کد خبر : 6785
Print
مهدی خلیلی

آسیب شناسی تاریخی آموزش و پرورش

یکشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۴ ساعت ۱۷:۲۴

Image titleسبزوارنگار/با مطالعه تاریخ آموزش و پرورش در چند قرن اخیر درمی یابیم که آموزش و پرورش این دیار چندان تغییرات اساسی و بنیادی نداشته است، پس آنگاه با خود می اندیشیم که گویی زمان بر آن نگذشته است و یا زمان برای این نظام اجتماعی متوقف شده است.

بگذارید اندکی به گذشته برگردیم. سپاهیان صفوی در نبردی که در سال 893 ه-ش در منطقه چالدران روی داد با وجود شجاعت و سلحشوری بسیار شکست خوردند. یکی از عوامل مهم شکست آنان در برابر عثمانی ها، نداشتن سلاح مناسب بود و در این جنگ قزلباشان از اسلحه های معمولی مانند شمشیر، تیر، کمان و نیزه و سپاهیان عثمانی از توپخانه استفاده می کردند. بعدها در زمان شاه عباس دو برادر انگلیسی به نام های آنتونی و رابرت شرلی به ایران آمدند تا تجربه اروپاییان در زمینه تولید سلاح های جدید جنگی را در اختیار ایران بگذارند.

در تاریخ یک صد ساله اخیر پس از احساس نیاز شدید به کسب علوم و فنون جدید (پس از شکست های ایران از سپاه روس در اوایل قاجار) دو جریان موازی مطرح شد. اتخاذ خط مشی اعزام دانشجو به خارج و تاکید به ایجاد مراکز علمی و فرهنگی در داخل. در سال 1228ه-ش عهدنامه گلستان و در سال 1243 عهدنامه ترکمنچای امضا شد، این دو عهدنامه موجب گشت که نیاز به علم در کشور بار دیگر احساس شود. میرزایحیی فراهانی معروف به میرزای بزرگ قائم مقام اول و پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام (معروف به قائم مقام ثانی) گام های نخستین را برداشتند. در سال 1226 دو نفر ودر سال 1231ه-ش پنج نفر برای تحصیل به کشور انگلستان روانه این کشور شدند. ایجاد دارالفنون در زمان امیرکبیر مهم ترین گام در اخذ علم و تمدن وگامی در جهت پیشرفت و توسعه کشور بوده است.

جامعه شناسان می گویند: جامعه تاریخ است زیرا دائما در حال حرکت تاریخ است، خود را دگرگون می کند و پیوسته در حال دگرگون ساختن خود، اعضایش، محیطش و سایر جوامعی است که با آنها در ارتباط است امابه راستی چرا آموزش وپرورش کشورمان در سکون و استاتیک به سر می برد؟

چه عواملی موجب عدم تغییرات اساسی و اصلاحی در فرآیند آموزش و پرورش کشورمان گردیده است؟ چرا آموزش و پرورش کشورمان در این چند قرن اخیر دست نخورده و بکر مانده است؟

اگر از منظر جامعه شناختی نظام آموزش و پرورش کشورمان بررسی شود درمی یابیم که این نظام، نظام غیرکارکردی می باشد. یعنی نظامی که یک یا چند قسمت از آن به درستی کار نمی کنند و دچار حالت عدم کارکردی درست شده اند و در اصطلاح می گوییم  « نظام گسیختگی » به وجود آمده است. نظام آموزش و پرورش ما به مصائب و مشکلات فراوانی دچار است که متاسفانه در این دو قرن مسوولان امر نتوانسته و یا نخواسته اند به حل مساله و مشکل بپردازند. یک مساله یا مشکل در علم فیزیک با مساله انسانی و اجتماعی یا مساله آموزش و پرورش تفاوت دارد. مدیران آموزش و پرورش به جای حل مساله به پاک کردن مساله پرداخته اند. حتی اینان آسان ترین روش حل مساله را در نظر نگرفته اند بلکه اولین راه حل مساله را درست ترین روش دانسته اند. بر همین سیاق، گذشت زمان مساله آموزش و پرورش کشورمان را پیچیده تر و دشوارتر نموده است. اگر در روزگار قاجار مشکل تعلیم و تربیت داشته ایم آن بدین معنی بود که 90درصد مردم خواندن و نوشتن را نمی دانستند و دنیای اروپا و آمریکای آن روزگار فقط کمی پیشرفته تر بوده است ولی حالا وضعیت فرق کرده است.

اکنون سازمان ملل با سوادی را این گونه تعریف می کند: " به کسی باسواد می گویند که مدرک فوق لیسانس داشته باشد ، حتی به یک زبان زنده دنیا مسلط باشد ، به رایانه آشنا باشد و به اینترنت نیز دسترسی داشته باشد ؛ ولی واقعیت این است که هنوز در جامعه ما  25 تا 35 درصد  300کلمه خواندن و نوشتن را نیز نمی دانند!! البته این اولین مرتبه با سوادی در دنیای مدرن است تازه اگر تعریف یونسکو به کار آید، با سواد در مرحله خواندن و نوشتن می باشد. با سوادی دو مرتبه دیگر نیز دارد.مرحله دوم با سوادی این است که او می داند چه چیزی را از کجا و چگونه یاد بگیرد. یعنی محقق و پژوهشگر باشد. ذهن نقادی داشته باشد اهل فهم و فلسفیدن و اندیشیدن باشد و با سواد عاطفی سومین مرتبه باسوادی است.

باسواد عاطفی کسی است که در جامعه نسبت به موقعیتی که قرار گرفته است نسبت به مسائل اجتماعی و فرهنگی حساس می باشد، البته این نشانه در روایات دین نیز آمده است. حضرت علی به امام حسن می فرماید: هر آنچه برای خود می پسندی برای دیگران نیز بپسند و هر آنچه برای خود نمی پسندی برای دیگران نیز نپسند.

آموزش و پرورش کشورمان سیاست زده است

در کشورمان همه راه ها بر سیاست ختم می شود. آموزش و پرورش نیز دچار سیاست زدگی شده است! برنامه های درس، متون درسی، رفاه معلمان، مدیریت آموزشی، نظام ارزشیابی و دیگر عناصر نظام آموزش و پرورش از سیاست تاثیر می پذیرد. سیاست زدگی هم علت و هم معلول است. نظام سیاست زده نخبگان را از حاشیه به متن می راند. نظام سیاست زده نمی تواند به سئوالات آموزش و پرورش پاسخ دهد اگر هم جویای پاسخی شد پرسش و پاسخ را آنگونه که او می خواهد بیان می دارد! آموزش و پرورش کشورمان دچار روزمرگی است. نظام سیاست زده به روزمرگی نیز دچار است! برنامه های مدون درسی وجود ندارد!

مدیران کلان و میانه امنیتی ندارند!

این نظام زمانی به دنبال اخذ نظام نوین تعلیم و تربیت، راه های ژاپنی پیشنهاد می کند و زمانی هم روش فرانسوی را برمی گزیند. خلاصه آینده نگری در این نظام تعلیم وتربیت جایگاه واقعی نداشته است. آموزش و پرورش ما وارداتی است. هر کشوری فرهنگ، تعلیم و تربیت خودش را دارد. یکی از بیماری های نخبگان ماالگوبرداری و مدل سازی است! در حالی که هر کشوری خصوصیات اجتماعی، اقتصادی، ملی، فرهنگی و جغرافیایی خودش را دارد. ایران، روسیه، فرانسه، ژاپن، آلمان، مالزی، چین یا نپال نیست. این جامعه در دو هزار و پانصد سال قبل نظام تعلیم و تربیت پیشرفته ای داشته است. ویل دورانت در کتاب مشرق زمین همواره تمدن درباره تعلیم و تربیت ایران می نویسد. یکی از اصول رایج تعلیم و تربیت ایران باستان آن بود که محل مدرسه نزدیک بازار نباشد تا دروغ و دشنام و تزویر که در آنجا رایج است موجب تباهی کودکان نشود، البته با ورود اسلام این جریان قدرتمندتر گردید.

حافظ، مولوی، سعدی، نظامی، عطار، رودکی  هزاران شاعر، دانشمند، محصول همین تعلیم و تربیت ملی، بومی و سنتی (آن هم به شیوه مکتب خانه ای) بوده است! اما به راستی چه شده است که امروزه روش متون، برنامه ها و همه ساخت ها و زیرساخت های دین نظام تعلیم و تربیت مو به  مو تقلید آن هم « تعلیم وارونه » می گردد!

آموزش و پرورش ما بی برنامه است. متاسفانه هر جریانی که بر سر آید از روش آزمایش و خطا می خواهد تفکرات ذهنی و خام خویش را در عرصه تعلیم و تربیت اجرا و عملی نماید! در حالی که نظام آموزش و پرورش ارگانیک است نه مکانیک! 

آموزش و پرورش ما قانون همه یا هیچ است

هر چند این اصل رنگ و بوی تجربی و فیزیکی دارد اما می توان آن را به حوزه آموزش و پرورش وارد نمود! این قانون به ما می گوید: در این نظام اجتماعی همه می توانند منتقد باشند و همه اهل نقد هستند. از بالاترین مقام مسوول آموزش و پرورش تا پایین ترین مقام! صورت دیگر این قضیه این است که هیچ کاری انجام نشود و یا نمی شود! آموزش و پرورش کشور ما فقر زده است متاسفانه شرایطی برای معلمان مهیا شده که برخی را به شغل شان بی توجه کرده و اگر بعضی از آنها فرصت کاری دیگر به دست آورند این حرفه را بوسیده و کنار می گذارند.

آموزش و پرورش کشورمان دچار موازی کاری است

امروزه غیر از آموزش و پرورش 17 سازمان دیگر مرتبط با فرهنگ و فرهنگ سازی در جامعه وجود دارد. البته همه می توانند در فرهنگ سازی مسوول باشند اما زیربنای آنان معلمان هستند و نظام آموزش و پرورشی! موضوع تعلیم و تربیت مقوله ای است که همه می خواهند در مورد آن قضاوت کنند، برای چه این گونه می باشد؟

آموزش و پرورش ما کمیت زده است

کمیت و کیفیت اصول کارآیی سازمانی در دنیای مدرنیزم می باشند! البته ما فقط به قول پارسونز جامعه شناس آمریکایی جنون کمیت زدگی در وجودمان است! ما همواره با اعداد و ارقام سروکار داریم! 90درصد دانش آموزان دیپلم گرفته اند اما کیفیت چه می شود؟ کسی به کیفیت کاری ندارد! به راستی وضعیت آموزش و پرورش کشورمان در چند دهه آینده چگونه خواهد بود؟ این برنامه اصلی فرهنگ کشور چگونه نوشته می شود؟ بازیگران عرصه تعلیم و تربیت این مملکت در فرآیند دنیای ارتباطات و مدرنیزم چگونه بازی می کنند؟ آیا دویست سال تجربه کافی نیست یا همچنان سناریوهای ذیل را می نویسیم و نقش های تکراری را ایفا می کنیم.

الف: نسل در پی نسل هم می آییم و جای پای هم قدم می گذاریم و به کسی هم کاری نداریم. گذشت زمان به صورتی است که گویی گذشته در حال و آینده ادامه پیدا می کند و این نظام آموزش و پرورش هیچ تغییری نمی کند! مسائل اصلی هنوز مطرح است و البته بی پاسخ!

ب: سناریوی تغییرات در آموزش و پرورش ممکن است حرکت دایره ای داشته باشد. گویی پس از چندی دوباره به حال اول برمی گردیم و دوباره همه چیز از سرگرفته می شود! این نظام به دور خود می چرخد !

اما واقعیت این است که سناریوهای فوق خالی از اشکال نمی باشد! یک سناریوی منطقی حرکتی رو به جلو، همواره با اصلاحات و تغییرات بومی، پرهیز از شعارزدگی و استناد از شعور دارد!

دویست سال زمان گذشته و ما هنوز اندرخم یک کوچه ایم! دیگر شعار بس است! دیگر فرافکنی بس است!

اگر امروز تلاش نورزیم، مطمئن باشید بیست سال آینده ما بدتر از این خواهد شد./. سخن معلم

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟