کد خبر : 7017
Print
محمد زارع(معلم سمنانی):

روز جهانی معلم و تازیانه های تبعیض

یکشنبه ۱۲ مهر ۱۳۹۴ ساعت ۲۰:۴۲


Image titleسبزوارنگار/محمد زارع(دبیر دبیرستان های سمنان)

جالب است که همه و همه به ارزش و مقام معلم در جامعه و نیاز مبرم به این قشر تاثیرگذار قطع و یقین دارند اما فقط در حد شعار و سخن. سالهاست که معلمین زیر خط فقر با تنگناهای معیشتی و منزلتی دست و پنجه نرم می کنند و هیچ کس جرات و یارای رفع  مشکلات این قشر نجیب و مظلوم نظام اسلامی را ندارد. در سال های اخیر با ایجاد شکاف عمیق میان معلمان با سایر اقشار همچون پزشکان و دانشگاهیان و قضات، تازیانه تبعیض خط بطلان بر موجودیت عشق معلمی کشیده و ضربات مهلکی بر تارک معلمی و آموزش و پرورش زده است. و دیگر کسی معلمی را شغل انبیا نمی داند و در این میان سکوت و خاموشی معنادار رسانه ها، مخصوصاً رسانه ملی که بیشتر رسانه خصوصی  و به نوعی روابط عمومی نهادها و دستگاه ها شده تا مردم و مظلومان، درد این تازیانه را چندین برابر کرده است.

در سطح جهان و به پیشنهاد یونسکو روز ۵ اکتبر (۱۳مهر) هر سال به عنوان روز جهانی معلم نامگذاری شده است. در بیشتر کشورها برای بزرگداشت مقام و منزلت معلم جشن و مراسم متعددی برپا می شود. در ایران نیز این روز مصادف شده با 12 اردیبهشت ماه روز شهادت مرتضی مطهری که متاسفانه می توان گفت به نام معلم است و به کام دانشگاهیان. و عامدانه این روز با چندین مناسبت دیگر تداخل و تزاحم می شود. چرا؟ معلوم نیست. معلمان ایران اسلامی ثابت کرده اند که همیشه پشتیبان نظام و ولایتند و رهبر معظم انقلاب نیز دغدغه این قشر عظیم را خوب می داند و قدردان واقعی معلمین است. اما این سوال مطرح است که چرا مسئولین که مدعی ولایتمداری هستند توصیه های ایشان را در حق معلمان جدی نمی گیرند؟ آیا پشت پرده دست های پنهانی است که معلمان را همیشه نیازمند نگهدارند و برای تسلط بر معلمین، آن ها را با تازیانه تبعیض و فقر همیشگی حقوقشان را تضییع کنند؟ یا این که سخنان رهبری برایشان مهم نبوده و کم اعتبار است؟ اما این نامهربانی ها و بی عدالتی ها تا کجا ادامه دارد؟ تا کی معلم و خانواده اش باید با فقر و محرومیت و تبعیض زندگی کند؟ پس چه کسی می خواهد سخنان رهبر را در حق معلمین به اجرا در آورد. معلم هیچ امیدی به وزیر و مسئولان آموزش و پرورش ندارد زیرا ایشان کفایت و توانایی دفاع از حقوق حقه معلم را تا کنون از خود نشان نداده اند. حال وقتی معلم می خواهد حقوق حقه خویش را مطالبه کند برچسب هایی که خود لایق آن هستند را به او می زنند تا او را خاموش و منزوی کنند و دائم در طبل معلم هراسی می کوبند. 

سابقه اعتراضات حق طلبانه صنفی معلمان به قبل از انقلاب برمی گردد که با  کشته شدن یکی از معلمان به نام ابوالحسن خانعلی در روز ۱۲ اردیبهشت سال ۱۳۴۰ در تجمع اعتراض‌آمیز معلمان در میدان بهارستان رنگ خون گرفت آن هم  تنها درخواستشان که طی قطعنامه‌ای قرائت شد افزایش حقوق معلمان و داد از رفع تبعیض حقوق 400تومانی یک معلم لیسانسه در مقابل حقوق 2500 تومانی کارمند دیپلمه ی دارایی و نفت آن زمان بوده است که قبل از انقلاب اسلامی به همین مناسبت  روز معلم نام گذاری شد. این نامگذاری ملی چه قبل و چه بعد از انقلاب به عنوان نمادین روز ارج نهادن به مقام و منزلت معلم است تا جامعه و مسئولین به دور از شعار، در عمل حرمت معلم را حفظ کنند و او برای تامین معاش و داشتن رفاه حداقلی خود و خانواده به شغل های کاذب دون شان معلمی مثل مسافرکشی و دستفروشی و دلالی روی نیاورد. اما در سال های اخیر تازیانه تبعیض هنوز بر سر و صورت معلمان بلند است و معلم در سخت ترین روزها بسر می برد. معلم ملجا و پناهی ندارد، تشکیلات منسجمی برایش تعریف نشده و قانون مدونی ندارد. رسانه ای ندارد. اگر کارمند است مثل کارمند با او رفتار شود و اگر معلم است مثل معلم دانشگاه، نه شتر است و نه مرغ. و کسی جواب فریاد مظلومیتش را نمی شنود. نامه هایی که به مقامات عالی رتبه نظام اسلامی نوشته تاکنون بی پاسخ مانده است. چرا؟ متاسفانه رسانه ملی به شدت داد بی نوایی معلم را در شدیدترین سانسور خبری خاموش نموده اما از آن سو وقتی قرار است در ماه های آینده اقدامی برای معلم صورت گیرد فورا خبری می کند. چرا؟ در رسانه ملی جان یک بز کوهی و یا رفتار غیر اخلاقی دو فوتبالیست و یا زباله های بیمارستانی و هزاران سوژه اجتماعی خبر مهم است اما  معلمان هیچ حقی در رسانه ندارند. چرا؟
در موضوع رتبه بندی معلمان که اصغر فانی 6ماه است در همه جا آن را تنهاترین و بهترین اقدام منتسب به خود قلمداد می کند چیزی جز فریب معلمان و ایجاد تفرقه و اختلاف درونی چیز دیگری نیست. اصل و ماهیت اعتراض معلمان در دهم اسفند 93 و بعد از آن عدالت و برابری همه مشمولین خدمات کشور از بیت المال و رفع تبعیض شدید و زجر آور با سایر اقشار پر زرق و برق به گفته رهبر انقلاب بود. اما اجرای رتبه بندی نه تنها درمان نبود بلکه با هدف تفرقه افکنانه میان معلمان بوده و نشان داد که مسئولین نظام به ویژه در وزارت متبوع به هیچ عنوان قصد عمل به فرامین رهبری که در 16 اردیبهشت امسال ایراد نمود را ندارند. در موضوع رتبه بندی وزیر و  زیرمجموعه خردمندش با تناقض گویی های متعدد ثابت کردند که اصلا معلم را نمی شناسند و دغدغه او را هم ندارند. ایشان گفتند که با اجرای این طرح  600 و 800 هزار تومان  معلمان افزایش حقوق خواهند داشت خوب یک مدیر با 29 سال و یک معلم با مدرک دکترا حداکثر مبلغ افزایش یافته 490هزار تومان بوده  است حال، معلمان و افکار عمومی از جناب وزیر اصغر فانی پر تحرک و زرنگ این سوال را می پرسند که 600 و 800هزار تومان رتبه بندی به کدام معلم رسیده؟ آیا شامل همان معلم نماهایی شده که اسپورتیچ گرفتند و به سفر آنتالیا رفتند؟ آیا مدیران سطح بالای ستادی گرفتند؟
جامعه و مسئولین تلاشگر نظام اسلامی بداند بی مهری و تبعیض نسبت به معلمان و عمل نکردن به رهنمودهای رهبر عظیم الشان انقلاب موجب بغض و کینه و بی انگیزگی معلمان و بازخورد این نامهربانی و بی عدالتی به فرزندان خود شما باز خواهد گشت و خسارات جبران ناپذیری بجا خواهد گذاشت. جامعه بدون پزشک و قاضی زنده می ماند اما بدون معلم چیزی بجز جنگل و عقب ماندگی و در دهان دشمن رفتن حاصل نخواهد شد. مسئولین بدانند که تامین رفاه اقشار پر زرق و برق شادی و آرامش را در جامعه تقسیم نمی کند اما نیم نگاهی محبت آمیز به معلم جامعه که فرزندتان را به خاطر خودش نه مقام و ثروت پدرش می خواهد به پویایی و شعف و پیشرفت سوق خواهد داد. اگر بفکر نظام نیستید به خاطر فرزندانتان عدالت را در حق معلم تمام کنید.

معلم محمد زارع؛ عضو گروه معلمان عدالتخواه پیرو ولایت

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟