کد خبر : 8244
Print
سبزوارنگار

شریعتی و ادبیات پارسی

شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۲۰:۴۵

سبزوارنگار/شریعتی  و ادبیات پارسی -1(گفتاری برای یک محقق ژاپنی)

دکتر سید ابوالفضل حسینی*

Image title

از راست به چپ: کونومی  مورایاما، سید جلال سیدان، دکتر سید ابوالفضل حسینی،

رود معجنی (مسؤول بخش دانشجویان خارجی دانشگاه فردوسی مشهد)

                                                                                                         مکان: بوستان شهر بازی سبزوار

 

    توضیح:  مرداد ماه 1394 بود. از بجنورد تماس گرفتند که از بخش دانشجویان خارجی دانشگاه فردوسی مشهد با شما کار دارند و شماره تان را داده ایم. به دنبال آن تماسی از مشهد داشتم که: تحقیقی در باره ی دکتر علی شریعتی است و به کمک  شما نیاز داریم. آمدند. مسؤول بخش دانشجویان خارجی دانشگاه فردوسی بود و خانم  کونومی مورایاما که دانشجوی دوره ی دکترا است و در ژاپن روی جنبه های ادبی دکتر شریعتی  تحقیق می کند. دوره ای هم در دانشگاه فردوسی زیر نظر دکتر یاحقی می گذراند. ابتدا فکر کردم که آدرس و نشانه ای از زادگاه شریعتی و جغرافیای مزینان می خواهد، اما پس از طرح مسأله، گفتگوهای مقدماتی نسبت به مسائل مورد نیاز وی بیان شد. آقای سیدان هم رسید و در گفتگو کمک کرد. آن چه در زیر می آید، ماحصل همان مطالبی است که بالبداهه و بدون آمادگی قبلی گفته شد، اما قرار شد در فرصتی دیگر منابع مورد نظر دقیقاً بررسی و در اختیار ایشان قرار گیرد. 

  سید جلال سیدان: دکتر شریعتی رشته تحصیلی اش ادبیات بود، اما فضایی که او در آن بسر می برد، فضای ادبیاتی نبوده است و دغدغه های او در دوران تحصیل ادبیات نبوده است. شریعتی در خانه ای بزرگ شده که پدرش عالمی دینی و مبارز بود و او با مفاهیمی دینی سر و کار داشته است. چنین مفاهیمی نظر شریعتی را به عنوان یک نوجوان به خود جلب کرده است. پس با این که رشته اش ادبیات بود ولی اختصاصاً در ادبیات کار نکرده است.  در دوره ی دانشجویی اش ترجمه هایی داشته است .

پس شریعتی ادبیات را به عنوان  وسیله ی انتقال افکار و اندیشه هایش بکار می گرفت که در حوزه های فرهنگی، مذهبی، اجتماعی و سیاسی متمرکز بود. شریعتی، در ایران لیسانس ادبیات گرفت. زمانی هم در اطراف مشهد انشاء تدریس می کرد. در فرانسه هم در ادبیات تحصیل کرد. اما مطالعاتش در تاریخ و جامعه شناسی بود. چرایی آن را می توان با توجه به شرایط آن زمان ایران و فرانسه و جهان تحلیل کرد. در فضای سیاسی پس از کودتا ی 1332 ، تأثیر سلایق دینی و سیاسی پدر، (که مصلحی دینی و طرفدار مصدق بود)، گسترش اندیشه های چپ مارکسیستی و غلبه ی گفتمان سیاسی نظیر انقلاب الجزایر و نهضت های آزادیبخش دیگر، شخصیت هایی چون فانون، جریان روشنفکری نظیر سارتر و...شرکت در کلاس های جامعه شناسی گورویچ، همکاری با ماسینیون، شرکت در فعالیت های سیاسی.... تا آن جا بود که تخصصش در چنین اموری که دغدغه اش را داشت  بیش از ادبیات است. دکتر شریعتی یک ادیب نیست، یک مصلح اجتماعی است. پایان نامه دکتری اش تحقیقی در " تاریخ فضائل بلخ " است که به ادبیات مربوط است. اما در دانشگاه مشهد هم که استخدام می شود، ادبیات تدریس نمی کند. تاریخ اسلام و اسلام شناسی درس می دهد.  با این حال در سخنرانی های دکتر ادبیات نمود دارد. او فوق العاده پرشور و احساس سخنرانی می کرد. کلمات موزون و آهنگین بکار می برد و ازکلمات مترادف زیادی استفاده می کرد که از پشتوانه ی ادبیات قوی اونشأت می گرفت. در ادبیات مترادف و متضاد و متشابه و.... داریم که به عنوان ابزار در سخنرانی مورد استفاده قرار می گیرند. شیوایی سخنرانی شریعتی به خاطر بُن مایه های ادبی اوست که شنیدن آن ها سبب خستگی نمی شود. او از دانش خود در عرصه های دیگر با پشتوانه ی ادبی خود بهره برد و سخنران ممتازی شد، به گونه ای که سه – چهار ساعت سخنرانی می کرد و مخاطب را باخود همراه نگه می داشت. استنادات شریعتی به متون ادبی مثل حافظ و مولانا و... جاذبه کار او را بیشتر می کرد. مثلا در داستان خلقت و آدم توجهی هم به مثنوی دارد و دو بُعد الٰهی و حیوانی انسان را با متون ادبی  تحلیل می کند. با همه ی این ها باز هم  برای او، هدف، اصلاح اجتماعی است و ادبیات، وسیله. نوشته های ادبی دکتر عبارتند از : " کویر" ، "هبوط در کویر "، " گفتگو های تنهایی" و ...  که در این آثار است که وجهه ی ادبی او را می توان دید. دکتر می گفت که از میان آثارم ، آن چه را که مردم دوست دارند "اسلامیات" است، آن چه که خود و مردم می پسندیم ، ا"جتماعیات" است ولی آنچه که خود می پسندم ، "کویریات" اند. کویریات شریعتی را جزء آثار ادبی شریعتی می توان محسوب کرد. در کویریات حالات شخصی شریعتی را می توان دید. گاه، نثر او در این آثار حالتی منظوم به خود می گیرد.

 چرا دکتر شریعتی در وادی ادبیات به اندازه ای که بود، مطرح نشده است ؟ زیرا اولاً برای خود او این  موضوع در اولویت نبود، وشخصیت های مطرحی نظیر دکتر زرین کوب، دکتر صفا، دکتر شفیعی کدکنی، دکتر یوسفی و.... وجود داشتند که مرجع ادبی بودند وشریعتی در آن زمان مرجع ادبی محسوب نمی شد.  ثانیاً ادبیات برای دکتر دغدغه ی شخصی بوده، و نه اولویت اصلی در رسالت اجتماعی او. نوشته های ادبی او با سخنرانی ها عمومی اش تفاوت دارند، با این حال در آثار سخنرانی نظیر " آری ، این چنین بود برادر" و " ذکر و ذاکرین" وجهه ی ادبی قوی است. در گذشته کمتر به جنبه ی ادبی دکتر شریعتی توجه شده است و اسلامیات و اجتماعیات  او بیشتر مورد توجه بود، اما به علل مختلف اجتماعی و سیاسی در  دهه های اخیر در ایران آن ها کمتر و کویریات بیشتر مورد توجه قرار می گیرند.  اکنون کتاب های ادبی دکتر جزء پر فروشترین ها هستند. جوانانی که امروز می خواهند شریعتی را بشناسند، معمولاً به سراغ "اسلام شناسی" و "شیعه" ی او نمی روند، بلکه آثار ادبی اش را مطالعه می کنند. "کویر" و "گفتگو های تنهایی" را می خوانند. در زمینه ی هنر نیز سخنرانی ها و نوشته های شریعتی ُبن مایه های ادبی قوی دارد که اگر فارسی بدانید و بخوانید از آن می توان استفاده کرد. بخش دیگری از آثار شریعتی که می توان نبوغ ادبی او را در آن ها دید، نامه های اوست که زیبایی های ادبی آن ها  را خواندنی کرده است. مثلاً در یکی از آن ها که به پسرش، احسان نوشته است، می گوید: پسرم! اگر می خواهی که گرفتار هیچ دیکتاتوری نشوی، بخوان و بخوان و بخوان!  

دکتر سید ابوالفضل حسینی:   آنچه در صحبت های آقای سیدان بود، به عنوان زمینه ای برای طرح گسترده تر تحلیل جنبه های ادبی دکتر شریعتی است.  من اشاراتی گذرا به برخی جنبه های مرتبط با ادبیات شریعتی می کنم. شما می توانید این ها را با استناد به آثار شریعتی بیشتر بکاوید. من هم در فرصتی دیگر برخی از این ابعاد را مشخصتر و ریز تر می توانم تشریح کنم.  

1-  یکی از زمینه های ادبی  شریعتی، کار های ترجمه ای اوست:

 اولین اثر ترجمه ای را که با راهنمایی پدرش، استاد محمد تقی شریعتی انجام داده بود، کتابی از جودة السحار به نام ابوذر بود.

ترجمه ی کتاب "در نقد و ادب " که کتابی در سبک شناسی و مکاتب ادبی، نوشته ی دکتر محمد مندور است و شریعتی آن را از عربی به فارسی ترجمه کرد. این اثر پایان نامه ی دوره ی لیسانس شریعتی با راهنمایی  مرحوم دکتر غلامحسین یوسفی است.

ترجمه هایی هم در دوران تحصیل در فرانسه از فرانسه به فارسی انجام داد که در مجموعه آثار ایشان می توان سراغ گرفت، نظیر متن نیایش از پروفسور الکسیس کارل، که در همان ابتدای ورودش به فرانسه انجام شد و با مقدمه ی پدر ش به چاپ رسید.  متنی  از ژان پل سارتر را ترجمه کرد که  در مجموعه ی هنر هست و....) کار پایان نامه ی دکتری اش هم ترجمه و تصحیح تاریخ فضائل بلخ است. ترجمه ای به نام مدینه ی فاضله ی مسلمانان  دارد که من ندیده ام ولی در بازجویی های ساواک از آن نام برده می شود ( کتاب شریعتی در اسناد ساواک). بنا بر این شریعتی از عربی به فاسی و نیز از فرانسه به فارسی و بالعکس  ترجمه دارد. این جنبه که او سه زبان  فارسی، عربی و فرانسه می دانسته، به قوت ادبی اش کمک کرده است. معمولاً دانستن زبان های بیشتر، دامنه ی علمی شخص را هم گسترش می دهد و موفقیتش را بیشتر می کند. پس این زباندانی شریعتی می تواند مورد بررسی بیشتر قرار گیرد.

2-  در مورد سخنرانی های شریعتی و این که چگونه او می توانست ساعت ها، هزاران نفر را  جذب سخنان خود کند، می توان تحلیل های روان شناسانه،  ادبی، اجتماعی و سیاسی داشت، بویژه در شرایط خفقان و سلطه استبداد. قطعاً بلاغت و شیوایی کلام شریعتی در این موفقیت او نقش داشته است.  

3 - آشنایی شریعتی با بزرگان ادب پارسی در خلاقیت های  ادبی اش مشهود است. به عنوان مثال می گوید خود را به خواندن مثنوی مولوی معتاد کنید. یک جا هم اذعان می کند که اگر مثنوی نبود، شاید در اروپا گمراه می شدم( نقل به مضمون) می گوید در آن جا، شب در تنهایی خودم مولوی می خواندم و روز به کلاس گورویچ می رفتم و با ماسینیون کار می کردم. یا از مارکسیسم و اگزیستانسیالیسم می خواندم و می شنیدم.

 4 - یکی از مهمترین فصل های فعالیت های ادبی دکتر برگزاری جلسات ادبی در مشهد ( قبل از رفتن به فرانسه ) است  که در زمینه های شعر نو و شعر نیمایی در مشهد خوب کار می کنند. با بزرگانی چون اخوان ثالث و شفیعی کدکنی و... همکاری می کند. در کتاب " علی شریعتی، مسلمانی در جستجوی ناکجا آباد" نوشته ی دکتر علی رهنما می توان به فصل جوانی شریعتی در مشهد مراجعه کرد واین دوران را بیشتر بررسی کرد. همچنین به کتاب "طرحی از یک زندگی " اثر خانم دکتر پوران شریعت رضوی همسر دکتر شریعتی مراجعه کنید و به لحاظ تاریخی هم فعالیت های ادبی دکتر را مورد تحقیق قرار دهید.

5 - نکته ی جالب توجه دیگر این که شریعتی و خانمش هر دو در دوره ی لیسانس در دانشکده ادبیات مشهد  در رشته ی ادبیات همکلاس بودند  و همان هم در ازدواجشان مؤثر بودهردو هم با هم  در فرانسه به تحصیل در ادبیات پرداختند و جالب تر این که هردو هم استاد راهنمای مشرک دارند یعنی پروفسور لازار. منتها خانم پوران شریعت رضوی در زبان شناسی و شریعتی به عنوان تاریخ  فارغ التحصیل می شوند. البته مقررات آموزشی هم در عنوان مدرک دکتر شریعتی نقش داشته است. یعنی چون رشته لیسانس او ادبیات بود، تحصیل رسمی و مدرک دکتری در جامعه شناسی را که مورد علاقه اش بود،  در  استخدامش با مشکل مواجه می کرد. با این حال زمینه ی پایان نامه ی دکتری اش ادبی و با نام تاریخ است.  بحث هایی که در سال های اخیر توسط برخی از منتقدان در مورد مدرک دکتر شریعتی درگرفته است، بدون توجه به انگیزه ها، علایق و تلاش او در رسالتی که در زمان تحصیل در فرانسه برای خود تعریف کرده بود، صورت می گیرد. خانم دکتر به من می گفت : "علی برای کار در ایران به مدرک و عنوان دکتری نیاز داشت، زیرا برای آن هم بورس گرفته بود ولی به لحاظ سواد، فراتر از این ها بود و قبل ازرفتن  به فرانسه به اندازه دوتا دکتر سواد داشت. در پایان نامه ام بیشترین کمک  و راهنمایی را به من کرد. او برای رساله دکتری خود وقت نمی گذاشت و فقط می خواست انجام شود. به خاطر همین هم هست که با درجه قابل قبول دفاع کرد. دکتر در همان سال ها  در زمینه های مورد علاقه اش یعنی جامعه شناسی و تاریخ اسلام، بسیار هم جدی کار می کرد."  شریعتی در نوجوانی پر مطالعه بود. خودش می گفت که با تک تک کتاب های کتابخانه پدر ش به خوبی آشناست و آن ها را دوستان خوب خود می دانست. در تمام دوران تحصیلش از همکلاسانش جلوتر و از غالب معلمانش با سواد تر بود.

6 - یکی دیگر از جنبه های ادبی او را در نامگزاری کتاب ها و سخنرانی هایش می توان دید. " علی، حقیقتی بر گونه ی اساطیر"، "آری! این چنین بود برادر"، "فاطمه، فاطمه است"، "علی: مکتب، وحدت، عدالت"، "قاسطین، ناکثین و مارقین" و... این نامگذاری ها جدید و با سلیقه ی ادبی  صورت گرفته اند.

7 – اسطوره شناسی شریعتی تأثیر به سزایی در شخصیت فکری و ادبی او داشته است. او را  می توان یک اسطوره شناس دانست. اسطوره از نظر لغوی با هیستوری (به معنی تاریخ ) هم ریشه است. امروز، ما دو نگاه به اسطوره و تاریخ داریم، اما در گذشته های دور برای بسیاری، مرزی میان تاریخ واقعی و خیالی وجود نداشته است. "کهن الگوها" موضوع جالبی برای بررسی هستند. شریعتی می گفت:"اسطوره، تاریخ حقیقت است نه تاریخ واقعیت" و البته برای او گویای آرمان بشر ایده آل هایی که کمتر در تاریخ تحقق یافته اند. اسطوره های ایران باستان ( نظیر آن چه در بخش اسطوره ای شاهنامه آمده ) و نیز اسطوره های یونان باستان و ملل دیگر حتی در ادیان شرقی ( هندوئیسم و بودیسم و...) را به خوبی می شناخت و از  آنان بهره می برد. در زمینه ی ادبی شریعتی فصلی را به اسطوره شناسی او  می توان اختصاص داد.

8 -  نرم افزاری به نام " کاریز"  مجموعهی آثار شریعتی را در خود جای داده است. این (دی- وی- دی) قابلیت ِسرچ ( تحقیق) دارد و به کارتان می آید.

9– سخنرانی های دکتر شریعتی در زمان تبدیل شدنِ متن گفتاری به متنِ نوشتاری، کمتر نیاز به ویرایش داشتند. کمند کسانی که دارای چنین ویژگی هستند. اکنون سخنرانی های آقای دکتر سروش هم از این لحاظ چنین اند.( سروش معمولاً در فضای آرام و با آرامش و ادیبانه سخن می گوید.)

10 – شریعتی معتقد بود که با پول مردم در اروپا تحصیل می کند و به خود حق نمی داد که درد خود را داشته باشد. این بود که از بودن در آنجا می خواست ره توشه ای برای نجات مردمش فراهم کند. می گفت اگر احساس مسؤولیتی را  که  نسبت به  سرنوشت جامعه ام دارم، نداشتم، فلسفه می خواند م و هنر ( و در جایی دیگر ... و نقد  ). پس ازنظر علایق شخصی به فلسفه، عرفان، هنر، ادبیات و نقد گرایش دارد، اما وجدان اخلاق اش او را به نجات جامعه اش فرا می خواند. در حالی که در جامعه اش آزادی سیاسی، وجود ندارد و دیکتاتوری حاکمیت دارد و تبعیض طبقاتی هست و سران کشور تحت سیطره امپریالیسم است، در این شرایط، او مسؤولیتی پیامبرانه برای  نجات جامعه اش قائل است. در نظر شریعتی روشنفکر با دانشمند و متخصص  الزاماً یکی نیستند. نقش روشنفکر در دوران گذار از سنت به مدرنیته بسیار مهم است. در حدود یک صد و بیست سال پیش وضعیت ما، در ایران با شما در ژاپن نسبتاً مشابه بود. ژاپنی ها که از نظر سرمایه های طبیعی چیز زیادی نداشتند، از سرمایه های انسانی  خود به خوبی استفاده کردند، ولی در ایران حاکمیت استبداد، نخبه کشی پیشه کرد و استعداد ها را فراری داد. امیر کبیر یک نمونه است. او شوهر خواهر ناصرالدین شاه هم بود ولی از  کار برکنارش کردند و کشتند. شریعتی را اگر می توانستند می خریدند. تا مدح قدرت کند. وچون نتوانستند از کارش جلوگیری کردند. زندانی اش کردند تا از کشورش گریخت ولی...  . متاسفانه اکنون هم کسانی همچون شریعتی  همین سرنوشت را دارند. با این حال، آنان که در تاریخ ما ماندگار می شوند، اهل فرهنگ به معنای عام خود هستند که ادیبان را هم در بر می گیرد و شریعتی چهره ای فرهنگی است و ماندگار. ببینید آن خیابانی که آدرس دادم ، به نام حمید سبزواری است که یک شاعر است و هنوز زنده است( مرداد1394  - ایشان در 22 خرداد1395  یعنی چند روز پیش درگذشت.) اما در ایران کمتر خیابانی را به نام سیاسیون می بینید. همچنان که آثار ادبی  ماندگار ترند، شخصیت های ادبی هم ماندگارند. سعدی و حافظ  که از دل سخن گفته اند، سخنشان همچنان مخاطب دارد. هرکس سخنش از دل برخاسته باشد لا جرم بر دلها می نشیند. و به همان میزان هم در آینده می ماند . شریعتی را نتوانسته اند حذف کنند.

11- "حج " شریعتی را نگاه کنید. گرچه یک کتاب دینی است، اما یک متن ادبی هم هست. اتفاقا سمبولیسم را خوب فهمیده و در تفسیر عبادات و بویژه حج از سبک ادبیات سمبولیک بهره برده است. چنین جسارتی در تفسیر و تاویل  حج را در کمتر کسی می توان دید. (شعر ناصر خسرو در باره ی حج  را  تا حدی می توان با آن مقایسه کرد).

12- شریعتی از نماد ها و سمبول ها در بیان دیدگاه های اجتماعی و سیاسی اش استفاده می کرد. بسیاری از حرف های سیاسی را بدون آن که مستقیماً بگوید، گفته است. در بازجویی ها  و گزارش های ساواک به این موضوع اشاره کرده اند که اکثر افرادی را که بازداشت می کنیم کتاب های شریعتی را خوانده اند.  "زر و زور و تزویر " که تکیه کلامش شده بود و موضع اقتصادی، فکری  و سیاسی اش را در مقابله با آن ها مشخص می کرد، خود یک ترکیب ادبی است که آگاهانه انتخاب شده بود. در برابر آن و از نظر ایجابی عبارت "عرفان، برابری و آزادی " پیام جاودانه ی اوست  که خلاصه ی همه ی حرفهایی است که گفته است.

13 - ادبیات دینی  و انقلابی مرهون سبک ادبی شریعتی است. شما در مشهد به سراغ دکتر حسین رزمجو  بروید (متاسفانه چندی بعد ایشان به دیار باقی شتافت) . ایشان که استاد ادبیات فارسی دانشگاه فردوسی مشهد است، همکلاسی دکتر شریعتی بوده وهم در باره ی دکتر شریعتی پنج جلد کتاب نوشته است . مقاله ی اختصاصی در باره نقش شریعتی در ادبیات  انقلاب اسلامی دارد.

14- اکنون جملات ادبی، کوتاه، عاشقانه و عارفانه ی شریعتی  بیشترین بسامد  را در شبکه های  اجتماعی در میان جوانان و جامعه ی ما دارد که به مناسبت ها به صورت اس ام اس و... ارسال می گردد. این کم موفقیتی نیست..

15 – ادبی ترین متن های دکتر شریعتی  را در"کویریات"ش می یابیم.

16 – دکتر شریعتی شعر هم می سرود. "شمع" تخلص شعری او بود که خلاصه ی نام او نیز هست ( شریعتی مزینانی علی)  

17 - در نیایش های شریعتی هم متن های ادبی بسیار زیبایی وجود دارند.


*عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری – 29خرداد 1395

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
گزارش و گفت و گو

لزوم همکاری تمام نهادها برای مقابله با تکدی گری در سبزوار

مشکل اصلاح‌طلبان این است که نمی‌گویند چگونه می‌خواهند شعارهای خود را محقق کنند

امور شرعی با اجبار و تحمیل سازگار نیست

تحمل جامعه؛ حدی دارد

حکیم سبزواری به عنوان خاتم الفلاسفه شناخته می شود

مشکلات حاشیه شهر سبزوار

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

مسئولان قدر مردم ایران را ندانستند

عبور از روحانی به عبور از نظام متصل می شود

نشست خبری مسؤولین دانشگاه حکیم سبزواری با اصحاب رسانه شهرستان برگزار شد

رئیس جمهور کمتر از 15 درصد قدرت را در اختیار دارد

مشاورین مدیر آموزش و پرورش سبزوار انتخاب شدند

عرصه سیاست جایی برای ایده آل‌گرایی‌نیست!

ازدواج و اشتغال؛ بیش ترین دلیل ترک تحصیل دانش آموزان است

آیین نامه دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تدوین شد

همنوایی با معترضان با هدف انتقام انتخاباتی از دولت غلط بود

چالش تعطیلی شهربازی سبزوار به روایت سرمایه گذار، شهرداری و اداره برق

دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تشکیل می شود

شفافیت؛ مهمترین رکن بودجه97 است

استبداد راه را بر فریب و دورویی باز می‌کند

مهمترین اولویت های شورای اسلامی شهر سبزوار

همکاری با انجمن اسلامی معلمان برای ما افتخار است

معلمان گاهی به خاطر مطالبات صنفی، برچسب ضد امنیتی می خورند

سرمایه داروسازی طاها، طی سی ماه گذشته، 6برابر شده است

باید تکلیف خود را درباره «پلورالیسم» در جامعه روشن کنیم

گزارش صد‌ روزه و وعده‌هايي که اجرايي نشد!

سخنگوی رسمی انجمن اسلامی معلمان سبزوار معرفی شد

هیأت رئیسه و مسؤولین کمیته های انجمن اسلامی معلمان سبزوار انتخاب شدند

دومین مجمع عمومی انجمن اسلامی معلمان سبزوار برگزار شد

درخواست پست توسط برخی اصلاح طلبان از روحانی؛ وهن اصلاح طلبی است