کد خبر : 6406
Print
کوی گلستان سبزوار از نگاه دکتر ولي الله رمضانی(مردم شناس)

تفاوت هایی که شکاف را عمیق تر کرد

چهارشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۴ ساعت ۰۸:۱۵

Image titleچرا مردم کوی گلستان این منطقه از شهر را برای سکونت انتخاب کردند؟

قدمت شهر سبزوار به 1500سال قبل برمی گردد. از لحاظ جغرافیایی هم نه یک منطقه صرفاً کوهپایه ای و نه یک منطقه کویری محسوب می شود. این مردم وقتی وارد شهر سبزوار شدند، سعی کردند در یک مکان خوب ساکن شوند. اگر گلستان امروز در یک مکان گود قرار گرفته یک راهبرد استراتژیک بوده که توسط خودشان شکل گرفته است یعنی آن ها بهترین جا را برای فعالیت شان انتخاب کردند در عین حال روابط شان را با کولی های دیگر هم حفظ کردند و از لحاظ تاریخی هم تجربه های کلانی را با خودشان آوردند که در رفتارهای زیستی شان هم نمایان است. مثل روابط زن و مرد، تربیت فرزند و ...

شغل اغلب مردم این منطقه مشاغلی مانند آهنگری، خراطی و ...می باشد. چرا مردم این منطقه به این مشاغل روی آوردند؟

کاری که این ها بیشتر در قدیم انجام می دادند این بود که تلاش می کردند در ارتباط با مردم نیازهای آن گروه بیرونی را تأمین کنند تا نیازهای خودشان را، بنابراین شغل هایی را انتخاب می کردند که صنعت در این شغل ها نقش اساسی داشت و متناسب با نیاز مردم در آن زمان بود. شغل هایی مثل آهنگری، بیل و کلنگ سازی، نعل زدن و... همزمان با این ویژگی خانه به دوشی که داشتند این ابزارها را هم در جاهای مختلف به فروش می رساندند.

چرا مردم ساکن در این کوی با مردم شهر ارتباط مؤثر نگرفتند و سعی نکردند که با مردم زندگی کنند؟

این مردم از لحاظ فرهنگی خیلی نمی پذیرند با گروه های دیگر رابطه برقرار کنند و یک نوع تعصب نسبت به خرده فرهنگ های خودشان دارند. مثل: حفظ غذاهای محلی، پوشش، دکوراسیون ها، موسیقی محلی و...  حتی در زمینه مذهب هم گاهی دیده می شود که دین را به سبک خودشان تغییر می دهند. از طرف دیگر بافت متعصب و تشیع مذهب سبزوار هم چندان تمایلی به ارتباط با غریبه ها نداشت نه تنها خودشان تمایل به این ارتباط نداشتند، جامعه شهری هم اجازه این ارتباط را نمی داد و حتی آن را ناپسند می دانست چون مردم این منطقه در بعضی روابط شان چندان مقید نبودند و این مورد قبول مردم شهر نبود.

به نظر شما علت استمرار این شکاف ایجاد شده و عمیق تر شدن آن با گذشت زمان چیست؟

وقتی که یک شهر به مرور زمان تحول پیدا کند و یک قسمت از شهر بدون تغییر باقی بماند، آن بافتی که همراه این تحولات نشده قدیمی و عقب مانده محسوب می شود. کوی گلستان هم همراه با تحولات شهر پیش نرفت. چه به لحاظ بافت منطقه و چه به لحاظ فرهنگی. مثلاً کودکان در سنین پایین ترک تحصیل می کردند و بیشتر علاقه به کار داشتند و در خانه های قدیمی زندگی می کردند و به خاطر این سبک زندگی و تفاوت شان با بقیه نمی توانستند با مردم ارتباط بگیرند و این روند ادامه پیدا کرد.

آن طور که از ظاهر این بافت پیداست از ابتدا هم چندان مستحکم ساخته نشده علت این موضوع چیست؟ آیا ممکن است به فرهنگ آن ها مرتبط باشد؟

مردم این منطقه در عین حالی که یک جا نشین اند، اما دارای تفکر کوچ گری اند. بنابراین خانه هایشان را هم چندان مستحکم نمی سازند. چون ماندگاری چندان برایشان مهم نیست و خودشان را متعلق به یک جای خاص نمی دانند اصطلاحاًً همه جا مکانی اند و احساس می کنند به راحتی می توانند حرکت کنند و به همین خاطر به مکان خاصی مقید نیستند.

آیا اسکان این مردم در حاشیه شهر برای بازسازی این منطقه ایده خوبی است؟

حاشیه نشین کردن این مردم به بهانه خرید زمین ها یا تغییر بافت محل سکونت شان، ایده غلط و نادرستی است و ممکن است تغییرات بدی را به همراه داشته باشد و تنش های شدیدی را ایجاد کند که تبعات روحی و روانی را هم برای مردم این محله و هم شهر سبزوار به وجود آورد.

چطور می شود بافت این منطقه را با حداقل آسیب به مردم این منطقه و مردم شهر تغییر داد؟

به سرعت و با یک ایده ساده نمی شود آن جا را تغییر داد. جمعیت قابل توجهی در آن منطقه زندگی می کنند. حتی اگر به لحاظ مالی هم سرمایه داشته باشند، این سرمایه را صرف بازسازی خانه هایشان نمی کنند و روی کار و حرفه شان سرمایه گذاری می کنند. برای ایجاد تغییر در این بافت ابتدا باید یک پژوهش صورت بگیرد. دغدغه ها نیازها و سبک زندگی و همه این موارد مورد مطالعه و بررسی قرار بگیرد و بعد به تدریج تغییرات با توجه به این پیش زمینه ها آغاز شود.

منبع: آرشیو نشریه دیوار با اندكي ويرايش

                 

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
ممد
۱۳۹۴/۲/۱۶ ۱۴:۴۳
0 0
برو بابا اینا همش اداست .... لولوخورخوره ک نیستن!
مردم و مسؤولین

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

وضعیت مرکز معاینه فنی خودرو سبک بیهقی سبزوار افتضاح است

تحمل جامعه؛ حدی دارد

نباید در اطلاعات مردم سرک کشیده شود

⁣رفراندوم حقِ نسلِ جدید است

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

گریس چرخ های بوروکراسی

مسئولان قدر مردم ایران را ندانستند

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

از انقلاب دفاع می کنم

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

سهم خواهی بی ثمر

انتقاد حق مردم است

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

همنوایی با معترضان با هدف انتقام انتخاباتی از دولت غلط بود

دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تشکیل می شود

شفافیت؛ مهمترین رکن بودجه97 است

حوزه‌های علمیه نباید آلوده به بودجه‌های دولتی شوند

دولت؛ بازنگری اساسی در هزینه‌های غیرضروری مبتنی بر رانت انجام نداده است

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟

استبداد راه را بر فریب و دورویی باز می‌کند

علوم اجتماعی و محدودیت‌های قدرت

باید تکلیف خود را درباره «پلورالیسم» در جامعه روشن کنیم