کد خبر : 8255
Print
مهران صولتی:

سین مثل سرباز

شنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۵ ساعت ۲۳:۲۴

Image titleسبزوارنگار/"سین" مثل "سرباز"
مهران صولتی*
نوزده سرباز وطن در حادثه ای دردناک غریبانه و مظلومانه جان باختند. موجی از احساسات و عواطف برانگیخته شده و فضای مجازی و شبکه های مجازی را پر کردند . همه به سهم خود کوشیدند تا با بازماندگان این عزیزان همراهی و همدلی کنند. قرار است جمعه شب هم آیین شمع افروزی در رثای این درگذشتگان در پارک های شهرهای مختلف کشور برپا شود. 
تا اینجای کار همه خوب آمده اند ولی بیم آن می رود که خیلی زود موج برخاسته به صخره ستبر فراموشی برخورد کرده و از حرکت بازایستد، تا زمان و زمانه ای دیگر که باز نوبت همدلی و هم نوایی فراهم آید. اما انتشار خاطرات یکی از درگذشتگان از روز حادثه و ساعاتی پیش از آن فصل دیگری در این رویداد تلخ رقم زد. مرحوم انصاری در خاطرات روزانه خود از مصائبی سخن می گفت که سربازان این مرز و بوم در دوران آموزشی خود با آن کلنجار می روند. سخت گیری های فراوان، دیسیپلین بسیار خشک و غیر منعطف، کشتن و لگد مال کردن فردیت، استحاله شخصیت سربازان در موجودیت  "بتی" به نام پادگان و در یک عبارت "خلق و ساختن آدمی نو در تراز نظام وظیفه ". این ها همه دستاورد نزدیک به یک صد سال تاریخ خدمت وظیفه اجباری و ساخت ارتش مدرن در ایران است. آفرینش انسان هایی هم شکل، هم اندازه، فرمال و کاملا منضبط. آن چنان که در مقابل فرمانده کاملاً مطیع بوده و به وظایف سازمانی خود عمل نمایند. آرمان میهن پرستی را در خود نهادینه کنند و بتوانند در مقابل تهاجم بیگانگان از کشور خود دفاع نمایند. این امر شاید در مورد کشورهایی که از ارتش حرفه ای برخوردارند صادق باشد ولی در ممالکی مانند ما که هنوز در پیچ و خم خدمت نظام وظیفه اجباری گیر کرده اند با اما و اگرهای جدی مواجه است. این که چگونه می توان به کرامت جوانانی امید بست که در ایام سربازی با انواع تحقیرها به نحوی سیستماتیک مواجه بوده اند؟ یا این که چگونه می توان به اخلاقی زیستن شهروندانی امید بست که طی دو سال همه کارها را از سر اجبار انجام داده اند؟ این که چگونه می توان با منحل کردن فردیت درون یک سازمان نظامی و ضوابط آن، به شکل گیری افرادی با شناختن حقوق شهروندی خود امید بست؟ یا این که تا چه میزان می توان تجربه حضور در پادگان را با افزایش بدبینی نسبت به هر گونه نظمی در جامعه مرتبط دانست؟ این ها و پرسش هایی دیگر از این دست می توانند مورد بحث در محافل جامعه شناسان، روان شناسان و علمای اخلاق و تربیت قرار گرفته و پاسخ های آن به تحول در ساختار خدمت نظام وظیفه اجباری در کشور منجر شود. این چنین است که می توان از هدر رفتن خون سربازان مظلوم جلوگیری کرد . می توان امید بست که مرگی تا این اندازه غریبانه و مظلومانه می تواند به مثابه تلنگری بر وجدان عمومی و فراتر از آن تحولی در ساختار حاکم بر خدمت نظام وظیفه اجباری تلقی شود. در این میان هم شاید تصمیم گیران کشور به این نتیجه برسند که داشتن ارتشی حرفه ای ، چابک و با کیفیت ، بر حضور اجباری جوانان در پادگان ها و عوارض ناشی از آن ترجیح دارد. چه کسی می داند ؟ شاید خون سربازان وطن این بار ما را یک گام به سوی تصور یک وضعیت بهتر در جامعه  پیش ببرد.

* دانشجوی دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟