کد خبر : 7305
Print
دکتر سید ابوالفضل حسینی(عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری):

نگاهی به جنبش دانشجویی ایران و بایسته های کنونی‎

سه شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۴ ساعت ۲۲:۵۶

Image titleسبزوارنگار/دکتر سید ابوالفضل حسینی؛عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری

تعریف واژه ها:

جنبش: حرکتی گروهی است که در آن هدف، تغییر، تحول و یا اصلاح است.

دانشجویان:کسانی (و معمولاً جوانانی) که در دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در سطوحی بالاتر از سطوح متوسطه، تحصیل می کنند.

جنبش دانشجویی: حرکت جمعی دانشجویی که بخشی از جنبش های اجتماعی است و برای هدفی مشخص به صورت جمعی یا تشکیلاتی با دارا بودن هویت جمعی، اقدام می کند.

جنبش دانشجویان الزاماً یک جریان پیوسته و دائمی نیست و ممکن است به صورت اعتراض های مدنی و یا هر شکل دیگر بروز کند. ممکن است رهبری معین نیز نداشته باشد. معمولاً با نام و هویت دانشجویی، قصد به دست گرفتن قدرت سیاسی را ندارد. ممکن است فعالیت های خاصی را در دستور کار خویش قرار دهد. آرمان ها و علایق مشترک آن ها در هویت جمعی و حرکت برای تحقق اهدافشان، تأثیر دارد و این حرکات معمولاً تندتر از رفتارهای احزاب جامعه ی مدنی است. جنبش های دانشجویی، آرمانی، عدالتخواه و آزادی طلب اند و معمولاً همراه تحولات اجتماعی، سیاسی هستند.

جنبش دانشجویی در ایران:

پس از تأسیس دانشگاه در ایران در دوره رضاشاه پهلوی، مفهوم و اصطلاح " دانشجو"به محصلان دانشگاه گفته شده است.

پس ازشهریور1320 و خروج رضاشاه، فضای سیاسی باز شد. ولی حزب توده که پشتیبانی ایدئولوژیک و حمایت های سیاسی شوروی سابق را به همراه داشت و از قدرت تشکیلاتی نسبتاً زیادی برخوردار بود، گسترش زیادی در محیط های تحصیل کردگان یافت. ایدئولوژی مارکسیستی، حزب توده را به اندیشه ی جهانی پیوند می داد و جنبش های ضدامپریالیستی و کمونیستی در بسیاری از کشورهای جهان رونق داشت.

در1327که حزب توده، غیرقانونی اعلام شد، سازمان دانشجویان وابسته به این حزب در دانشگاه تهران فعال بود.

انجمن اسلامی دانشکده پزشکی دانشگاه تهران در 1322 تشکیل شد.

سازمان دانشجویی جبهه ی ملی هم در سال1329 تأسیس شد.

بخشی ازفعالیت این تشکل ها در واکنش به فعالیت حزب توده وطرفدارانش بود.

پس ازکودتای28مرداد 1332 وسقوط دولت ملی دکتر محمد مصدق و دراعتراض به دخالت های آمریکا، حادثه ی16 آذر بوجود آمد که درآن سه تن از دانشجویان دانشگاه تهران به نام های "شریعت رضوی، قندچی و بزرگ نیا" به شهادت رسیدند:" سه قطره خون"ی که به قول دکتر شریعتی بر چهره دانشگاه  نقش بست و این "سه یار دبستانی" که هیچگاه از دانشگاه نرفتند. از آن پس، روز16آذر، "روز دانشجو" است.

مهندس بازرگان، آیت الله طالقانی ودکتر سحابی( از مؤسسان نهضت آزادی ایران) برحرکت اسلامی دانشگاه تأثیر گذاشتند.شهید مطهری هم که به دانشگاه وارد شده بود، سخنرانی هایی در مجامع دانشجویی داشت.

از سال1332تا 1342 که حکومت محمد رضاشاه پهلوی، به کمک حامیان آمریکایی و انگلیسی اش، قدرت بیشتری می یافت، جنبش دانشجویی، در داخل و خارج از کشور، در حال بازشناسی خود و جامعه بود تا این که درسال 1342 پس از واقعة 15 ی خرداد، در بخش هایی از جامعه و محیط های دانشگاهی حرکتی جدید آغاز شد. اما این آغاز، چندین سال زمان لازم داشت تا بروز و ظهور داشته باشد.در اواسط دهه ی40 سازمان های مخفی چریکی"مجاهدین خلق ایران" و"فدائیان خلق ایران" تشکیل شدند ولی تا پایان این دهه، دست به اقدام خاصی نزدند ولی از میان دانشجویان مستعد، یارگیری می کردند. این جوانان انقلابی که تحت تأثیر جریان انقلابات سوسیالیستی، کمونیستی وآزادیبخش، گرایشات چپ داشتند، به این نتیجه رسیده بودند که رژیم شاه به روش های دموکراتیک و از طریق نهادهای مدنی، اصلاح پذیرنیست. این بودکه می خواستند با زبان گلوله، با حکومت حرف بزنند. در اوایل دهه ی پنجاه با گرفتار شدن آن ها این روش مسلحانه راه به جایی نبرد، ولی دل بسیاری ازجوانان و دانشجویان را برده بود.

زمانی که این دو سازمان ( یکی مسلمان و دیگری مارکسیست) علنی شدند، مرحوم دکتر علی شریعتی، تأثیر خویش را در جامعه باروش و استراتژی خاص خود، گذاشته بود. او از دانشگاه مشهد شروع کرد، در بسیاری  از دانشگاه ها سخنرانی کرد و پس از اخراج از آن دانشگاه و استقرار در تهران، حسینیه ی ارشاد، با سخنرانی های او به کانون اصلی جنبش فکری و فرهنگی تبدیل شد، به گونه ای که چندهزار نفر دانشجو و غیر دانشجو درکلاس هایش شرکت می کردند.

در اواخردهه40 و اوایل دهه50  اندیشه ی شریعتی، اندیشه ی غالب بود. در همین روزگار بود که انقلاب اسلامی در بهمن1357 ، طومار حکومت سلطنتی و پادشاهی موروثی را در هم پیچید.

جنبش دانشجویی در پیروزی انقلاب نقش بسیار اساسی داشت. سالهای1356 و1357پس از درگذشت دکتر شریعتی و مصطفی خمینی،دانشجویان که این بار، با مطالعه آثار شریعتی، عمدتأ سمت و سویی اسلامی گرفته بودند، به صورت سربازان امام خمینی درآمدند و حاملان پیام انقلاب در سرتاسر کشورشدند.

پس از انقلاب همین دانشجویان بخش عمده ای از بنیانگذاران سپاه، بسیج وجهاد سازندگی شدند. انجمن های اسلامی دانشجویان درتمامی دانشگاه ها شکل گرفتند. همزمان تشکل های هوادار سایر احزاب هم تشکیل شدند،فدائیان خلق، مجاهدین خلق، سازمان پیکار، حزب توده و... همه، نشریات و سازمان های دانشجویی هوادار خود را داشتند. هرکدام به هر میزان که قدرت داشتند، از اتاق های دانشگاه رابه تصرف خود در می آوردند. در این میان "انجمن دانشجویان مسلمان" که هوادار سازمان مجاهدین خلق بود، به لحاظ تشکیلاتی و حمایتهای کادرهای سازمان که در بیرون از دانشگاه، تشکیلات"جنبش  ملی مجاهدین" را راه اندازی کرده بودند، سیطره می یافت تا این که جنگ اتفاق افتاد و پس از آن "انقلاب فرهنگی" رخ داد. حادثه ای که ظاهرا ً بنا بود درآن، علوم و کتب دانشگاهی"اسلامی" شود، ولی عملا ً به پاکسازی دانشگاه از گروه های مختلف و تصفیه ی برخی اساتید انجامید وسه سال دانشگاه تعطیل شد.

دانشجویان زیادی در دفاع از کشورشان، درجنگ تحمیلی شرکت کردند و تعداد زیادی از آنان شهید شدند.

30 خرداد 1360 روزی است که سازمان مجاهدین خلق، پس از یأس از کسب قدرت به طریق عادی، به ترور همه جانبه روی آورد وبا ترور و کشتار و انفجار، جوانان زیادی را به کام زندان و اعدام کشانید. سران آن ها ازکشور خارج شدند ولی طرفداران خود را به دام انداختند.

پس از انقلاب، احزاب حاکم هم، تشکیلات دانشجویی درست کردند( مثل حزب جمهوری اسلامی)، ولی محیط های دانشجویی به ریاست جمهوری بنی صدر  یا حزب جمهوری اسلامی وحتی پیش تر ازاین، دولت موقت، چندان روی خوش نشان نمی داد.

در روزهای پایانی شهریور 1358 پس از یک هفته جلسه وگفت وگو، در دانشگاه پلی تکنیک(امیر کبیر) اساسنامه ی دفتر تحکیم وحدت( انجمن های اسلامی دانشجویان و سازمان های دانشجویان مسلمان دانشگاه های سراسر کشور)تصویب شد و دانشجویان حاضر در این جلسات به قم و دیدار بنیانگذار جمهوری اسلامی رفتند. (این جانب نماینده ی انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد در این جلسات بودم)

این تشکل سراسری، جریان مورد حمایت سران حکومت شد ولی این جریان جانب جناحی از مجموعه ی حاکمیت را گرفت که به تدریج به طیف "خط امام" مشهور شد.

در13آبان 1358 انجمن های اسلامی دانشجویان و سازمان های دانشجویی مسلمان دانشگاه های تهران مطابق برنامه ریزی محرمانه ای، دست به اشغال و تصرف سفارت آمریکا زدند واین جریان از طریق شهید بهشتی در مجلس خبرگان رهبری، اعلام وحمایت رسمی شد وبعداً با حمایت های بنیانگذار جمهوری اسلامی، بزرگترین جریان ضدآمریکایی در داخل کشور را بوجود آورد. تسخیر سفارت آمریکا، به نام انقلابی بزرگتر از انقلاب اول نامیده شد.

در آن روزها به خاطر جوﱢّ انقلابی در داخل و حتی به خاطر دخالت های آمریکا در کشورهای مختلف، این شیوه ی مبارزه ی ضدامپریالیستی در میان انقلابیون، پذیرش داشت، گرچه به لحاظ دیپلماتیک و حقوق بین المللی، عملی غیرقانونی شمرده می شد( و امروزه کمتر طرفدارانی دارد). دولت موقت بازرگان، استعفاداد، اما گروه های مختلف و جنبش دانشجویی، همچنان از عمل  دانشجویان مسلمان پیرو "خط امام"  که سفارت آمریکا را به عنوان" لانه ی جاسوسی" در تصرف خود داشتند، حمایت می کردند. حتی گروه هایی که امروز و سالها پس از آن حادثه، آن را محکوم می کنند، درآن روزها، در اطراف سفارت آمریکا، خیمه زده و شبانه روز در حمایت از دانشجویان خط امام، در آن جا مقیم بودندو شعار می دادند. احزاب مختلف پس از انقلاب تا سال60، به طرق مختلف و علی رغم شرایط موجود فعالیت داشتند. پس از جنگ و ترورهای مجاهدین خلق، فضای سیاسی جامعه بسته شد.

آرمان های جنبش دانشجویی در دهه ی60 ،  که بدون حضور هواداران احزاب مختلف است، استکبارستیزی، حمایت از جنبش های اسلامی و جنگ فقر و غنا و... است که همه این مفاهیم را از امام خمینی گرفته است. نوعي تك صدايي در جنبش دانشجويي در دهه ي شصت ديده مي شود وهمين هم به تدريج سبب بروز مشكلاتي مي شود كه حكومت تلاش مي كند ، جنبش دانشجويي را حكومتي كند .

در دهه ی هفتاد، در عرصه ي روشنفكري ديني تحولاتي رخ مي دهد كه در جنبش دانشجويي هم تأثير مي گذارد . جناحي كه قدرت را در دست داشتند ، نوانديشي ديني را بر نمي تابيدند و سر ناسازگاري با آنان گذاشتند. دفتر تحكيم هم به تدريج مورد كم مهري طيف سنت گرا و محافظه كار حكومت قرار مي گرفت. زمينه هاي پيروزي طيف خط امام ،(مجمع روحانيون مبارز ،سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي و دفتر تحكيم وحدت) در پايان دوره هشت ساله رياست جمهوري هاشمي رفسنجاني فراهم گرديد و خاتمي ، بعد از سخنراني شب احياء در دفتر تحكيم وحدت، دلهاي دانشجويان را متمايل به خويش كرد. دفترتحکیم  وحدت، همايشي در سالن ورزشي دانشگاه صنعتي شريف برگزار كرد كه خاتمي سخنران آن بود و موج آفريني آن روز ، آغاز ورودخاتمي  به عرصه انتخابات هفتمین دوره ریاست جمهوری شد. نقش آفرینی دانشجویان  کشور در انتخاب خاتمي(دوم خرداد1376)، وصف ناپذير است .دوم خرداد و جنبش دانشجويي به هم گره خوردند و سرآغازي شد بر جنبش اصلاحات که هويتي اصلاح طلبانه يافت .

آزاديخواهي و اعتلاي فرهنگي در گفتمان جنبش دانشجويي جايگاهي رفيع يافت .

گفت و گوي تمدن ها، جامعه ي مدني، دموكراسي، حقوق بشر، قانون گرايي و حقوق شهروندي و ... ادبياتي بود كه محصول دوران اصلاحات است و در ميان جنبش دانشجويي مقبوليت تام داشتند.

خاتمي در انتخابات 2 خرداد 1376  شعار اساسي اش "قانون گرايي" بود  و نام "اصلاح طلبي" بعد از آن بود كه بر روش سياسي و مديريتي او و هوادارانش نهاده شد.

دفتر تحكيم وحدت (انجمن هاي اسلامي دانشجويان )كه احساس كرد از چنين قدرتي برخوردار است، در  انتخابات مجلس و شورا در قامت يكي از احزاب و گروه هاي سياسي از مجموعه ي اصلاح طلبان به سهم خواهي دچار شد و يكي از زمينه هاي اختلاف دروني اش نيز همين مسأله بود.

اي كاش دفتر تحكيم وحدت، از دوره هاي اصلاحات، بهتر بهره مي برد. از آغاز دهه ي هشتاد، دوگانگي در دفتر تحكيم وحدت پيش آمد. نيروهاي ناپیدای نفوذي هم براي تضعيف و  از هم پاشيدن آن دست بهكار شده بودند و  تحكيم دو شقه شد.

"طيف علّامه و طيف شيراز "

پايان دولت خاتمي و شروع دوران جديدي كه به نام " احمدي نژاد: معجزه هزاره سوّم" ناميده مي شد با افول جنبش دانشجويي نيز همراه بود. از سال1384كه آقاي احمدي نژاد رئيس جمهور شد، بساط دفتر تحكيم و تشكل هاي مستقل در دانشگاه ها  برچيده شد. دفتر تحكيم وحدت متلاشي شد و تك صدايي در دانشگاه ها حاكم گرديد.

از سال 1384 تا 1388 همه ي سياست ها براي ترويج تك صدايي حامي دولت بهكار رفت. انتخابات رياست جمهوري سال 1388 داشت بارقه ي اميدي در دل جوانان اين مرز و بوم ايجاد مي كرد و اميد مي رفت كه جنبش دانشجويي پس از يك تجديد نظر در مواضع گذشته ي خود، نشاط فكري ، فرهنگي و سياسي را به جامعه  و دانشگاه باز گرداند. اما حوادث به گونه اي ديگر رقم خوردند و فضاي جامعه به قدري بسته شد كه :

 از اين سموم كه بر طرف بوستان بگذشت      عجب كه بوي گلي هست و رنگ نسترني

 

   اكنون درشرايط پس از انتخابات رياست جمهوري 24 خرداد ماه 1392 با نگاهي به نقش آفريني دانشجويان در آن به بايسته هاي كنوني خواهيم پرداخت :

اصولاً شوراي نگهبان و عوامل اصلي مؤثر در انتخابات، بنا داشته و دارند كه انتخابات را طوري برگزار كنند كه دانشجويان كمترين نقش را در آن داشته باشند! انتخابات رياست جمهوري كه نسبت به انتخابات مجلس و شوراها و خبرگان، نقش ملّي وسراسري (غير محلي)دارد ، هميشه بايد در شرايطي برگزار شود كه دانشجو درگير امتحانات خودش بوده و نتواند فعاليت سياسي داشته باشد!! اين انتخابات نبايد درشرايط عادی دانشگاه ها و با حضور دانشجویان برگزار شود! چون تجربه نشان داده است كه هرگاه پاي انتخابات صحيحي در ميان باشد ، محافظه كاران بازنده اند!! جامعه ي دانشجويي، تحول خواه و آرمان خواه است و اين با مشي و استراتژي محافظه کارانی كه نمي خواهند قدرت اجتماعي، سياسي، ديني و اقتصادي خود را از دست بدهند، تفاوت دارد .

انتخابات سال 88 سرخوردگي عجيبي در همه ی اقشار اجتماعي ايجاد كرد. بخشی ازحاکمیت، براي کسب وجهه ي بين المللي، به رأي مردم نياز دارند وبا این حال هم نمي خواهند كه فرد غير مورد دلخواه خودشان رأي بياورد. فعلاً انتخابات در ايران مشكلات خاص خود را دارد.

 (شرح اين هجران و اين خون جگر اين زمان بگذار تا وقت دگر)

ستاد هاي انتخاباتي مهندس موسوي در سال 1388 بالاترين حضور هاي دانشجويي را درخود نشان مي داد، ولي حكومت نتوانست از آن همه انرژي به سود كشور استفاده كند،بلكه بخش هايي از آن، اين بهترين " فرصت " آشتي جوانان و دانشجويان با نظام را به عنوان "تهديد" تلقي كردند و نتيجه، آن شد كه در طول چهار سال گذشته بر جامعه، حكومت، دانشگاه ها، جوانان و دانشجويان گذشت و متأسفانه از جهات زیادی "بد"بود .

در غياب جنبش دانشجويي مستقل، هیچ کس و هیچ تشکیلاتی، کاری عمقی و اساسی درجهت ارتقاء فکری در دانشگاه نکرد و جامعه تقریباً در جا زد و یا عقبگرد داشت.

 در تك صدايي، هيچ كس رشد نمي كند. اختلاف نظر علمي و فكري در محيط دانشگاهي بحران زا نيست ، تكامل آفرين است (پیامبر رحمت فرمود: اختلافُ عُلما ء اُمّتي رَحمه ).

 رهبري نظام از "كرسي  هاي آزاد انديشي " سخن گفتند، اما درشرايط تك صدايي، خبري از آزاد انديشي در دانشگاه ها نبود. آزادي، فقط براي محافظه کارانی بود که با تکامل فکر و فرهنگ رابطه ای نداشتند. از بي محتوايي يا كم محتوايي و تكرار مكررات سخنراني ها و سخنرانان، جز رکود اندیشه حاصل نشد.

لازم به ياد آوري است كه تشكل هايي نظير "جامعه ي اسلامي دانشجويان"و "انجمن هاي اسلامي مستقل" نيز بدون تأثير جدّي وجود داشتند ولی آنان جنبشی نداشتند.

 اگر دوران احمدی نژاد  را با دوران خاتمي از نظر ارائه ی فكر و انديشه در محيط هاي دانشگاهي توسط تشكل هاي دانشجويي مقايسه كنيم، خواهيم دانست كه، تك صدايي چه قدر عامل ركود انديشه شده است .

و اگر محتواي سخنراني ها و برنامه هاي سال هاي اخير در محيط هاي دانشگاهي موردبررسي قرار گيرد، آنگاه متوجه خواهيم شد كه چقدر عوامزدگي در فهم و تفسير مسائل اجتماعي ، سياسي و ديني در محيط هاي دانشگاهي رواج داده شده است .

را جع به آسيب شناسي فعاليت هاي فرهنگي و سياسي و ديني محيط هاي دانشگاهي(بهويژه در سال هاي اخير )بايد سميناري خاص برگزار كرد و در اين اندك نمي گنجد، اما این کار براي يافتن راه درست براي آينده، لازم و ضروري است و  اميد است كه جنبش دانشجويي آن را در دستور کارخویش قرار دهد...

 و اكنون :

...مي توان اميدوار بود كه دولت روحاني اندكي از آب رفته را به جوي باز گرداند .

مي توان اميدوار بود كه در جامعه، احزاب، گذشته ي خود را بازنگري و تجديد ساختار كنند .

مي توان اميدوار بود كه در دانشگاه ها قدري اجازه ي فعاليت فرهنگي به تشكل هاي ديگر هم بدهند و...

مي توان اميدوار بود كه دوران جديدي  درجنبش دانشجويي رقم زده شود .

(البته خوب است كه مرز بين احزاب سياسي و تشكل هاي دانشجويي رعايت شود .اگراحزاب در بيرون دانشگاه ها  آزادانه فعالیت کنند، نیازی نیست که تشکل های دانشجویی در درون دانشگاه ها، کار حزبی انجام دهند.كار سياسي هم در دانشگاه، بايد با روش علمي و عالمانه باشد، همچنين كار و فعاليت ديني نيز ).

مي توان اميدوار بود كه اصولگرایان محافظه كار نه براي خدا - كه براي آبروی خودشان هم كه شده ،فضاي سياسي و فرهنگي جامعه را قدري باز تر كنند .

مي توان اميدوار بود كه بعد ا ز 34 سال كه از انقلاب گذشته است، جرائم سياسي تعريف شود تا اختلاف نظر سياسي را به "براندازي " تفسير نكنند. (جمله معروف آقاي احمدي نژادرا از ياد نبرده و نمي بريم كه مي فرمود : "در ايران كسي به خاطر اظهار نظر سياسي در زندان نيست" . چه قدر آرزوي تحقق اين جمله ی حكيمانه را داريم !)

مي توان اميدوار بود كه تشكل هاي فرهنگي، هنري، اجتماعي و سياسي دانشجويي ايجاد شوند، تا هر كس مطابق ذوق و علاقه اش، به فعاليت فوق برنامه بپردازد .

 و در يك كلام ميتوان اميد وار بود  " نشاط " كه كالاي كم يابي درميان  جوانان ماست، به جامعه برگردد تا ازاين همه دلمردگي و افسردگي ، قدري كاسته شود .

و بايد براي شادي ، نشاط و اعتلاي فكري فرهنگي و اخلاقي كاري كرد.

پی نوشت: این یادداشت آبان 92 در نشریه انجمن علمی دانشجویان علوم سیاسی دانشگاه حکیم سبزواری منتشر شده است.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟