کد خبر : 7779
Print
ناصر آملی:

از قضا سرکنگبین، صفرا فزود!

جمعه ۱۴ اسفند ۱۳۹۴ ساعت ۱۱:۴۴

Image titleسبزوارنگار/از قضا سرکنگبین، صفرا فزود!

در مثنوی مولوی داریم که پادشاهی صاحب کنیزکی بود و بشدّت به او، وابسته؛ امّا وی بیمار شد و هرچه کردند و هر چه طبیب آوردند ثمر نداد و کنیزک روز به روز بیمارتر و رنجورتر شد و میشد.
شاه اما طبعا دست بردار نبود و پی در پی به دنبال طبیب و هر طبیبی بود تا بلکه معشوق خود را از بیماری برهاند و در عین حال، تلاش طبیبان بی نتیجه می افتاد و هر دارویی نه تنها به مداوای کنیز، کمک نمیکرد، بلکه نتیجه عکس نیز میداد و حال کنیزک را بد و بدتر میکرد:
هر چه کردند از علاج و از دوا
گشت رنج افزون و حاجت ناروا
آن کنیزک از مرض، چون موی شد
چشم شه از اشکِ خون، چون جوی شد
از قضا سرکنگبین، صفرا  فزود
روغن بادام،  خشکی  میفزود
از هلیله قبض شد، اطلاق رفت
آب، آتش را مدد شد، همچو نفت!
مولوی روایت میکند که داروی طبیبان نا آشنا با اصل مرض، نتیجه معکوس میداد و مثلا سکنجبین که — علی القاعده — میبایست از صفرا بکاهد، بر میزان صفرای خون کنیزک مریض میافزود؛ و روغن بادام که باید مزاج مریض را روان میکرد، او را دچار قبض مزاج میساخت؛ درست مثل اینکه بر آتش آب بپاشی؛ اما آب همچون نفت، بجای کاستن از لهیب آتش، آن را شعله ورتر کند!
حکایت «راست»ها، با مقوله قدرت در ایران نیز، چنین حکایتی است. این بندگان ناسپاس خدا دچار دو مشکل اند:
اولا، به قدرت بسیار چسبیده و  وابسته و دلبسته و عاشق و شیفته اند؛ همچون عشق پادشاه بدان کنیزک.
ثانیا، این طایفه، «کنیزک قدرت» را بدرستی نمیشناسند و خیال می پزند که میتوانند با زور و تزویر و  زر، هماره  و  تا  اَبد، وی را درآغوش کشند و نگاه دارند؛ در واقع، بگزاف در این توهّمند که قدرت، ناکرانمند، کنیز  زرخرید و «ملکِ طلق و یمین» آنها خواهد ماند و  میتوانند با  او، به «اقتدار» نیز برسند و صد البتّه غافلند از اینکه « نه عمر خضر بماند، نه مُلک اسکندر.»
 و البته فرق است میان قدرت و اقتدار.
قدرت در واقع امری سخت و متکی به سخت افزار است. آنکه پول و مثلا سلاح دارد، البته دارای قدرت است؛ اما اقتدار، نه!
اقتدار بمعنی قدرت برآمده از خواست و میل مردم است و چون مردم  بیکرانه اند، «اقتدار» امری انبوه و به بیکرانگی مردم است. و نه هر که قدرت دارد، لاجرم دارای اقتدار نیز هست؛ و چنانکه عرض کردم، اقتدار پدیده ای است که ربطی موَلّد، به سلاح و پول و زور ندارد و بسا کسان مقتدر که بر گلیم فقر نشسته، اما، بر دلهای مردمان حکم میرانند و به چشم اهالی قدرت نمیایند و ناگهان توفانی از عشق را در فضا میپراکنند و سونامیهای تغییرات شگفت را دامن میزنند.
 نگاه کنید به «خاتمی» که نباید دیده و شنیده شود؛ اما هرگاه از گوشه ای، صدایش به گوش میرسد و اشارتی از وی منتشر میشود، امواجی از شور و شعور برمیانگیزد؛ و او را کسی نیست که نشناسد؛ اما برخی ساده لوحانه تصوّر میکنند میتوانند در راه نسیمِ صمیمِ اقتدار وی، دیوار بکشند!
کنیزک قدرت، اگر با میل و خواست مردم درنیامیزد، هرچه گران تر، و هرچه زیباتر، و هر چه مزیّن تر، و هرچه صاحب آن زورمندتر و زرمندتر، بیمارتر است؛ و لاجرم وبال گردن خریدار قدرتمند خود میشود. برای درمان قدرت، باید از حرمسرایش رهانید و دیوار میان او و صاحبش را شکانید؛ که مردم اند، نه پول داران و زور داران و تزویر وران؛ و قدرت در دست رهبران مردمی و مردم دوست و مشفق و دلسوز، به اقتدار تبدیل میشود.
مولوی در داستان فوق میگوید پس از آنکه طبیبان بسیار، از پس مداوای پولی و زوری کنیزک برنیامدند، صاحب وی به طبیبی روحانی متوسّل شد و از وی کمک خواست و آن طبیب روحانی دریافت که کنیزک، بیمارِ عشقِ جوانی زرگر است در فلان شهر؛ و چون مرض شناخته آمد، درمان مریض نیز میسّر افتاد.
قدرت از آن مردم است و عاشق مردم؛ و قدرت مردمی، یعنی اقتدار.
میتوان به مردم اتهام زد و رهبران آنها را انگلیسی و نفوذی نامید. میتوان به هر دسیسه و نیرنگی دست یازید تا حق به حقدار نرسد؛ اما دسیسه و نیرنگ و اتهام، کنیزک قدرت را درمان نمیکند و سکنجبین، یا للعجب، بر صفرا میافزاید و «آب آلوده»، نفت  میگردد؛ و دامن «تردامنان» را میگیرد و رأی ها سرانجام و لاجرم به سوی صاحبانش باز میگردند و آنگاه، طبابتِ طبیبان روحانی، کنیزک بیمار را به زندگی و حیات نوید می بخشد:
«گفتمت» پوشیده خوشتر، سِرّ  یار
خود تو در ضمن حکایت گوش دار
خوشتر آن باشد که سِرّ دلبران
گفته آید در حدیث دیگران.
ناصر آملی. چهارده اسفند نود و چهار.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
عباس
۱۳۹۴/۱۲/۱۹ ۲۱:۰۶
0 0
سلام جناب آملی از آقای خاتمی یاد کردید وهرچه خواستید نسخه مریض نداشته پیچیدید شهید دکتر شریعتی می فرماید دمکراسی واقعی بدون خداباوری یک خود فریبی است دمکراسی شما وقتی اقتدار ایجاد می کند که مردم به همفکران شما رأی دهند واگر به آقای احمدی نژاد رأی دهند این اقتدار را دیگر قبول ندارید اما به گفته شما مردم به اصول گرایان اقبال نشان ندادند آیا آنها کاسه وکوزه را به هم ریختند و مانند آن مادر واقعی که در قضاوت امام علی(ع) ارز کودک خود گذشت کرد آنها نیز رأی شما را حق الناس دانستند وتوفیق برای شما خواستندگرچه اصول گرایان این فلسفه را نیز قبول ندارند وبابزگواری انتخابات را پاس داشتند وبه شما تبریک هم گفتند آملی عزیز این توهمات فکری را دوباره با زم زم ثامن الحجج شستشو دهید بقول رهبر اگر برای کشور وجمهوری خطری پیش بیاید خواهید دید که آنها از شما نیز دفاع خواهند کرد ودر مقابل دشمن این انقلاب سینه سپر خواهند کرد
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟