کد خبر : 8131
Print
فردین علیخواه:

اشتباه محضِ بچه آوردن فقرا

شنبه ۱۵ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۱۵

Image titleسبزوارنگار/اشتباه محضِ بچه آوردن فقرا  ؟!

فردین علیخواه*
گفت و گوی من با یکی از دانشجویانم که ساکن روستاست(بدون شرح)
من: خانواده برات ماشین گرفته که کار کنی یا نه فقط باهاش بیای دانشگاه؟
دانشجو: اونها خودشون به من مستقیما نمی گن که باید کار کنم ولی فکر می کنم که از من این انتظار رو دارن که گهگاه مسافر بزنم و یه درآمدی داشته باشم.
من: خب مسافر می زنی یا نه؟
دانشجو: نه. مسافر مزاحم آدمه. می خوام موسیقی گوش کنم. مسافرا مزاحمِ گوش دادنِ من به موسیقی می شن! اونا خلوت منو بهم می زنن.
من: خب. پس اینطوری سخت نیست؟ مسأله درآمد و پول تو جیبی و این چیزا چی میشه؟
دانشجو: چرا سخت باشه؟ اینکه وضع من اینطوری هستش تقصیر پدر و مادرمه. به نظر من فقرا اصلا نباید بچه بیارن. اشتباه محضه. اگه هم آوردن فقر بچه هاشون تقصیر اونهاست.
من: این موضوع رو به پدر و مادرت هم گفتی؟
دانشجو: چی رو؟
من: اینکه شما اشتباه کردین وقتی که فقیر بودین منو به دنیا آوردین،
دانشجو: نگفتم. ولی اگه اونها مستقیما به من بگن که باید بری سر کار و پول در بیاری حتما بهشون می گم.
من: انگار توی ذهن تو این هست که فقرا هیچ وقت نمی تونن وضعیت خودشون رو تغییر بدن و همیشه فقیر می مونن. آره؟ 
دانشجو: استاد واقعا نمی مونن؟ فقرا همیشه فقیر می مونن. با این شرایط و این ساختار کسی از فقرا می تونه بره بالا به نظر شما؟ البته من فکر می کنم فقرا باید باشن تا کارای پست رو اونها انجام بدن. بالاخره تو جامعه باید یه عده باشن که کارای پست رو بر عهده بگیرن.
من: حالا به نظرت فقرا چرا بچه میارن؟
دانشجو: برای اینکه می خوان بچه هاشون اونهارو از فقر بیرون بیارن در حالی که این اتفاق نمی افته و اونها فقر رو به بچه هاشون منتقل می کنن. بچه های اونها فقط وارث فقر والدین شون می شن.
من: الان این ماشین پرایدی که داری راضیت می کنه؟ منظورم اینه که خواستۀ تو همین بوده یا بیشتر می خوای؟
دانشجو: من خودم راضی ام. من ماشین مدل بالا نمی خوام، ولی خب گاهی اوقات که دخترایی رو سوار کردم که باهاشون دوستی اجتماعی داشتم اونها ماشین های گذری رو نشون می دادن و می گفتن اون ماشینا خیلی بهتر از پراید توئه! منم احساس می کردم که فقیرم و دوست داشتم که ازا ون ماشینا داشته باشم تا اون دخترا نگاه مثبتی به من داشته باشن!
من: ولی به هر حال خریدن پراید برای تو نشون می ده که پدر و مادر تو زیاد هم فقیر نبودن. نه؟
دانشجو: بعضی پدرو مادرا هر چی که بچه هاشون می خوان براشون می خرن. یه عدۀ دیگه هم فقیر هستن و اصلا نمی خرن چون توانش رو ندارن. پدر و مادر من جزو گروه سوم بودن یا هستن. یعنی نمی گفتن که نمی خریم. می گفتن می خریم ولی بعدا. همش می گفتن بعدا. من همیشه نگاهم به آینده بوده. به اون بعدنی که قراره بیاد! بعدا بعدا.
من: ولی خب بالاخره خریدن دیگه. همین پرایدی که داری یکی از اون بعدنها بوده.
و گفتگوی من و دانشجویم ادامه می یابد....

*دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟