچه نیست. نهادها و مسئولان مختلف شهری معمولا همفکری، هماهنگی و برنامه ریزی مشترکی ندارند. هر جا و هر کس ساز خودش را می زند و می خواهد خودش و سازمان خودش را مطرح کند؛ حتی اگر به قیمت نادیده گرفتن و زیر پا گذاشتن دیگران و خیلی چیزهای دیگر باشد. مثلا وزیری را به همه زحمت به شهرستان می آوریم اما به جای غنیمت شمردن این فرصت مهم و پرداختن به مسائل اصلی، جلو او دعوا می کنیم که چه کسی جناب وزیر را به سبزوار دعوت کرده است و یا چرا من اول منبر نرفته ام و از این قبیل. این حرکات و رفتارها نشانه چیست؟ مسئولان ما انگار هنوز نفهمیده اند که دوره کار انفرادی و تک روی گذشته است و بدون همفکری و تعامل و کار گروهی به جایی نمی رسیم. مسئولان شهری باید بدانند که همفکری و تعامل موجب رشد، هم افزایی و کارآیی همه خواهد شد و در نهایت همه سود خواهند کرد.د: بلای دیگر متاسفانه مشکلات روحی و شخصیتی ماست؛ منظورم تنگ نظری ها، حسادت ها، کارشکنی ها و خودخواهی هاست. اگر واقعا دلسوزیم و می خواهیم سبزوار پیشرفت کند باید این ها را کنار بگذاریم و بی سر و صدا کار کنیم. کارهای بزرگ فقط از آدم های بزرگ برمی آید و آدم با تلاش و ایثار و خون دل خوردن بزرگ می شود. همفکری و تعامل و کار گروهی، سعه صدر و تحمل و فداکاری می خواهد.ه: مسئولان محترم باید بدانند که حق گرفتنی است. هیچ کس چیزی را دو دستی به آدم تقدیم نمی کند. اگر چیزی (از تصویب طرحی گرفته تا اعتبار و غیره) می خواهیم باید سمج باشیم و جدی پیگیرش کنیم و تا نگرفتیم از پا ننشینیم. اشکال آن جاست که خیلی ها یک بار و دو بار و چند بار که پیگیری می کنند خسته و ناامید شده و موضوع را رها می کنند. مسئولان بالا یک سر دارند و هزار سودا بنابراین این ما هستیم که باید پیگیر آنچه می خواهیم باشیم. به اصطلاح ساده تر فرصت ها را کسی به ما نمی دهد باید آنها را قاپید.و: ما آنقدر واقع بین هستیم که از مسئولان مان توقع نداشته باشیم که به حدی کارآمد و خلاق باشند که خودشان فرصت سازی کنند اما این انتظار زیادی نیست که از آنها بخواهیم با غفلت های شان فرصت های ایجاد شده را از دست ندهند. این اضافه بر کارشان نیست بلکه از وظایف آنها و مطالبه مردم است./.عمار علوی-مجله اینترنتی اسرارنامه

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
گزارش و گفت و گو

لزوم همکاری تمام نهادها برای مقابله با تکدی گری در سبزوار

مشکل اصلاح‌طلبان این است که نمی‌گویند چگونه می‌خواهند شعارهای خود را محقق کنند

امور شرعی با اجبار و تحمیل سازگار نیست

تحمل جامعه؛ حدی دارد

حکیم سبزواری به عنوان خاتم الفلاسفه شناخته می شود

مشکلات حاشیه شهر سبزوار

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

مسئولان قدر مردم ایران را ندانستند

عبور از روحانی به عبور از نظام متصل می شود

نشست خبری مسؤولین دانشگاه حکیم سبزواری با اصحاب رسانه شهرستان برگزار شد

رئیس جمهور کمتر از 15 درصد قدرت را در اختیار دارد

مشاورین مدیر آموزش و پرورش سبزوار انتخاب شدند

عرصه سیاست جایی برای ایده آل‌گرایی‌نیست!

ازدواج و اشتغال؛ بیش ترین دلیل ترک تحصیل دانش آموزان است

آیین نامه دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تدوین شد

همنوایی با معترضان با هدف انتقام انتخاباتی از دولت غلط بود

چالش تعطیلی شهربازی سبزوار به روایت سرمایه گذار، شهرداری و اداره برق

دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تشکیل می شود

شفافیت؛ مهمترین رکن بودجه97 است

استبداد راه را بر فریب و دورویی باز می‌کند

مهمترین اولویت های شورای اسلامی شهر سبزوار

همکاری با انجمن اسلامی معلمان برای ما افتخار است

معلمان گاهی به خاطر مطالبات صنفی، برچسب ضد امنیتی می خورند

سرمایه داروسازی طاها، طی سی ماه گذشته، 6برابر شده است

باید تکلیف خود را درباره «پلورالیسم» در جامعه روشن کنیم

گزارش صد‌ روزه و وعده‌هايي که اجرايي نشد!

سخنگوی رسمی انجمن اسلامی معلمان سبزوار معرفی شد

هیأت رئیسه و مسؤولین کمیته های انجمن اسلامی معلمان سبزوار انتخاب شدند

دومین مجمع عمومی انجمن اسلامی معلمان سبزوار برگزار شد

درخواست پست توسط برخی اصلاح طلبان از روحانی؛ وهن اصلاح طلبی است