کد خبر : 7912
Print
فردین علیخواه:

وحدت در عین نفرت، وحدت در عین رغبت

شنبه ۲۱ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۴۹

Image titleسبزوارنگار/وحدت در عین نفرت، وحدت در عین رغبت

فردین علیخواه*

ما ایرانی ها در صحبت هایمان بیشتر از ضمیرِ «ما» و نه من؛ استفاده می کنیم. استفاده از ضمیرِ «ما» نشانۀ ادب، احترام و تواضع تلقی شده و از کودکی؛ همانطور که یاد می گیریم جلوی بزرگترها دستمان را داخل جیب مان نکنیم، این رفتار را هم یاد می گیریم. معمولاً با توجه به متن کلی صحبت کسی که از ضمیر «ما» استفاده می کند باید فهمید که منظورش از «ما»؛ «مای» واقعی(چند نفر) است یا این که تواضع به خرج می دهد و منظورِ او خودش(یک نفر) است. حتی وقتی کسی از موفقیت های فردی اش هم حرف می زند معمولاً از ضمیر «ما» استفاده می کند و فعل های جمله هایش را جمع می بندد. این یک عادت فرهنگی است که لزوماً هم صحیح نیست و از گذشته برایمان مانده است.

در جامعۀ تیره و طایفه ای، ضمیر «من» نشانۀ تمرّد و تفرّد محسوب می شد. روشن است که اگر در جوامع استفاده از ضمیر «من» بیشتر شود نشانۀ احساس استقلال- و نه لزوما تکبّر- است. به همین دلیل بعضی از روان شناسانِ مشهور به افرادی که اعتماد بنفس ندارند توصیه می کنند که جمله هایشان را با ضمیر «من» آغاز کنند. گویی با ضمیر «من» فرد به معنای واقعی کلمه متولد می شود. روشن است که استفاده از ضمایر «من» و «ما» ریشه در وضعیتِ اجتماعی گذشتۀ جوامع دارد. این مشکل در زبان انگلیسی به مراتب کمتر است. مثلاً در زبان انگلیسی وقتی کسی از ضمیر«we = ما»  استفاده می کند تصور نمی شود که منظور او «I = من» است. در این زبان «من » واقعا من؛  و «ما» واقعاً ما است. البته این طور نیست که در این زبان هم آدم ها یک شبه همه ضمایر را در جای خودشان به کار برده باشند. منظور آن است که زمان برده تا جامعه به آدم ها اجازه دهد کم کم سرشان را بالا بگیرند و و با اعتماد بنفس از ضمیر «من» استفاده کنند. سال ها قبل در ایران وقتی می خواستند آدرس پستیِ خانه شان را بگویند اصرار زیادی بر "منزل شخصی آقای..." داشتند. چون جامعه از خانوادۀ گسترده(سکونت چند نسل در یک خانۀ بزرگ) جدا شده و به سمت خانوادۀ هسته ای(سکونت زن، شوهر و فرزند یا فرزندان مجردشان در یک خانه) می رفت. به آدم ها احساس استقلال دست داده بود و برای همین اصرار داشتند که کلمۀ "منزل شخصی" در آدرس قید شود: "من خانه و خانوادۀ خودم را دارم". 

اما بحث من نکتۀ دیگری است. آدم ها در کشورهای پیشرفته زیاد از ضمیر «من» استفاده می کنند ولی آن ها خیلی خوب می توانند به موقع و در شکل مناسبش تبدیل به «ما» شوند. منظورم کارِ تیمی و همکاریِ گروهی است. در عوض؛ در اینجا ما غالبا از ضمیرِ «ما» استفاده می کنیم ولی در پسِ این ما همان «من» نشسته است. ولی منِ تیره و طایفه ای. این را در سیاست مان، شهرسازی مان، اقتصادمان و حتی در فعالیت های کوچک خانوادگی مان هم می بینید. چرا؟ چون در اینجا شکل گرفتن «ما» همیشه با احیای همان هنجارهای تیره و طایفه و نه گروه به معنای امروزیِ کلمه همراه است. یعنی معمولاً شکل گیری «ما» به بهای له شدن فرد تمام می شود. برای همین در کشورهای پیشرفته شاهد «وحدت در عینِ رغبت» هستیم، ولی در اینجا «وحدت در عینِ نفرت» شکل می گیرد. در آن جا «همه با هم» یعنی ما و در این جا « همه با من» یعنی ما. 

*دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟