کد خبر : 6902
Print
دکتر سید ابوالفضل حسینی(عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری):

هنر زنان در رابطه با حقيقت، خیر و زیبایی

یکشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۴ ساعت ۰۰:۲۷

متن سخنرانی دکتر سید ابوالفضل حسینی(عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری) در مراسم افتتاحيه ی نمایشگاه خط بانوان سبزوار (کِلکِ بانو) واقع در سالن امیر شاهی اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی سبزوار:

Image titleپیشگفتار:

 در ابتدا افتتاح نمایشگاه " کِلکِ بانو"را که مجموعه ای از آثار بانوان خطاط و خوشنویس سبزوار است، به  سرکار خانم طبسی، ریاست محترم اداره ی فرهنگ و ارشاد سبزوار و جناب آقای شرافت، رئیس انجمن خوشنویسان سبزوار و به تمامی خوش نویسانی که نقش آفرینان این نمایشگاه اند و همه ی حضار محترمی که علاقه مندان این هنر هستند، تبریک می گویم. من نمی دانم در شهر دیگری از کشور ما چنین نمایشگاه اختصاصی از خط بانوان برگزار شده است یا نه. در روزهای اخیر خبرهای فرهنگی-هنری خوبی در سبزوار داشتیم. این نمایشگاه، اعتماد به نفسی را در زنان و دختران ما ایجاد می کند که الگویی برای سایر نقاط کشور خواهد بود. قوت دست در تابلوها  به خوبی نمایان است. کتابت های بسیار زیبا، روان، یکدست و قوی با کمترین خطا وجود دارند. تابلوهایی با خط ثلث قوی و درشت با طرح های ابداعی و زیبا هستند که نشان از تلاش استادانی چون آقای شیرخانی  دارد. من گر چه هنری در خور نمایش ندارم ولی هنرمندان را دوست دارم، به این لحاظ سعی می کنم از جنبه ی تئوریک و نظری در باب هنر گامی بردارم و کمکی به ارتقاء فرهنگی بکنم.

  مقدمه و مبنا: حقیقت، خیر و زیبایی

در سخن من سه ویژگی انسان مورد توجه است که موضوعات چالش بر انگیزی در تاریخ فکر و اندیشه ی فلسفی از یونان قدیم تا امروز بوده و احتمالاً در آینده خواهد بود:  حقیقت، خیر و زیبایی

      1– حقیقت: آن چیزی است که انسان با دانش و فلسفه تلاش می کند به آن برسد و درک کند. ما با اندیشیدن و تلاش علمی و کسب معرفت به حقیقت می رسیم. ُقدما می گفتند که انسان دارای " قوّه ی عالِمه" است. اندیشه ی نظری در جهت رسیدن به حقیقت صورت می گیرد. جهان امروز، در شناخت حقیقت سردرگم تر از گذشته است. امروز می گویند که هر مکتب، مذهب و فلسفه ای بهره ای از حقیقت را می تواند داشته باشد. دیگر کسی نمی تواند ادعا کند که تمامی حق نزد اوست و دیگران بر باطل اند.  نظریه ی پلورالیسم(تکثر گرایی) همین را می گوید. مثال عوامانه ای زده می شود که حقیقت مثل آینه ای است که افتاده و شکسته است و هر قطعه ای از آن در دست کسی است. طبق این مثال نمی توان ادعا کرد که که تمامی حقیقت یکجا نزد کسی است. امروز پذیرفتنی نیست که "هنر نزد ایرانیان است و بس"! همین مقدار، آشفتگی در این زمینه را نشان می دهد، با این حال، راهی جز تلاش علمی و عقلی برای دریافت حقیقت وجود ندارد. البته که اندیشمندان و متفکران عالم بی کار ننشسته اند! بلکه بیش از گذشته می اندیشند.

     2– خیر: خیر نوعی عمل و کار است. ما دارای "قوّه ی عامِله "هستیم. کُنشگریم. این جا هر نوع کاری مورد نظر نیست. کاری که با اختیار همراه است. اختیارِ خیر و دفعِ شر. عملی که بر اساس اختیار و با آزادی و آگاهی صورت گیرد، در حوزه ی اخلاق قرار می گیرد. با اخلاق و مذهب می توان به خیر رسید. البته اخلاقِ فرادینی هم وجود دارد. قبل از اسلام هم فضائل اخلاقی در میان مردم و پیروان مذاهب دیگر نیز بوده است.  پس عمل اخلاقی، الزاماً فقط دینی نیست، اما دین بزرگترین پشتوانه ی اعمال اخلاقی است. انتظار از دین در درجه ی اول،تاثیر مثبت بر بهبود اخلاقی جامعه است. به پیامبر بزرگ اسلام نگاه کنید که می گوید:" انما بعثت لاتمم مکارمَ الاَخلاق"یعنی من به پیامبری بر انگیخته شده ام تا مکارم و فضائل اخلاقی را در میان انسان ها به کمال برسانم. تأکید بر این است که هدف رسالت، تکامل اخلاقی جوامع بشری است. بنا بر این فقه و آئین شریعت بایستی در این راستا باشد. یعنی شریعت، وسیله و اخلاق هدف است. این موضوع می تواند بین فقها و علمای اخلاق چالش هایی را بوجود بیاورد.  

     3 – زیبایی : با عشق و هنر می توان به زیبایی رسید. "قوّه ی مُبدِعه" ی انسان، او را موجودی خلاق و آفرینشگر می سازد، و انسان خالق آثار هنری می شود. تاریخ بشر نشانگر تکامل و گسترش فعالیت های هنری او از دوران غارنشینی تا کنون است. هنر با زیبایی سر و کار دارد. زیبایی شناسی را یکی از شاخه های فلسفه می دانسته اند. اکنون رشته های هنری متعددی در عالم هست و دانشکده های فراوان، هنر را تدریس می کنند. پژوهش های فراوان در تاریخ هنر، هنرهای ملل جهان، فلسفه ی هنرها و... صورت می گیرد، و سلایق و گرایش های متفاوتی در این زمینه ها وجود دارد.

      می بینید که این هرسه ، قوایی از انسان هستند. در یک انسان هر سه بعد "شناخت حقیقت"،"عمل خیر اخلاقی" و"گرایش به زیبایی و آفرینش هنری"  می توانند حضور داشته باشند و با یک دیگر سازگار باشند، بلکه هماهنگی و سازگاری بین آن ها در نگرش های قبل از دوران مدرن، لازمه ی انسانیت انسان بوده است.

مرحوم دکتر علی شریعتی به این سه گانه می اندیشیده است. در یکی از نیایش های خود چنین می گوید: "خدایا مرا یاری ده، تا جامعه ام را بر پایه ی کتاب، ترازو و آهن استوار کنم و دلم را از سه چشمه ی حقیقت، زیبایی و خیر سیراب سازم". 

حقیقت، خیر و زیبایی در تفکر سنتی و مدرن

در اندیشه ی افلاطونی و نوافلاطونی هر سه صفت فوق به "وجود"برمی گردند و بعد ها در اندیشه ی برخی حکیمان مسلمان  به خداوند نسبت داده شده اند. یعنی خداوند، حقیقت، خیر و زیبایی مطلق است. این اندیشه ی افلاطونی در آراء ارسطو و پس از او زمینی تر شد و این صفات از احوال "موجودات" دانسته شد و در تداوم این جریان فکری، حکمای مسلمان، به آن ها "عوارض ذاتیه ی موجود بما هو موجود" می گفتند. لذا هر موجودی را نیز از آن جهت که موجود است، حق، خیر و زیبا  می دانستند. چون ذات خداوند قابل شناخت نیست، بنا بر این از راه شناخت اسماء و صفاتش به شناخت او راه می یابند. اینست که تفکر در آثار و آیات الهی مورد توجه و تأکید است.

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست  // عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست(سعدی)

در دوران مدرن و پس از دکارت، بین حقیقت و خیر و زیبایی(جمال) جدایی افتاد. علم تجربی جدید جویای حقیقت مطلق نیست بلکه قیود و محدودیت های خاص خود را دارد. در برخی مکاتب هنری، اصل بر زیبایی، جدای از حقیقت و اخلاق است. اعتقاد به "هنر برای هنر" از همین جا سرچشمه گرفته است. در این دیدگاه هدفی اخلاقی و... برای هنر در نظر گرفته نمی شود و اصل بر لذت از هنر منهای جنبه های دیگر است. تئوفیلگوتیه هنر مفید را تخطئه می کند و هیچ چیزی را جایگزین لذت در هدف هنر نمی کند و هنر متعهد را نمی پذیرد.

 با این حال چه در دوران پیشامدرن و چه در ایدئولوژی هایی نظیر مارکسیسم، هنر، متعهد است. در گذشته هنر، متعهد به ادیان، خدایان، قبیله، مردم، پادشاهان و... بوده است. در تاریخ مارکسیسم، هنر در خدمت به آرمان این ایدئولوژی بوده است. هم اکنون نیز بیشتر کسانی که از هنر اسلامی سخن می گویند، آن را در پیوند با اصول، معیار ها و اهدافی تعریف می کنند که بی تفاوت نسبت به حقیقت و خیر نیست، بلکه عمدتاً متعهد و وابسته به آن دو است. هنری که هدف خود را خدمت به مردم معرفی می کند، با هنری که فقط زیبایی برایش هدف است(نه تعهد اخلاقی و خدمت به خلق)، دو نوع جهت گیری دارند.  

زیبایی شناسی جدید از حقیقت و خیر مستقل شده است و حال آن که در دوران پیشا مدرن چنین نبود. بنا بر این، یکی از تفاوت های مهم سنت و مدرنیته را در  استقلال این سه موضوع  می توان دید.

   زنان،حقیقت، خیر و زیبایی:

 الف – حقیقت: تاریخ بشر عمدتاً تاریخی مذکّر و مرد سالارانه بوده است، یعنی در عموم جوامع گذشته ی بشر، مردان به علل طبیعی و زیستی و شرایط زندگی، غلبه و سلطه داشته اند. شرایط تحصیل و علم آموزی و اندیشه ورزی و مشارکت در امور اجتماعی برای زنان کمتر فراهم بوده است. این گونه مسائل سبب شده که زنان متهم به کم-عقلی  شوند و حال آن که زمینه های شکوفایی استعداد زنان در مدرسه و اجتماع و... موجود نبوده است. اما در دوران های اخیر که شرایط اجتماعی و امکانات تحصیل در مدارس و دانشگاه ها فراهم گردیده است، زنان دارند جایگاه خود را در عرصه های علمی پیدا می کنند. هم اکنون در کشور ما با وجود اِعمال برخی محدودیت ها در پذیرش دانشجو در بعضی رشته ها، باز هم بالای شصت درصد از ظرفیت دانشجویان کشور ما را دختران تشکیل می دهند. علل و دلایل آن هم قابل گفتگو است. استعداد، زمینه های تحصیل دوران دبیرستان و... سبب پیشی گرفتن دختران در دانشگاه ها شده است و این پدیده، برخی از سیاسیون و مدیران جامعه را نگران کرده است! نگرانِ انواع معضلات اجتماعی برای آینده.

بنا بر این در روزگار ما، زنان در دانش و اندیشه و دستیابی به حقیقت، چیزی از مردان کم  ندارند.

 ب - خیر و عمل اخلاقی: احساس من این است که زنان به خاطر برخورداری از عاطفه و احساس بالا و بویژه درک حسّ مادرانه، در دورانی که از سطح علمی خوب هم برخوردار شده اند، می توانند به اخلاقی تر شدن جامعه کمک شایانی کنند. در جلساتی که خانم ها هم حضور دارند، نسبت به جلساتی که فقط آقایان هستند، فضا، تلطیف می شود، خشونت کاهش می یابد و فضای جامعه معنوی تر و جدی تر می شود.(این وضع در شرایط نرمال و جوامع پیشرفته است، نه در فضای داعشی و طالبانی و بوکوحرامی و...). پس حضور زنان با سواد و آگاه و حقیقت شناس در جامعه، عمل خیر را گسترش می دهد و آن را با فضیلت تر(اخلاقی تر) می کند.

ج -  زیبایی : حس زیبایی شناسی و لطافت ظرافت در خانم ها نه تنها کمتر نیست که ممکن است بیش تر نیز باشد. اگر درتاریخ کم تر بروز داشته است، به سبب همان علل و عوامل محدودیت زایی برای زنان بوده است که  پیش تر ذکر شد. بنا بر این با توجه به زمینه هایی که برای زنان در جوامع جدید پیش آمده است، در عرصه ی هنر و زیبایی شناسی خواهند درخشید. برگزاری این نمایشگاه اختصاصی خط بانوان سبزواری، تأییدی بر مُدّعای من است که اعتماد به نفس آنان را بیشتر خواهد کرد. در هنرهای دیگر نیز بانوان بسیار خوب درخشیده اند: نقاشی، تئاتر، سینما و...  

 زیبایی طبیعی و زیبایی هنری

در ادبیات ما و جهان، گل و زن، مظهر و نماد زیبایی هستند، اما در تقسییم بندی های زیبایی، زیبایی گل و زن، زیبایی های طبیعی محسوب می شوند.

 در هنر های جدید مفهوم  زیبایی از طبیعت به هنر منتقل شده است. زیبایی در آفرینش آثار هنری و خلقِ ساخته های ذهن و دست بشر است. آفرینش الهی که شامل آیات و پدیده های عالم است، یکسره زیبا است. اللهُ جَمیلٌ وَ یُحِبُّ الجَمال. خدا هم خود زیباست و هم آن چه آفریده زیبا هستند. سعدی گفت که "عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست".

جهان چون چشم و  خط و خال و ابروست   //  که هرچیزی به جای خویش نیکوست.

حکیمان ما از" نظام احسن آفرینش" سخن گفته اند.

همراهی  حقیقت، خیر و زیبایی:

 اگر کسانی چون حافظ ، آرزو داشته اند که " فلک را  سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم "، منظورشان طرحی نو در روابط انسانی است، نه در طبیعت و جهان منهای انسان. زیرا می گوید:

 "آدمی در عالم خاکی نمی آید به دست  // عالمی دیگر بباید ساخت، وز نو آدمی"

می توان استنباط کرد که باید جوامعی انسانی ایجاد کرد که در آن حقیقت، خیر و زیبایی های انسانی توسعه یابند. زیبایی در عمل به فضایل اخلاقی، هم در ادیان ابراهیمی و هم در ادیان شرق مثل آیین کنفوسیوس وجود دارد، همان که زیبایی معنوی نامیده می شوند. راهنمایی یک نابینا در عین حال که یک عمل اخلاقی است، در چشم صاحبان فضیلت، زیبا هم هست. علم آموزی و کشف حقایق نیز زیبایی معنوی محسوب می شوند. پس این سه باهم رابطه دارند و خوب است که داشته باشند.

  انسانیت،زنان، حقوق بشر و زیبایی:

 پیامبر ما فرمود که "من از این دنیای شما سه چیز را برگزیدم: زن، بوی خوش عطر و نور چشمم در نماز است." این نشان از روحیه ی زیبایی شناسانه ی آن بزرگ دارد. اگر این سخن را در تاریخ و جغرافیای آن فهم کنیم مطلب بیشتری دستگیرمان می شود. در جامعه ای که دختر را زنده بگور می کردند و به تعبیر قرآن، دختردار شدن، مایه ی ننگ بود، سخن پیامبر در مورد زن، انقلابی در تغییر نگرش هاست. در سرزمینی که گرمای زیاد، باعث عرق بدن می شود و سطح بهداشت نیز پایین است، حضور در اجتماع و مسجد، ایجاب می کند تا فضای عمومی مطبوع و خوشایند باشد. اگر درست به یاد داشته باشم پیامبر، سهم قابل توجهی از درآمدش را صرفِ خرید عطر می کرد. زیبایی خودسازی و ارتباط معنوی و سلوک عارفانه را هم که او بیش از دیگران می فهمید. همو که تأکید کرده است که" اَفضَلُکُم ایماناً اَحسَنُکُم اَخلاقاً" برترین های شما، از نظر ایمان، همان هایی هستندکه مراتب اخلاقی برتری دارند.

 کتاب "زن در آیینه ی جلال و جمال" نوشته ی آیت الله جوادی آملی را می توان در این عبارت خلاصه کرد که انسانیت انسان و مراتب معنوی او، به امور مادی و جسمانی نیست، بلکه به جنبه های معنوی است. پس جنسیت(مرد یا زن بودن) در این موضوع نقشی و اهمیتی ندارد.

در بحث ما نیز یعنی حقیقت، خیر و هنر که ویژگی های انسانی هستند، تفاوتی بین زن و مرد وجود ندارد. ارزش های اخلاقی و انسانی نیز متوجه به این امورند.   

زیبایی های یک اثر هنری قابل انکار نیست، اما آن چه آن را دلپذیر تر میکند آن است که حامل پیامی انسانی هم باشد. در یک تابلو خوشنویسی شده، محتوای اثر در ماندگاری آن تأثیر دارد.

 من معتقدم که قرآن مدعی است پیامی جهانی دارد( هُدیً لِلنّاس) و محمد، پیامبر رحمت برای جهانیان است( رَحمَتٌ لِلعالَمین ). در این صورت، مسلمان نیز باید جهانی بیندیشد، هرچند ناچار است که منطقه ای عمل کند. در حوزه ی اخلاق، باید به همه ی مردم عالم بیندیشیم. یعنی به ارزشهای اخلاقی جهانی فکر کنیم و آن را توسعه دهیم. در این صورت آداب محدود بازمانده از دوران قبایلی و فرقه ای در نظرمان غیر قابل تغییر نخواهد شد و دین که رسالت اصلی اش تکامل اخلاقی بشر است، همیشه تازه می ماند. هنرمندان به میزانی که هنرشان، پیامی جهانی تر و انسانی تر داشته باشد، ماندگار ترند.

به این شعر سعدی بنگرید :

بنی آدم، اعضای یک پیکرند //   که در آفرینش ز یک گوهرند

چو عضوی به درد آورَد روزگار // دگر عضو ها را نماند قرار

 تو کز محنت دیگران بی غمی  //  نشاید که نامت نهند آدمی

این نگاه به بشریت است. همین ویژگی است که آن را به عنوان یک اثر ادبی و تاریخی جذاب کرده است، به گونه ای که در سازمان ملل متحد نقش بسته و جزء سابقه ی تاریخی حقوق بشر است. همین طور در پیشینه ی ملت ما منشور استوانه ای کوروش نیز از اولین اسناد حقوق بشر است و نیز عهد نامه ی امام علی به مالک اشتر که شیوه ی حکمرانی را در خود دارد. این ها جزء افتخارات دینی و ملی ما هستند.

بنا بر این هر چقدر که می توانید پیام هنرتان را  انسانی تر کنید که اگر انسانی باشد، اسلامی هم می شود(اسلام، با قرائتی که در آن خدا و انسان ضد و دشمن یک دیگر نیستند، بلکه مردم، خانواده ی الهی تلقی می شوند. النّاسُ عِیالُ الله). تلاش هنرمند برای ارزش هایی که در راه احقاق حقوق مردم اند، مورد رضای الهی نیز هست. نان و رفاه مردم، آزادی، عدالت اجتماعی و مردم سالاری، صرفاً شعارهای سیاسی نیستند، بلکه آن چیزهایی هم هستند که هنرِ هنرمند را با جامعه پیوند می دهد.

هنر خط: 

در هنر خط  ما، به عنوان ملت ایران دارای وضعیت خاصی(علاوه بر جنبه های عمومی دیگران) هستیم. ما، در مقایسه با کشور های عربی و اسلامی دارای خط نستعلیق هستیم که برخی عرب ها آن را خط فارسی یا ایرانی می نامند. خط نستعلیق ظرافت ها، دقت ها و سختی های خاص خود را دارد. علاوه بر آن خط شکسته نستعلیق را داریم که بر پایه ی نستعلیق بنا نهاده شده و ظرفیت های بسیار بالای  ترکیب پذیری را دارد. این خط  که خاص ماست، از نظر قدرت مانوری که در اختیار خطاط می گذارد، بی نظیر است. براستی که هنرمندیِ خطاط را به خوبی می تواند متجلی کند.

در روز های اخیر به مناسبت نمایشگاه خط شکسته نستعلیق هنرمند شایسته آقای علی اکبر زرقی(و تذهیب همسر محترمشان خانم شهرآئینی)، گفتم و نوشتم که اگر قرار باشد که هنرمند خطاط در چهارچوب تنگ کادر نگنجد و مضمونی را بپرورد که او را و به تبع او، بیننده را به بالا برد و اوج بگیرد، بهترین خط، شکسته نستعلیقی است که تو را با خود رو به بالا می برد.

 در دهه های اخیر نقاشی خط مطرح و رواج یافته است و آثار هنر خوشنویسی را جذاب تر و متنوع تر کرده است. تنوع و به کار گیری رنگ ها در آن مورد نیاز بوده است، زیرا نسل های جدید تر تنوع طلب تر از گذشتگان اند. بنا بر این باید برای آینده هم فکری کرد. اگر به نستعلیق ساده اکتفا می کردیم، با کامپیوتری شدن آن، که تکنولوژی و صنعت، آن را انجام می دهد، دیگر ضرورتی به وجود چیزی به نام هنر خط نستعلیق نداشتیم. می دانیم که صنعت، هنر نیست. آری طراحی اولیه، کار هنرمند است اما تکرار و مونتاژ صنعتی، هنر محسوب نمی شود و کار تکنیسین و صنعتکار است. پس نباید با این پدیده برخورد منفی داشت، بلکه این را فرصتی برای ارتقای هنر خوشنویسی در عرصه های جدید تر دانست، تا در آینده ی دوران مدرن و پست مدرن، خط همچنان زنده بماند و روحیه ی آفرینشگری انسان و نیاز های معنوی او را برآورده نماید.

از حُسن استماع شما تقدیر و تشکر می کنم.   

Image title

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
فرهنگ و هنر

مجوز هفته نامه ملک بیداری ویژه سبزوار صادر شد

تقدیر از فرماندار ویژه سبزوار به عنوان مقام برتر استان در جشن نوروزگاه

حمایت از کالای ایرانی به فرهنگ سازی نیاز دارد

امور شرعی با اجبار و تحمیل سازگار نیست

بزرگداشت حکیم حاج ملاهادی سبزواری در سبزوار

حمید ضیایی‌پرور مدیرکل مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها شد

تعطیل کردن نقد در جامعه به ضرر خود مسئولین است

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

ضرورت احداث کتابخانه های عمومی در مناطق حاشیه شهر سبزوار

علوم اجتماعی و محدودیت‌های قدرت

چهار بحران در مقابل تمدن ایران!

مردی که معلولیت را بی اثر کرد

آیین افتتاح نمایشگاه جاذبه های گردشگری ومعرفی اقوام ایرانی وصنایع دستی برگزار شد

چگونه می توانیم" شهری شاد" داشته باشیم؟

منزل حمید ممتحنی به دانشگاه حکیم سبزواری واگذار شد

فصل‌نامه «بیهق‌نامه» با حضور وزیر ارشاد رونمایی شد

سالانه بیش از 20 میلیون مسافر از محورهای ارتباطی سبزوار عبور می کنند

هفتمین همایش ملی ابوالفضل بیهقی برگزار شد

هنر؛ بهترین ابزار جهت توانمندسازی جامعه معلولان است

برنامه محوری افق روشنی در اختیار مدیران قرار می دهد

مشکلات فرهنگی و اجتماعی سبزوار مشخص شده است

در کجای آموزش جهان ایستاده‌ایم؟

ادبیات کودک آموزش و پرورش را کمک می کند تا آموزش های زندگی بهتری به دانش آموزان ارائه شود

1200 خانوار تحت پوشش داریم

مردم را غریبه ندانید

اختصاص 6 میلیارد ریال برای کاووش در تپه باستانی سبزوار

فعالیت روزانه 1300 نفر در مراکز کانون پرورش فکری سبزوار

سخنی با مسؤولین میراث فرهنگی سبزوار

کوپال؛ بهترین فیلم جشنواره‌ی بین المللی آمستردام