کد خبر : 7898
Print
فردین علیخواه:

چرا بعضی از ایرانی ها از پلیس می ترسند؟ ​

جمعه ۲۰ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۵۱

Image titleسبزوارنگار/چرا بعضی از ایرانی ها از پلیس می ترسند؟

فردین علیخواه*
مادر در حال بدرقه پسرش تا سرویس مدرسه به او می گوید: "مامان جون یه بار تو مدرسه به خانمتون نگی که ما ماهواره داریم باشه؟ هر موقع هم پرسیدن عروسی های شما چطوریه هیچ چی نگو باشه مامان جون. آفرین پسرم". پسرش را می بوسد. 
نهاد خانواده، نهادهای آموزشی مانند مدرسه، نهادهای رسانه ای مانند شبکه های رادیو و تلویزیون، نهادهای دینی مانند مساجد، نهادهای نظامی مانند دوره سربازی همگی جزو نهادهای اجتماعی اند و تلاش می کنند تا نحوۀ رفتار، هنجارها و ارزش های اجتماعی را به افراد یاد دهند. موضوعی که در جامعه شناسی به آن "اجتماعی کردن" گفته می شود. معمولاً در جوامع بین نهادهای اجتماعی درباره ارزش ها و هنجارهای اجتماعی ای که باید به مردم یاد داده شود توافق نظر نسبی وجود دارد. یعنی اینطور نیست که مثلاً بین نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش در خصوص این که در زندگی امروز چه چیز خوب و چه چیزی بد است فاصله چشمگیری وجود داشته باشد. قاعدتاً اگر در جامعه ای نهادهای اجتماعی هماهنگ باشند موفقیت بیشتری در اجتماعی کردن افراد به دست می آید.
با این مقدمه باید گفت که هماهنگی بین نهادهای اجتماعی در جامعه ما ضعیف است. مثلاً همیشه می گوییم خانواده مهم ترین نهاد اجتماعی است ولی در کشور ما نهاد خانواده با سایر نهادهای رسمی هماهنگی ندارد. عروسی های مان را در بیشتر شهرها در نظر بگیرید. موسیقی های زنده، پایکوبی ها و (به قول سریال شوخی کردم مهران مدیری) "یه چیزای دیگه" از ویژگی های تقریباً ثابت بسیاری از عروسی هاست. هماهنگی آموزش و پرورش با نهاد خانواده را در نظر بگیرید. گوش دادن به موسیقی و حتی آموزش آن به فرزندان یکی از آنهاست. بسیاری از خانواده ها اگر فرزندی داشته باشند که خوب موسیقی می نوازد به او افتخار می کنند در حالی که این موضوع در آموزش و پرورش، امتیاز یک دانش آموز محسوب نمی شود.
واقعیت آن است که وجود نهادهای  ناهماهنگ در یک جامعه پیامدهای اجتماعی خاص خودش را به همراه دارد که یکی از آن ها گسترش رفتار چاپلوسانه است. آدم ها در موقعیت های مختلف به راحتی می توانند رنگ عوض کنند. 
دوم آن که معمولاً نهادها در خصوص آموزش هر نوع ارزش اجتماعی، زحمات یک دیگر را خنثی می کنند. یعنی رشته هایی را که یک نهاد می ریسد نهاد دیگر به آسانی پنبه می کند.
پیامد سومِ تضاد نهادهای اجتماعی، وجود آدم های متناقض در جامعه است. چون هر نهاد سعی کرده تا ارزش های خودش را به افراد منتقل و در مواردی تحمیل کند لذا خیلی ها سایه روشنی از همه ارزش ها را در خود دارند و با خودشان مدام درگیرند. مثلاً اگر از آن ها بپرسید بالاخره روابط دختر و پسر قبل از ازدواج مناسب است یا نه؟ ردّ پای ارزش های همه نهادها در استدلال های آن ها دیده می شود. چون هر نهاد سعی کرده او را به سمت خودش بکشد. این نوع تناقض ها زمانی بیشتر می شود که ببینیم آدم ها از یک نهاد مانند رسانه ارزش ها و هنجارهای متناقضی را دریافت می کنند. مثلاً با تمام شدن سریال در شبکه یک صدا و سیما، فرد کانال ماهواره ای جم یا فارسی وان را انتخاب کرده و سریال دیگری را در آن کانال ها دنبال می کند، یا در مهد کودک رقص باله و پیانو را یاد گرفته و بعد از آن وارد دوره ابتدایی شده و به او گفته اند که رقص حرام است! لذا او از کودکی با تناقض بزرگ می شود.
در سال های اخیر خیلی ها این پرسش را طرح کرده اند که چرا ما ایرانیان با دیدن پلیس به جای احساس امنیت؛ معمولاً می ترسیم.  به نظر من ترس ما هیچ ارتباطی با پلیس ندارد. پلیس وظایفی را که از او خواسته شده انجام می دهد؛ وظایفی که بعضی از نهادهای اجتماعی مانند خانواده درباره آن اقناع نشده اند. به همین دلیل از پلیس می ترسند. مثلاً شب قبل با خانواده در مهمانی ای بوده اند که در آن پایکوبی کرده اند، همین چند دقیقه قبل در ماشین هایده گوش داده اند، همین چند مدت قبل سفری به شمال داشته اند و بساط کباب بال و "یه چیزای دیگه" پهن بوده است، همین دیروز دخترشان را در کلاس های زیرزمینی رقص عربی ثبت نام کرده اند، همین هفته قبل باد تنظیم دیش شان را به هم زده و به نصّاب زنگ زده اند تا بیاید و دیش شان را تنظیم کند و ده ها همینِ دیگر!

*دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟