کد خبر : 8033
Print
فردین علیخواه:

اقتصاد بیمار، جوانان بیکار، و قصۀ استثمار!

جمعه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۲۹

Image titleسبزوارنگار/اقتصاد بیمار، جوانان بیکار، و قصۀ استثمار!

فردین علیخواه*
استقلال؛ ابعاد و جنبه های مختلفی دارد که یکی از آنها « استقلال اقتصادی »است. این پیش فرض وجود دارد که استقلال اقتصادی می تواند زمینه دسترسی به شکل های دیگر استقلال را تسریع کند. در واقع جوانان(چه دختر و چه پسر) به دنبال آنند تا آینده ای برای خود بسازند و استقلال اقتصادی کمک می کند تا این آینده آنطور که خودشان می خواهند شکل بگیرد. امروزه علاوه بر پسران خانواده، دختران هم چه ازدواج کنند و چه در خانه والدین شان باشند نیاز به استقلال اقتصادی را احساس می کنند. استقلال اقتصادی از نظر روانی به افراد(فارغ از جنس)؛ اعتماد بنفس و از نظر اجتماعی پرستیژ اجتماعی می بخشد. این واقعیت اجتماعی غیرقابل کتمان جامعه ماست. لذا جوانان امروزی برای دسترسی به استقلال اقتصادی هم دچار فشار درونی(انتظار خودشان از خودشان) و هم دچار فشار بیرونی(انتظار جامعه از آنان) هستند.  
بیکاری معضل اساسی جامعۀ ماست. فرصت های شغلی بسیار محدود است و رقابت برای دسترسی به آنها بسیار دشوار شده است. به همین دلیل بخشی از جوانان که تعدادشان هم کم نیست به ناچار وارد محیط های شغلی شده اند که هر طور نگاه کنیم غیرمنصفانه و ناعادلانه بودن آن بسیار ملموس است. منظورم جوانان ساکن استان هایی غیر از تهران است که به دلیل فشارهای یاد شده(روانی و اجتماعی) در نهایت مجبور می شوند علیرغم میل باطنی شان و به ناچار در بوتیک ها، فروشگاههای لباس، فروشگاههای زنجیره ای، فروشگاههای لوازم خانگی، رستوران ها و فست فودها، دفاتر فنی، کافی نت ها و سایر مکان های خدماتی کار کنند که دارای شرایط بسیار ناعادلانه شغلی هستند. دختران و پسران جوانی که به دلیل احساس نیاز به استقلال از والدین، کمک به زندگی مشترک و یا تأمین هزینه های زندگی شخصی شان و کسب هویت اجتماعی مجبورند روزی 9 ساعت در 5 روز هفته کار کرده و ماهیانه بین دویست و پنجاه تا سیصد و پنجاه هزار تومان دستمزد دریافت کنند! دویست و پنجاه تا سیصد و پنجاه هزار تومان! بسیاری از اینان دارای مدرک دانشگاهی اند و پس از فارغ التحصیلی به دلیل نیاز به شغل و کسب درآمد به ناچار به این میزان از حقوق تن داده اند. مشاغلی که برای آنان در حکم "آب باریکه" تلقی می شود. نکته قابل تأمل آنکه بر خلاف سایر کشورها، حضور در این نوع مشاغل معمولا شکل موقت یا حالت گذار نداشته و جوانان به ناچار به عنوان شغل دائم وارد آنها می شوند.
در خبرها آمده بود که حداقل حقوق کارگران برای سال 95 حدود 800 هزار تومان تعیین شده است. پس از آن نوشته های زیادی خواندم که به این میزان از حقوق اعتراض کرده و خواستار افزایش آن شده بودند. از طرف دیگر هر روز در شبکه های اجتماعی نوشته های کوتاه و بلندی به دستم می رسد که به مسألۀ « کودکان کار » پرداخته اند که به جای حضور در کلاس درس و "کودکی کردن"، "تو رو خدا، تو رو خدا" گویان، پیراهنِ عابران پیاده را از پشت می کشند تا از آنان چسب یا آدامس بخرند. برای حمایت از این اقشار، سازمان ها و نهادهای غیردولتی هم ایجاد شده است. اگر چه هر نوشته ای را که  به روزگار اقشار آسیب پذیر بپردازد قابل تقدیر می دانم ولی کمتر توجهی به مسائل دختران و پسرانی می شود که برای 25 روز کار در ماه آن هم روزی 9 ساعت، سیصد هزار تومان حقوق می گیرند!  شاید نتوان کارفرمایانی را مورد نقد قرار داد که این میزان از حقوق را به این جوانان پرداخت می کنند چون احتمالا آنان هم به دلیل رکود حاکم بر کشور مشکلات و دلایل خاص خودشان را دارند. این مشکلات را کسان دیگری باید ببینند و بشنوند. 

*دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.


نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟