کد خبر : 8253
Print
به یاد عباس کیا رستمی

باید زندگی کرد

شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۰۳

Image titleسبزوارنگار/باید زندگی کرد
به یاد عباس کیا رستمی
فردین علیخواه*
 یک مرد می خواهد خودکشی کند. او سلیقۀ خودش را برای نحوۀ ترک "زندگی" دارد. می خواهد تمامی قرص های خوابش را یکجا سر بکشد و راحت و آسوده زیر یک درخت گیلاس؛ داخلِ قبری که خودش برای خودش کنده است بیارامد. مسأله آن است که پس از آرام گرفتن او در "قبر خودساخته"، باید کسی باشد تا بر روی جسدش خاک بریزد. مرد می خواهد مناسک مردن بی عیب و نقص باشد. گویی به جز خودکشی، همه عناصر یک مرگِ عادی رعایت شده است. در جادّه، آدم های مختلف را سوار می کند و خواسته اش را با آن ها در میان می گذارد. از آن ها می خواهد که فردا صبح به زیر درختی که می گوید بیایند و بیست بیل خاک بر روی او بریزند و بعد؛ دستمزدشان را از داخل داشبورد ماشین بردارند. یک سرباز وظیفه درخواست او را به دلایل ساده ای رد می کند و البته از مرد و تفکراتش می هراسد. یک طلبه، جایگاه خودکشی را در روایات و احادیث برای مرد شرح می دهد و او را از این عمل بازمی دارد. آخرین نفر، کارگر یک موزه است. او پیشنهاد مرد را به دلیل تأمین مخارج بیماری دخترش می پذیرد. در مسیر جاده تا قبر، تعریف می کند که دقیقا مانند خود مرد، روزی به طور جدّی تصمیم گرفته بود تا خودش را از شرّ دنیا خلاص کند. گرفتار مشکلات خانوادگی بود و خود را برای ادامه زندگی ناتوان می دید. در واقع مرگ را تنها روزنۀ نجات از زندگی تصور می کرد. ولی لحظاتی قبل از خودکشی "طعم و نرمی توت" او را از خودکشی منصرف کرد. تعریف می کند که "یک طناب برداشتم و نصف شب رفتم بالای درخت که خودم را حلق آویز کنم. دستم به چیز نرمی خورد که دیدم توت است. درشت و آبدار. خوردم و خیلی شیرین بود. همچنان می خوردم تا هوا روشن شد. بچه های دبستانی آمدند پای درخت. مرا آن بالا دیدند. گفتند درخت را تکان بده تا ما هم توت بخوریم، قیل و قال و شور بچه ها را دیدم و از مردن منصرف شدم...". 
او قبل از خودکشی توت می خورد و از طعم آن لذت می برد. به توت های بعدی خیره می شود و به طعم آن ها فکر می کند. فکر می کند. فکر می کند. طعم توت، زندگی را به یاد او می آورد. باید زندگی کرد...
زمانی که این فیلم عرضه شد خیلی ها گفتند که پیام های جهانی و انسانی عباس کیارستمی دربارۀ زندگی، شیک- شکلاتی و جشنواره ای است و فقط به درد ساکنان کشورهای مرفّه غربی می خورد و به همین دلیل هم آن ها (غربی ها) او را تشویق می کنند. وقتی قصۀ فیلم طعم گیلاس را مرور کردم دیدم که ما این روزها چقدر به پیامی که عباس کیارستمی در این فیلم می دهد احتیاج داریم. گویی باید نشست و این فیلم را بارها دید. برخی از همکارانم به شوخی می گویند که وظیفه ما جامعه شناسان آن است که هموطنانمان را یا از کشتن دیگران منصرف کنیم یا از کشتن خودشان! چون کم نیستند کسانی که در دو سر این طیف سرگردانند! این جمله طنز است ولی این روزها خیلی ها طعم شیرین توت را فراموش کرده اند و باید رنگ و طعم توت را به یادشان آورد. خیلی ها قبرهایی برای خودشان کنده اند و بین زندگی و "قبرخودساخته" سیّال اند. دیدن فیلم طعم گیلاس ممکن است نگاه ما را کمی تغییر دهد.  
یاد و خاطره اش گرامی باد.

*دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟