کد خبر : 7936
Print
فردین علیخواه:

پاریس، لس آنجلس ، آنتالیا!

جمعه ۲۷ فروردین ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۲۷

Image titleسبزوارنگار/پاریس، لس آنجلس ، آنتالیا!

فردین علیخواه*

1.تقریبا از اوایل انقلاب تا سال های اولیۀ پس از جنگ، وضعیت تولید موسیقی در کشور چندان سامانی نداشت. این شرایط البته تا حدی قابل توجیه بود. کشور در حال جنگ بود. ولی می دانیم که فراز و نشیب موسیقی در کشور صرفاً تابع جنگ نبود و عوامل دیگری هم در آن اثرگذارند. بسا این که پس از جنگ همواره شاهد سیاست معروف "شل کن/سفت کن" بوده ایم. برای همین معمولا می توان این پرسش را طرح کرد که کدام دولت ها و نهادها، چطور با موسیقی رفتار کرده اند؟ و در پاسخ هم می توانیم طیفی را ترسیم کنیم و جای هر دولت یا نهاد را روی آن طیف نشان دهیم. روشن است که همه آن ها در یک نقطه از طیف قرار نخواهند گرفت.
2. با رکود تولید موسیقی در دوران جنگ، آیا مصرف موسیقی توسط مردم هم دچار رکود شد؟ پاسخ کاملاً برعکس است. خوانندگان ایرانی تا 5سال فعالیت هایشان را متوقف کردند ولی با مهاجرت آنان به شهر لس آنجلس تولید موسیقی به تدریج آغاز شد. این تولیدات به شکلی پیش رفت که اصطلاح "موسیقی لس آنجلسی" در محاوره های رسمی و غیر رسمی متداول شد. دهۀ شصتی ها به خوبی «رادیو کویت" و برنامه "ترانه های درخواستی" آن را خوب می شناسند. بی اساس نیست اگر بگویم که این رادیو در دورۀ جنگ از رادیوهای صدا و سیما هم شنوندۀ بیشتری داشت. فرزندان نسلی که مدام در انتظار رسیدن نوارهای انقلابی از پاریس بود تا سیراب شود حالا هر ماه در ولعِ رسیدن نوارهای شهره و اندی و داوود بهبودی بود!
3.دهۀ شصتی ها تشنه بودند و هر چند خیلی از کلمات آهنگ ها را درست نمی خواندند ولی به همۀ آن ها گوش می کردند. آنان زمین موسیقی را شخم می زدند. مثلاً به جای "عسل چشم نگام کن شیرینه نگاهت" می گفتند "اصغر چل نگام کن ...". یا به جای "نگو رسیده لحظۀ جدایی، قسم به اون خدایی که می پرستی دار و ندار این زن فقط تو هستی" می گفتند "لبو رسیده لحظۀ جدایی...". به همین دلیل مایۀ تعجب نیست که در بسیاری از مجالس عروسی های امروزی، وقتی خواننده آهنگی را که متعلق به دهۀ شصت است می خواند دهۀ شصتی ها با آن لب خوانی می کنند. انصافاً خوب هم لب خوانی می کنند و مشخص است که آهنگ قشنگ در ناخودآگاه آنان نشسته است؛ از شهرام صولتی گرفته تا معین، از هایده گرفته تا ستار، از اندی گرفته تا حتّی فتانه! 
4.تقریباً از سال 1375 زمینه تولید موسیقی به ویژه موسیقی پاپ در کشور فراهم شد. اسم های جدیدی روی زبان ها افتاد. علیرضا عصار، خشایار اعتمادی، حسین زمان و... این اسم های جدید به تدریج در کنار اسم های لس آنجلسی قرار گرفتند. رقیبی تازه وارد بازار شده بود. لس آنجلسی ها به حاشیه نرفتند ولی امکان انتخاب شنوندگان بیشتر شد و همین اتفاقِ مهمی بود. آهنگ ها و ترانه های خوبی در کشور تولید شد. هر چند برخی از خوانندگان؛ فیکِ(جعل) خوانندگان لس آنجلسی بودند ولی با این وضع می شد امیدوار بود که کارهایی شنیده می شود که در داخل تولید شده است و اگر این روند ادامه یابد دور از تصور نیست که بازار لس آنجلسی ها کساد شود.
5.هم اکنون تولید موسیقی در کشور آسان شده است. ولی مسأله اصلی، گوش دادن گروهی و جمعی به موسیقی در سالن هاست که گهگاه محدودیت های عملی برای آن ایجاد می شود. گویا قرار است که مردم در این خصوص همچنان به لس آنجلسی ها اتّکاء داشته باشند! و همچنان برای گوش دادن جمعی به موسیقی به شهرهای کشورهای همسایه سفر کنند. نکته جالب آن است که از اسم های خوانندگان داخلی که قبلاً نام برده شد چندان خبری نیست. برخی از اینان به این دلیل کنار کشیدند که با توجه به سهولت دانلود آثار، تولید موسیقی برای آنان هیچ صرفه اقتصادی نداشت. لذا درآمد خوانندگان بیش از پیش به کنسرت ها وابسته است. نکته جالب تر آن که کسانی مانند داریوش، ابی، ستار و اندی که فعالیت های خود را دهه ها قبل از این خوانندگان آغاز کرده بودند همچنان می خوانند؛ چون درآمد آنان از طریق کنسرت ها تأمین می شود.
5.موسیقی از زندگی مردم قابل حذف نیست. هر زمان به موسیقی بی مهری شده است مردم از شنیدن آن دست نشسته اند و نیاز خود را به طریقی حتی با پناه بردن به رادیو کویت مرتفع کرده اند. منتها امروز علاوه بر آن که هزاران رادیو کویت وجود دارد، شرکت در کنسرت های موسیقی لس آنجلسی در کشورهای همسایه هم چندان دست نیافتنی نیست. ولی این امر قطعاً بر رکود بیشتر موسیقی داخل کشور منجر خواهد شد.

*دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟