کد خبر : 8166
Print
مهران صولتی:

چرا آسیب های اجتماعی مهم شده اند؟

شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۵۱

Image titleسبزوارنگار/چرا آسیب های اجتماعی مهم شده اند؟
مهران صولتی*
مقوله آسیب های اجتماعی و پرداختن به آن در ایران حداقل به دو دهه پیش بازمی گردد. در این مدت جامعه شناسان به عنوان چشمان بیدار و تیزبین رصد کننده ی تحولات عمیق اجتماعی کوشیدند تا با برگزاری همایش های علمی و تخصصی پرده از واقعیتی برگیرند که هم اکنون وزیر کشور زنگ خطر آن را برای جامعه و در صحن علنی مجلس به صدا در آورده است: 11 میلیون حاشیه نشین، 1/5 میلیون معتاد، 3/5 میلیون بیکار، 600 هزار بزهکار زندانی در هر سال، و افزایش میزان طلاق به 36درصد مجموع ازدواج ها تنها بخشی از رخ نمایی کوه یخی است که دماغه آن برای حکومت رویت پذیر و قابل بیان شده است.
هیچ کدام از این آمارها هم ناگهانی و یک باره ایجاد نشده هر چند که باید اذعان کرد بی اعتنایی یا برخورد نادرست با آن از سوی حکومت به افزایش ابعاد آن انجامیده است. ولی پرسش اصلی این است که چرا مقوله "آسیب های اجتماعی" به طور ناگهانی برای قدرت سیاسی در ایران مهم شده است؟ به نظر می رسد باید این توجه یک باره را از منظر پدیده "سبک زندگی" تحلیل کرد. 
در ایران و در دوران پس از انقلاب، حکومت؛ کوشیده تا مبدع و مروج نوع خاصی از سبک و شیوه زیست جمعی در ایران باشد؛ حاکمیت شعائر مذهبی، سخت گیری در زمینه حجاب، پرهیز از اختلاط هنجار شکنانه زنان و مردان، مدیریت شادی، توطئه دانستن بسیاری از نارسایی های موجود کشور از جمله اعتیاد و بی حجابی، و پرهیز از علنی و فراگیر شدن آن ها، از مولفه های این سبک زندگی در کشور به شمار می رود.
حالا به نظر می رسد فراگیری حجم آسیب های اجتماعی دقیقاً پاشنه آشیل همین شیوه زندگی مورد تاکید را هدف قرار داده و از همین منظر پرداختن به آن برای حکومت مهم شده است. در این زمینه پدیده افزایش طلاق و بحران در ثبات خانواده می تواند روشنگر باشد؛ افزایش طلاق، گسترش ارتباطات فرا زناشویی، رشد طلاق عاطفی، افزایش رویت پذیری پدیده ازدواج سفید و... می تواند نشانه هایی از وقوع بحران در کانون خانواده مردسالار و سنتی "تراز نظم سیاسی" در ایران تلقی شود. بحرانی که بخشی از آن زاییده سیاست های نادرست و غیر کارشناسی دولتی در این عرصه ها می باشد. ولی به نظر می رسد خطر آن جایی است که رفته رفته این بحران و بی ثباتی در خانواده برای مردم، عادی و تبدیل به عرف شود. "عادی" شدن و "فراگیر" شدن می تواند دو نشانه خطرناک برای سبک زندگی مورد تاکید حکومت تلقی شود. بعد از این می توان انتظار داشت که نوعی سبک زندگی نوین شکل گیرد که با نوع حکومت در ایران هیچ گونه همخوانی نداشته و بنابراین به ناهمزبانی عمیق میان دولت و ملت در کشور منجر شود. بنابراین می توان انتظار داشت که حکومت در وضعیت کنونی بیشتر دل مشغول کنترل ابعاد و گستره مقوله  آسیب های اجتماعی باشد تا التزام به راهکارهای واقعی برای کاهش آن ها. بعید است حکومت از آمادگی کافی برای انجام یک جراحی دردناک و  واقعی در این زمینه برخوردار باشد...

* دانشجوی دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟