کد خبر : 8015
Print
فردین علیخواه:

به خانه برمی گردیم؟

پنجشنبه ۱۶ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۳۶

Image titleسبزوارنگار/به خانه برمی گردیم؟

فردین علیخواه*

هر کدام از ما در طول شبانه روز نقش های مختلفی نظیر کارگر، معلم، کارمند، مادر، دوست، پزشک، پدر، دانشجو و غیره ایفا می کنیم. جامعه از هر نقش اجتماعی "انتظاراتی دارد" که برآورده نکردن آن انتظارات برای فرد پیامدهایی در بر خواهد داشت. یکی از این نقش ها؛ نقش زن و مرد در خانواده است. در جوامع گذشته نقشِ هر فرد مشخّص بود. معمولا مردان امور بیرون از خانه(کار) و زنان امور مربوط به خانه را پیش می بردند و جنسِ فرد(زن و مرد بودن) در تعریف انتظارات از نقش او در خانواده بسیار تعیین کننده بود. 
با تغییرات اجتماعی و گسترش شهرنشینی، زنان بخشی از وظایف مردان؛ و مردان هم بخشی از وظایف زنان را بر عهده گرفتند. یعنی به تدریج زنان به خارج از خانه و مردان به داخل خانه آمدند! زنان مانند مردان توانستند شاغل شوند و در جامعه حضور بیشتری داشته باشند و بدین طریق به دنیای بیرون از خانه متّصل شوند. در نتیجه؛ آن تقسیم بندی معروف «خانه» و «کار» که به ترتیب تداعی کنندۀ «زن» و «مرد» بود کم رنگ شد. البته تصوّر نشود که این امر به آسانی رخ داد. یعنی این طور نبود که مثلاً زنان بگویند که از این تاریخ به بعد می خواهیم به دانشگاه برویم، می خواهیم بازیگر، ورزشکار، معلم، کارمند، فروشنده یا راننده آژانس شویم و به دنبال طرحِ این درخواست؛ انتظارات اجتماعی حاکم بر نقش یک زن نیز خودبخود تغییر یافت. قطعاً اولین زنان هزینه های فراوانی دادند تا جوامع به تدریج با چنین نقش هایی کنار بیایند. باید توجه داشت که هم جامعه و هم فرد، از نقش های اجتماعی؛ انتظاراتی دارند. ولی گاهی اوقات ممکن است انتظار آدم ها از نقشِ خودشان با انتظارات موجود در جامعه نخواند. لذا در این وضعیت "همرنگ جماعت نشدن" پیامد دارد.
نقش زن و مرد در خانه و خانواده در طول زمان تغییر می کند و امری مسلّم و ثابت نیست. یعنی نمی توان با اطمینان گفت که نقش زنان این؛ و نقش مردان آن است. همانطور که امروزه در کنار خروج زنان از خانه و گسترش فعالیت های آنان در جامعه، شاهد ورود مردان به خانه و مشارکت بیشتر آنان در امور خانه هستیم. یعنی همانطور که به تدریج زنان با کار درگیر شده اند؛ مردان بیشتری هم با امور خانه درگیر شده اند. در جوامع امروزی،  نقش ها عمدتا بر اساس "توافق" و "خوشحال بودن دو طرف از چنین توافقی" و نه لزوما بر حسب جنس(زن و مرد بودن) تعریف می شود. برای مثال پیگیری امور درسی فرزندان، مراجعه به اداره برق یا شهرداری، بردن ماشین به کارواش، بردن فرزندان به مهد کودک یا مدرسه، بردن پدر یا مادر سالمند به دکتر و دهها فعالیت دیگر بستگی به توافق دو طرف در این خصوص دارد. 
مطالبی که گفتم نیمه ُپرِ لیوان و جنبه امیدوارکننده داستان بود. بیایید کمی هم نیمه خالیِ لیوان را ببینیم. با وجود تغییرات اجتماعی مثبتی که رخ داده است هنوز مشارکت مردان در امور خانه به عنوان «اقدامی یدکی» یا «کمک» به همسر تلقی می شود. یعنی با شاغل شدن زنان و مشارکت آنان در دخل و خرج خانواده، انتظارات اجتماعی همچنان امور خانه و خانواده را بر دوش زنان می نهد. طبق این انتظارات، زنان پس از رتق و فتق امور خانه و خانه داری، می توانند کار هم بکنند! مثلاً وقتی مردی که همسرش شاغل است مرخصی می گیرد و در خانه می ماند به دلیل همین انتظارات اجتماعی که در او نهادینه شده است می تواند به امور شخصی خودش بپردازد و کمتر به این امر فکر می کند که خانه را تر و تمیز نموده و و برای خانواده شامی آماده کند. معمولاً اگر این کارها را هم انجام دهد آن را لطفی در حق همسرش در نظر خواهد گرفت. به همین دلیل در مقایسه با مردان، معمولا زنان «تضاد نقش» بیشتری احساس می کنند. یعنی بین نقش خانه داری و الزامات شغلی شان دچار تنش های جدّی می شوند. فشار همین انتظارات اجتماعی باعث می شود تا در صورت بروز اختلال در امور جاری خانواده، این؛ زنان باشند که خودشان را سرزنش می کنند تا مردان! به همین دلیل در جامعه ما معمولاً «ترک تحصیل» دانش آموزان -که واقعاً هم مسأله ای مهم است - تبدیل به خبر می شود ولی «ترک شغل» زنان به دلیل احساس عمیقِ تضادِ نقش؛ کمتر موضوع بحث رسانه ها می شود. در نهایت آن که، در اجتماعات قدیم روستائی، علیرغم آن که مردان فقط مسئول امور کشاورزی بودند، بسیاری از زنان هم در کشاورزی نقش داشتند و هم امور خانه را پیش می بردند. در دنیای جدید هم، با وجود پیشرفت جوامع و رشد آگاهی های اجتماعی، زنان باید  مسئول امور خانه و پاسخگوی الزامات شغلی شان باشند. 

*دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟