کد خبر : 7422
Print
دکتر سید ابوالفضل حسینی(عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری):

احزاب بزرگ، مشکل نظارت در انتخابات را کاهش می دهند

یکشنبه ۱۳ دی ۱۳۹۴ ساعت ۱۵:۵۵

Image titleسبزوارنگار/دکتر سید ابوالفضل حسینی؛عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری – 10 دی ماه 1394

افزایش تعداد کاندیداها:

با پایان گرفتن مهلت ثبت نام  برای کاندیداتوری، بنا به نقل وزیرمحترم کشورآقای رحمانی فضلی، مشخص شد که: "برای مجلس شورای اسلامی ۱۲ هزار و ۱۲۳ نفر و برای مجلس خبرگان ۸۰۱ نفر ثبت‌نام کرده‌اند. وی با بیان اینکه ثبت‌نام کاندیداهای انتخابات خبرگان نسبت به دوره ی قبل ۶۲ درصد افزایش داشته است، گفت: ثبت‌نام انتخابات مجلس نیز تقریباً دو برابر شده است... (1 )

آیت‌الله شیخ محمد یزدی رئیس مجلس خبرگان رهبری هم خاطرنشان کرد که:" 800 نفر برای شرکت در انتخابات مجلس خبرگان ثبت‌نام کرده‌اند که به نظر می‌رسد اهداف دیگری پشت پرده ی این نام‌ نویسی‌ هاست. بنابراین باید مراقب بود. " ( 2)

آیت الله احمد جنتی نیز در حالی که هنوز ثبت نام برای مجلس شورای اسلامی ادامه داشت، در خطبه های نمازجمعه تهران اظهار داشت که:

"متاسفانه آمار ثبت نامی در مجلس و خبرگان در حال بالا رفتن است، برای من ابهام است. " ( 3)

ثبت نام برای دهمین دوره ی انتخابات مجلس شورای اسلامی  و پنجمین دوره ی مجلس خبرگان رهبری با وضعیت مذکور به پایان رسید. در باره ی جایگاه حقوقی شخصیت های فوق الذکر و جنبه های حقوقی اظهارات  آنان، در این  جا سخنی نمی گویم، بلکه چرایی و چگونگی حل قضیه، برای من هم مهم است.  در این جا راه حلی دراز مدت ارائه می کنم، تا دغدغه های این چنینی از بین برود.

احزاب در ایران:

کشور ما پس از مشروطیت، هم در دوره پادشاهی ( اواخر قاجار و تمام دوره ی پهلوی) و نیز در دوره ی جمهوری اسلامی، سیستم انتخابات پارلمانی و تفکیک قوای سه گانه را پذیرفته است. در قانون اساسی هم آزادی احزاب و انتخابات آزاد به رسمیت شناخته شده است، اما :

 قرارِ نانوشته ای از همان ابتدا وجود داشته است که احزاب بزرگ شکل نگیرند ولی احزاب کوچک و تشکل های بی خطر تا حدودی حضور داشته  و تحمل شده اند و این برای ژست دموکراتیک لازم بوده است.  در سال 1354 حتی دوحزب وفادار به شاه هم در هم ادغام شدند و "حزب رستاخیز ملت ایران" توسط شاه بوجود آمد. در این باره و نظایر آن در این جا سخنی نمی گویم، که متأسفانه احزاب دولت ساخته اند.از آفات چنین احزابی باید در جای خود سخن گفت. برای کشور ما در رابطه با احزاب و ساختار قدرت، نکته ی قابل توجه دیگری هم ضرورت دارد که به طور خلاصه نباید مثل مصر و پاکستان، نظامیگری حاکمیت سیاسی پیدا کند و احزاب به حاشیه رانده شوند.

درشرایط حاضر در هر دو طیف و جبهه ی اصلاح طلبان و اصولگرایان، احزاب و تشکل های متعددی وجود دارند: مثلاً در جبهه ی اصلاح طلبان بیش از 20  تشکل سیاسی هست، ولی اگر قرار باشد که حتی یکی از آن ها از نظر کمیّت به حدّ " جبهه ی مشارکت ایران اسلامی " و یا ازنظر ریشه دار بودن به "سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی " برسد، از سوی همان قرار نانوشته، باید از بین برود. ( 4) این شیوه ی مملکتداری در روزگار امروز جز به تعویق انداختن روند توسعه ی کشور، هیچ نتیجه ی مثبتی به همراه ندارد. زیرا با این سیاست ها، ما دائماً در حال تجربه کردن امور تکراری در حد نزدیک به صفر خواهیم بود. با اجرای این سیاست تنها ممکن است مدتی محافظه کارانِ مسلط بر قدرت،  زمان را به نفع خود بخرند، ولی کشور آسیب می بیند و از تجربیات جهانی بی بهره می ماند.( نابودی سازمان برنامه و بودجه  در دولت احمدی نژاد و بازسازی آن  در دولت روحانی نمونه ای از این گونه امور است.)

 ایران و کشورهای توسعه یافته:

اگر روی کار آمدن "اوباما" را در آمریکا با روی کار آمدن "احمدی نژاد" درایران مقایسه کنیم و تداوم دو دوره ی چهار ساله ( مجموعاً هشت ساله) ی هرکدام را ارزیابی کنیم، می بینیم که در آمریکا حزب دموکرات مسؤولیت امور دوران اوباما را می پذیرد ولی در ایران نه جبهه ی اصولگرایان (با احزاب و تشکل هایش) و نه دیگر نهاد های حامی احمدی نژاد حاضر نمی شوند مسؤولیت عملکرد دولتی را  که خود به قدرت رسانده اند، به عهده بگیرند. این روش مملکتداری  و حکومت نه تنها کمکی به تکامل اجتماعی نمی کند، بلکه باعث عقب ماندگی و سبب در جا زدن  کشور می شود.

 در نبودِ احزاب قوی و بزرگ، زمینه برای بالا آمدن افراد فرصت طلب که بر موج احساسات سوار می شوند، فراهم می شود. در کشور ما موارد متعددی ازین دست را تجربه شده است و متأسفانه باز هم ممکن است تجربه شود. کسانی ادعا کرده اند لیست فاسدان اقتصادی کلان را درجیب دارند و افشا می کنند و نکردند.  ادعای پاکترین دولت ها ی تاریخ ایران  را داشتند و هم اکنون نزدیکترین یارانشان در رده های بالای مدیریتی  به جرم اختلاس و فساد مالی در زندان اند.

راه حل چیست؟

 برای بالا بردن کیفیت سطح رؤسای جمهور، نمایندگان مجلس خبرگان و مجلس شورای اسلامی  و شوراهای شهر و روستا، ( تا اطلاع ثانوی ) چاره ای جز به رسمیت شناختن سیستم حزبی  وجود ندارد. در درون احزاب بزرگ و قوی شخصیت های بزرگ و قوی پرورش می یابند و به طور طبیعی بالا می آیند. ( 4 )  یک حزب آبرومند، حاضر نیست آبرو و حیثیت خود را برای افراد ضعیف، مسأله دار و بدنام، لکه دار کند، چرا که برای استمرار حیات سیاسی خود بیش از هر چیز به اعتماد آینده ی مردم  نیاز دارد. بگذارید تشکل های کوچک سیاسی در قالب احزاب بزرگ  شکل بگیرند و انتخابات با رقابت واقعی برگزار شود، در این صورت فایده اش را کشور و ملت خواهند دید.

در آمریکا دو حزب بزرگ جمهوریخواه و دموکرات وجود دارد. دو جریان قوی در کشور رسمیت دارند و رییس جمهور، متناسب با نظر اکثریت، معمولاً از یکی از این دو جریان انتخاب می شود. نیروهای نظامی نیز در این روند، دخالت نمی کنند و پا را ازگلیم خویش فراتر نمی نهند. همین آقای اوباما را نگاه کنید: با آن که سیاه پوست با سابقه ی مسلمانی و پیشینه ی مهاجرت خانواده بوده است، بر اثر ذکاوت  خویش در تحصیل و سیاست، در یک فرایند طبیعی در درون حزب دموکرات بالا آمده و از سوی حزب به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح شده است. برای آن ها در این مرحله دیگر نیازی به زحمت های بررسی صلاحیت نمی افتد، چون این کار قبلاً توسط خود حزب انجام شده است. اگر کاندیدای آن ها از توانمندی های لازم – و بلکه بیش از دیگران - برخودار نمی بود، و یا در آن جامعه بد نام می بود، حزب او را معرفی نمی کرد.

 در انگلیس، (بجز احزاب کوچک)  دوحزب بزرگ محافظه کار و کارگر وجود دارد. در فرنسه و آلمان و......  نیز چنین است. در این کشورها دو یا سه حزب بزرگ از گرایش های موجود در میان مردم نمایندگی می کنند. این گرایش ها ضامن بقای کشور و حکومت اند و اگر یکی از گرایش ها نتوانست خوب کار کند و اعتماد مردم را کسب نماید، در انتخابات بعدی کنار می رود و جریان دیگری  با رأی مردم مدیریت را به دست می گیرد. در این صورت با حاکمیتِ گفتمانِ دموکراسی، سلایق موجود در کشور، فرصت عرضه ی برنامه های خود را دارند. در حقیقت مردم نقش آفرینند.

راه حل کوتاه مدت و راه حل دراز مدت:

برای این دوره که فرصت اندک است، راه حل کوتاه مدت و اورژانسی، اجماع عقلانی کاندیداهای هر جبهه، در هر حوزه ی انتخاباتی است که  می تواند تاحدی از بدتر شدن اوضاع بکاهد، گرچه باری از دوش شورای نگهبان برنمی دارد. احتمالاً در این بلبشوی تعدّدِ کاندیداها، احتمالاً شورای نگهبان و مسؤولان نظارتی دچار کم دقتی خواهند شد، بویژه آن که برخی از آنان بد بینی خویش را پنهان  هم نمی کنند و این اجرای عدالت را هم مشکلتر می کند. در این وضعیت، ممکن است فرصت هایی از بین بروند حقوق کاندیداهایی ضایع شود و فرصت رسیدگی و پاسخگویی هم بوجود نیاید. در پدید آمدن این وضعیت، افراد و نهاد هایی را می توان مقصر دانست، اما بگذارید این شیوه ی حکمرانی را جزئی از توسعه نیافتگی متناسب با این روزگار بدانیم.   

اما برای راه حل دراز مدت بیائید حد اقل دو جریان درون نظام  را در ایران به رسمیت بشناسید و تنگ نظری را به کناری بنهید و فرصت ایجاد دو حزب قوی و بزرگ را به مجموعه های همسو بدهید.

( معنای  این سخن  ممانعت از وجود احزاب کوچک تر با سلایقی غیر از این دو جریان کلی  نیست.)

با این کار، خطری کشور را تهدید نمی کند. افراد شایسته در درون هرکدام از دو جریان با روندی معمولی  جایگاه خویش را خواهند یافت. عِرضِ خود نخواهند برد و زحمت شما نخواهند داشت. بار گرانی که شورای محترم نگهبان، خود در بررسی صلاحیت ها برداشته است، نیز سبک خواهد شد.

انتخابات با وجود احزاب بزرگ، کار شورای نگهبان را آسان می کند، چون تلاش احزاب بزرگ، بر معرفی صاحبان صلاحیت های بزرگ است.

وَ...فیهٰا مٰآرِبُ اُخرٰی..... فواید، اندرین بسیار باشد!

--------------

زیر نویس ها:

1-              http://baharnews.ir/news/97323

2 -      http://www.asriran.com/fa/news/439851/-         

 3-    http://www.asriran.com/fa/news/439965D8

4 -   سخن شهید بهشتی را به یاد بیاورید که گفت من حزب را معبد می دانم.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟