کد خبر : 7202
Print
رسول انصاری؛ فرهنگی از ملارد:

آدرس غلط ندهید!

جمعه ۲۹ آبان ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۱۷

Image titleسبزوارنگار/ رسول انصاری:نقدی بر نوشته ی شیرزاد عبداللهی؛ برای افزایش حقوق آدرس غلط ندهید!

این روزها برخی از دوستان فرهنگی ، در رابطه با کم و کیف راه های افزایش حقوق فرهنگیان ، چنان راه کارهای نامربوط و غیر قابل اعتنایی بر زبان می آورند که حتی مقامات بالای وزارت نیز از بیان چنین راهکارهایی اِبا دارند. این دوستان که این روزها ، " کاتولیک تر از پاپ " هم شده اند ، به جای ارائه ی راهکارهای علمی و قابل اجرا ، با ارائه ی آمارهای غیر قابل استناد ، سست و نه چندان صحیح ، صورت مساله را عوض کرده ، ماهیت آن را تغییر داده و شکل جدیدی از مساله و مشکل را به جامعه ی آموزشی کشور عرضه می کنند . 

نوشته ی " آقای شیرزاد عبداللهی " که در تاریخ 20 آبان در این سایت وزین منتشرگردید ( این جا ) ، در برگیرنده ی چنین نکاتی است که نیاز به نقد جدی دارد . در این میان تک تک فرهنگیان وظیفه ی خطیری به عهده دارند . آنها باید هوشیاری و فراست خود را نسبت به این آمارها و راه کارها حفظ کرده و با تحقیق و مطالعه و به صورت مکتوب درصدد جواب برآیند و بدین وسیله نگذارند که چنین آمارها و راه کارهایی ، مبنای برنامه ریزی و سیاست گذاری های آتی در سیستم آموزشی قرار گیرد .

این نگرانی جدی است و در صورت بی تفاوتی فرهنگیان عزیز ، نه تنها مشکلات حقوق و معیشت و آموزش در مسیر حل شدن قرار نخواهد گرفت ، بلکه فاز جدیدی از مشکلات نیز وارد مدار نابه سامانی های آموزش و پرورش خواهد شد .

 

با توجه به مقدمه فوق ، ذکر نکات زیر را لازم می دانم.
1- سیاست تعدیل نیرو در آموزش و پرورش اگرچه می تواند به عنوان یک راه حل مورد بحث قرار گیرد ولیفقط باید محدود به نیروهای ستادی و اداری شود . این سیاست باید از خود وزارتخانه ، جایی که حامیان جدی نیز دارد ، کلید خورده و به سطح ادارات کل و ادارات زیر مجموعه تسری یابد . در غیر این صورت ، این راهکار تبدیل به ابزاری خواهد شد برای استثمار معلمان ، مدیران و معاونان و بهره کشی هرچه بیشتر از آنها . واقعیت تلخی که با شروع سال تحصیلی جدید و در قالب شلوغ تر شدن کلاسهای درس و 6 ساعت تدریس رایگان مدیران و معاونان ، آن را تجربه کردیم . در نوشته های بعدی و به شرط بقاء عمر ، مطالبی را در این رابطه بیان خواهم کرد .


2- مضحک ترین پیشنهادی که برای افزایش حقوق توسط ایشان که به نظر می آید کاسه ی داغ تر از آش شده اند ، بیان گردیده ، پیشنهاد افزایش ساعت کار معلمان از 24 و 25 ساعت به 30 ساعت است . البته اولا مشخص نیست این پیشنهاد بر پایه ی کدام تحقیق و پژوهش و اساسا بر چه مبنایی مطرح گردیده ، ثانیا چنین پیشنهادی که به عنوان راه کار ارائه شده ، از پای بست ویران است و همان طور که در مورد قبل اشاره کردم ، فقط راه را برای استثمار هرچه بیشتر معلمان ، صاف و هموار خواهد کرد .


3- در رابطه با توسعه مدارس غیر دولتی نیز ، ذکر این نکته ضروری است که توسعه ی چنین سیاستی تا جایی قابل قبول است که به کیفیت آموزشی در مدارس دولتی آسیبی وارد نگردد و از حیث برخورداری از امکانات و مولفه های دیگر آموزشی ، مخصوصا از لحاظ تراکم کلاسی تفاوت معنا داری بین این مدارس مشاهده نگردد . البته جای این پرسش باقی است که اگر این روش پسندیده و حسنه است ، چرا در رابطه با صنعت خودروسازی توصیه و تجویز نمی شود  ؟!

چرا دولتیان به هر شکل ناجوانمردانه ای ، عزم خود را جزم کرده اند تا از دولتی بودن صنعت خودروسازی همچنان حمایت کنند و بودجه کلانی را هم به این صنعت ترزیق کرده اند و آن گاه "غیر دولتی کردن " را یکی از راه های درمان سیستم آموزشی به حساب می آورند .


و اما راه کارها:
1- تا جایی که دولت ها در قبال آموزش و پرورش احساس مسئولیت و تعهد بیشتر نکنند و آن را صرفا مصرفی و سربار به حساب آورند ، مشکلات به قوت خود باقی است . از این لحاظ فرقی هم نمی کند که در سال 40 باشیم یا 76، 84 یا 94 . كارشناسان تعليم و تربيت كشور در خصوص نحوه تخصيص بودجه به نظام آموزشي معتقدند كه هر چقدر نظام آموزشي براي ما از اهميت بیشتری برخوردار باشد ، ناچاريم به آن بودجه بیشتری هم اختصاص دهيم . يعني اگر تعليم و تربيت را زير بناي توسعه ملي خود همانند ساير كشورهاي دنيا بدانيم و براي رشد اقتصادي ، فرهنگی ، اجتماعی و آموزشی به مديريت و آموزش نيروي انساني توجه داشته باشيم،‌نگاه و عملكرد ما در خصوص چگونگي اختصاص بودجه به آموزش و پرورش نيز تغيير خواهد كرد.
بودجه آموزشي طبق استاندارد‌هاي جهاني بايد بیشتر از پنج درصد توليد ناخالص ملي باشد در صورتي كه اين عدد در كشورمان از 4.7 درصد در سال های گذشته (گزارش بانک جهانی برای سال 2010) به میزان كمتر از 2.5 درصد کاهش يافته است . با این روند ، امید چندانی به صلاح و فلاح در آموزش و پرورش نیست ، مگر آنکه این استاندارد مورد رعایت قرار گیرد .


2- بعد از جنگ دولت ها جفای بزرگی را در حق آموزش و پرورش روا داشتند و سال به سال ، سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت را کاهش دادند و بدین وسیله ضربات جبران ناپذیری را به پیکر نحیف آموزش و پرورش وارد آوردند . بررسی مرکز پژوهش های مجلس در رابطه با سهم وزارت آموزش و پرورش و دستگاه های تحت نظر آن از بودجه عمومی دولت در ۵ سال اخیر، نشان می‌دهد که به طور میانگین ۸٫۶ درصد از بودجه عمومی دولت به این وزارتخانه تخصیص یافته؛ هر چند این میزان در سال‌های مختلف، بین ۶ تا ۹ درصد متغیر بوده است. البته این سهم در سال 76 چیزی در حدود 18 درصد از بودجه عمومی دولت بوده است.

سید محمد بطحایی (معاون توسعه و مدیریت پشتیبانی وزارت آموزش و پرورش ) نیز با اشاره به این موضوع و در آیین تودیع و معارفه مدیرکل آموزش و پرورش استان کرمان ابراز داشته است: " متاسفانه در سال ۹۲ این سهم به کمترین میزان خود طی ۱۲ سال به حدود 9.2 درصد کاهش پیدا کرد و این رقم در سال 94 حدود 10.8 درصد پیش بینی شده است ".

در جای دیگری این مقام آموزشی افزوده است : " اگر بخواهیم یک آموزش و پرورش در خور شان نظام اسلامی تقدیم کنیم چیزی در حدود 24 درصد بودجه دولت باید در اختیار این سازمان باشد ".( گردهمایی مشترک روسای آموزش و پرورش منطقه پنج کشور).


3- فعالیت های صنفی و حرکتهای صنفی معلمان باید به شکلی آهسته ، پیوسته ، نظام مند و در عین حال مقتدرانه ادامه یافته و کاملا به رسمیت شناخته شود . در کشوری چون فرانسه و حتی در کشورهای جهان سوم ، سندیکا و اتحادیه های قوی و بانفوذ معلمی وجود دارد و البته آنها قدرت چانه زنی و توان مذاکره بالا با مقامات مسئول را نیز دارند . حق اعتصاب ، تجمع و راه پیمایی و.... در قانون برای آن ها پیش بینی شده است و کسی را به سبب پی گیری حقوقش مورد پی گیری قضایی قرار نمی دهند. در صورت وجود چنین شرایطی می توان به اصلاحات اساسی در آموزش پرورش امید بست و آینده آن را چندان تیره و تار ندید . 

4- معلمان باید به صورت عملی ، محسوس و اثر گذار در سیاست گذاری و برنامه ریزی کلان آموزشی مشارکت داده شده و به شکل جدی طرف مشورت قرار گیرند .

جای خالی معلمان در شورای عالی آموزش کاملا محسوس است ؛ معلمینی که در مدارس و کلاس ها حضور داشته و از وضعیت بلبشوی آنها اطلاع دارند .

یکی از مشکلات آموزش و پرورش ، برنامه ریزی و سیاست گذاری از سوی کسانی است که از حال و هوای کلاس و مدرسه هیچ اطلاعی ندارند و با توهمات ذهنی خود اقدام به صدور بخشنامه و آئین نامه کرده و جامعه ی آموزش و پرورش را دچار مشکلات عدیده و لاینحلی می کنند./. سخن معلم

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟