کد خبر : 7655
Print
مهران صولتی:

نسل سوخته ای به نام نوجوانان دهه 80 ​

دوشنبه ۱۹ بهمن ۱۳۹۴ ساعت ۲۲:۱۵

Image titleسبزوارنگار/نسل سوخته ای به نام نوجوانان دهه 80 
*مهران صولتی
گزارش منتشر شده اخیر درباره ابعاد هولناک آسیب های اجتماعی گریبان گیر نوجوانان دهه 80، یک طنز تلخ تاریخی را با چالش مواجه ساخت. این که برخلاف متولدین دهه 60، این متولدین دهه 70 هستند که شایسته عنوان "نسل سوخته" هستند. مطابق گزارش؛ حدود 50 درصد نوجوانان تجربه قلیان، حدود 40درصد تجربه سیگار، حدود 30 درصد تجربه الکل و حدود 40 درصد تجربه نزاع های خیابانی بعد از مدرسه را داشته اند.
چرا اینچنین است؟ چرا نسلی متولد سال های پس از انقلابی که بنا بود آدم سازی کند، چنین فرجامی یافته است؟ در ادامه به پاره ای از عوامل پدیدآورنده این وضع اسف بار اشاره می کنم:
1- وقوع انقلاب و تحمیل جنگ در دهه نخست تاسیس جمهوری اسلامی اگر چه خسارت های فیزیکی و انسانی زیادی به کشور وارد کرد ولی در تقویت سرمایه اجتماعی نقش زیادی داشت؛ حس نوع دوستی، اعتماد اجتماعی، پیوندهای گروهی، همدردی ها و همدلی های جمعی در زمره پیامدهای ناخواسته این دو رویداد مهم بودند، ولی با ورود کشور به دوران بازسازی وکانالیزه شدن سرمایه  های اجتماعی در راستای توسعه اقتصادی کشور، نوعی احساس منفعت طلبی، آسایش مداری و استحاله جمع در فرد اتفاق افتاد که نتیجه ای جز افول ارزش های انسانی -اخلاقی به دنبال نداشت.
2-با پایان جنگ، دولت وقت کوشید تا به بخش خصوصی میدان بیشتری برای فعالیت بدهد، این نیت قابل دفاع متاسفانه با همراهی سایر بخش ها برای تحقق آزادی های سیاسی، شفافیت اقتصادی و حقوق شهروندی مقارن نشد، از همین رو به پیدایش قشری نوکیسه انجامید که قادر بود چوب حراج بر کلیه سرمایه های اجتماعی کشور زده و نوعی افسار گسیختگی ارزشی ایجاد نماید.
3- دردوران بازسازی؛ خصوصی سازی مبتنی بر سرمایه داری مالی، به کالایی شدن تمام پدیده های اجتماعی منجر می شد، از بهداشت، آموزش و دانش گرفته تا اخلاق، شرافت و انسانیت، همه و همه در چرخه بازار قرارگرفته و قیمت گذاری شدند. کار به جایی رسید که همه ارزش ها قابلیت خرید و فروش پیدا کردند، فقط قیمت آن ها بر اساس قانون عرضه و تقاضا متفاوت بود. روشن است که در چنین زمینه ای از بی هنجاری گسترده که تاکنون نیز تداوم یافته است، مجالی برای دفاع از اخلاقی شدن جامعه باقی نمی ماند.
4-جامعه درگیر روند کالایی شدن گسترده، متعالی ترین ارزش ها را نیز به بهایی اندک سودا می کند، فردیت فاقد جامعه را ترویج می کند و با دخالت حکومت در همه عرصه ها، به هزار و یک زبان به شهروندان خود می آموزد که باید حل تمام مشکلات را از حکومت متوقع باشند. بنابراین حقوق فردی بر مسئولیت های اجتماعی تفوق یافته و موازنه میان این دو مولفه به فراموشی سپرده می شود. لذا نسلی پا به عرصه حیات می گذارد که فاقد مهارت های لازم برای تعامل اجتماعی بوده و از پرخاش گری یا افسردگی، رنج می برد. 5-معمولا جوامعی که درگیر فردگرایی افراطی می شوند پادزهر آن را در تشکیل گسترده NGO ها جستجو می کنند. در روزگار اضمحلال جماعت های سنتی، جوامع مدرن می کوشند تا همبستگی های جدیدی را بنیان گذارند که بیش از همه متکی بر به رسمیت شناختن تفاوت ها و ترسیم پیوندهای شبکه ای میان اعضاء می باشد. متاسفانه در ایران امروز، ما همچنان در کمند نوعی نگاه بدبینانه و امنیتی نسبت به این تشکل ها گرفتار بوده و فرصت حل بحران های هویتی نوجوانان دهه 80 را به سرعت از دست می دهیم.
6 -برخلاف نوجوانان دهه50و 60 که توانستند با پیروزی انقلاب و جنگ، سوژگی سیاسی خود را به نمایش گذاشته و در عمل تاثیرگذاری خود بر روند تحولات جامعه را تجربه کنند، نوجوانان دهه 70 و 80 فاقد چنین نقش مهمی بودند، پدیده مبارک دوم خرداد هم زودتر از آنچه تصور می شد به سردی گرایید و در اثر کارشکنی های مخالفان نتوانست امید به نقش آفرینی جوانان در سیاست را همچنان زنده نگه دارد، بنابراین امیدی شکوفا شده، به پژمردگی آسیب زا انجامید که تبعات آن هنوز هم قابل مشاهده است.
تکمله: به نظر می رسد حل مشکل جوانان این نسل راه حل فوری  ندارد، شکل گیری نوعی عزم و اراده ملی پیش نیاز گره گشایی از این بحران و سایر معضلات مشابه است، پس از آن باید به سمت تحقق نوعی توسعه متوازن و پایدار رفت که قرار است با محوریت سرمایه اجتماعی به تدریج مشکلات گریبان گیر این نسل سوخته را مرتفع نماید.

* دانشجوی دکتری جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟