کد خبر : 6835
Print
سید اکبر حقانی مقدم بیزه ای:

طنز هسته ای

جمعه ۹ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۱۰:۲۱

Image titleسبزوارنگار/سید اکبر حقانی مقدم بیزه ای

در جریان مذاکرات هسته ای که روزهای زیادی در هتل کوبورگ سوئیس هیئت های ایرانی و شش کشور بزرگ دیگر دنیا را شبانه روزی محبوس در مذاکره و چانه زنی کرده بود اتفاقات خوشایند و ناخوشایند زیادی را هم سبب شد، از جمله این که وزیر خارجه روسیه که تقریبا پیرمرد است بارها خوابش برده و...این بار: (اصل مطلب حقیقی و واقعی است و حقانی برای لبخند زدن شما آن را طنز کرده) گفته اند که: در حین مذاکرات جان کری که از سماجت دکتر ظریف و دکتر عراقچی برای رعایت خط قرمز های ایران کلافه شده بود رو به دکتر ظریف می کنه و می گه بخدا قسم من پا میشم میرم ها. ظریف میگه خوب پاشو برو کری جان بچه می ترسونی به قول فرماندار داورزن راه بازه جاده دراز. جان کری میگه دوکی عراگی تو یه چیزی بگو ما که نمی تونیم همش کوتاه بیاییم خوب شما هم یه توک پا قدم وردارین تا تمومش کنیم دیگه بابا. دکتر عراقچی که از لهجه جان کری خوشش نمیاد و دائم به کری نق میزده میگه ای بابا مگه شهر هرته که کوتا بیام ما که مثل شما کشور چهار صد ساله نیستیم که حسین اوباما هم از کنیا پاشه بیاد رئیستون بشه ما رئیس جمهوری داریم، مجمع تشخیص داریم، مجلس شورا داریم، شورای امنیت داریم، آقای رسائی داریم، کوچک زاده داریم، مجمع دلواپسان داریم، سی و سه پل داریم، پل خواجو داریم، درخت گللی/gelli/ داریم. جان کری که مقهور حق خواهی و شهامت و سخنوری هیئت ایرانی ها شده دست های کشیده و بلندش را  با عصبانیت دو دستی از بناگوش ها تا وسط کله لای موهای سرش فرو می کند و هی می گوید اینا دیگه کی اند؟! اینا دیگه کی اند؟! تف به شانس ما، خانم آلبرایت کره ای ها را ترسوند، خانم هیلاری عربا رو خر کرد، اوباما کوبائی ها را قانع کرد، ریگان روس ها را از رده خارج کرد، حالا من با دو متر قد و چند ده نفر خدم و حشم و دها نفر بادی گارد، با چند هزار بمب اتم نمی تونم این جا پیش ایرانی ها نفس بکشم. دکتر ظریف که متوجه شده جان کری داره خفه میشه و فشارش افتاده به اعضای هیئت ایرانی میگه فشار رو کم کنید و فعلا یک لیوان آب قند بدین جان بخوره  تا بعد. آبدارچی هیئت میگه عسل اردبیل و سکنجبین بیزه هم بریزم توش یا نه که عراقچی اصفهانی میگه نه بابا اسراف نکن و ظریف هم میگه عسل باشه برای اوباما اون فشارش بیشتر افتاده. جان کری که از متلک های ایرانی و نادیده گرفتن ابهت امریکای ابر قدرت توسط ایرانی ها و بخصوص رهبری ایران و رئیس جمهوری اش و  وزیر خارجه اش  و حتی معاون وزارت خارجه اش بسیار بسیار ناراحت است دوباره با شدت دستهایش را مثل آدم های پکر و دیوانه به سرش می مالد و بعد از خاراندن سرش به یکباره با شدت تمام هر دو تا دست را روی میز می کوبد و می گوید تف براین روزگار. ما همه را می خسبانیم حالا ایرانی ها ما رو خسباندند. در حین کوباندن دست های بزرگ جان کری بر میز یک عدد خودکار بیک که بدبختانه زیر مکانی بوده که دست های جان کری فرود می آید پس از فرو رفتن سرش در دست جان کری به هوا پرتاب می شود و بعد از طی مسافتی یکی دو متری یک راست می نشیند بغل دست دکتر عراقچی. دکتر ظریف که از اوف اوف کردن جان کری به خاطر فرو رفتن سر تیز خودکار توی دستش احساساتی شده بوده میگه چی شد جان مواظب باش عزیزم خودتو به خاطر یانکی ها نکشی. جان کری میگه چی میگی دوکی نمی بینی داره میسوزه. هنوز دکتر ظریف می خواهد از جان کری بپرسد که کجات میسوزه که ناگهان دکتر عراقچی خودکار مربوطه را با سرعتی شبیه شهاب سه، پرتاب می کند به طرف جان کری و می گوید بیگیر که اومد، موشک جواب موشک تازه این غنیمتی خودتان بود مال ما تو راهه. جان کری که به خاطر سوزش دست و شکستگی پا ته و بالاش با هم داغون شده رو به عراقچی میگه مگه ندیدی حواسم نبود؟ عراقچی میگه منم زدم که حواست باشه که ما همیشه حواسمان هست. دیپلمات های حاضر در جلسه نقل کرده اند که پس از این جلسه جان کری دائم می گفته به خدای احد و واحد قسم که اگه ما بتونیم حریف ایرانی ها بشیم. اینا دیگه کی اند؟ نه میگن دنیا رئیسی داره، بزرگی داره، کدخدایی داره، امریکایی داره، اوبامایی داره، فقط حرف حرف خودشونه.

البته خبرگزاری ها خبر داده اند که پس از این جلسه جان کری رفته اتاق دکتر ظریف و عراقچی و کلی معذرت خواهی کرده و خیلی هم خواهش کرده که موضوع به جایی درز نکنه چون بقیه هم پر رو میشن و دست رو بزرگترا دراز می کنند ولی دکتر ظریف گفته ما عمداً این کارو کردیم که بقیه هم یاد بگیرند./.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...