کد خبر : 8305
Print
فردین علیخواه:

ما و قصه عکس هایمان

شنبه ۲ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۸:۴۹

Image titleسبزوارنگار/ما و قصه عکس هایمان

فردین علیخواه*

سرگذشت ما و عکس‌هایمان سرگذشت جالبی است. چند دهه قبل در خانه‌ها عموماً سه قاب بالای طاقچه اتاق بود: الله، علی (ع) و آقاجون! در واقع در جامعه‌ای که "مرد"؛ محورِ امور بود تنها عکس پدر خانواده می‌توانست روی طاقچه باشد آن هم بعد از الله و علی(ع). 
با گذشت زمان، به تدریج عکس‌های خانوادگی هم روی دیوارها و طاقچه ها جا باز کردند. عکس‌هایی که اعضای خانواده دست بر سینه در کنار آرامگاه امام رضا (ع) ایستاده بودند. در این عکس‌ها هم عموماً پدر خانواده در مرکز عکس قرار داشت. با تغییر و تحول جامعه، به تدریج عکس‌های خانوادگی آتلیه‌ای با محوریت زن و شوهر هم در کنار آن عکس‌های روی دیوار و طاقچه ها رفتند. معمولاً خانواده‌ها یک آلبوم عکس داشتند که با عکس عروسی پدر و مادر شروع می‌شد. عکس‌ها مثل یک سریال تلویزیونی بودند. با آلبوم عکس، خانواده ابزاری برای بیان سرگذشت خودش داشت. آدم‌ها وقتی دلشان تنگ می‌شد آلبوم را ورق می‌زدند. وقتی مهمان می‌آمد آلبوم‌ها آورده می‌شد، تخمه می شکستند و دور هم عکس می‌دیدند. آدم‌ها برنامه‌ریزی می‌کردند که مثلا فلان روز به آتلیه بروند و عکس بگیرند. برای همین قبل و بعد از عکس گرفتن در آتلیه، تفریح می‌کردند. عکس گرفتن به معنای یک روز خوب بود. یکی از خاطرات خوب زندگی هم حرف‌زدن از فیگورهای عکاس‌ها یا خودمان موقع گرفتن عکس در آتلیه بود. 
دوربین های شخصی که آمد با آن فیلم های 12 ، 24 و 36 تایی، دوره انتظار پرشدن حلقه و بردن به عکاسی و گرفتن از عکاسی را با خودش آورد. خیلی اوقات پیش می‌آمد که عکس‌هایی از خودمان می دیدیم که خودمان نداشتیم. در مراسمی عکس گرفته بودیم و طبیعتا فقط صاحب دوربین عکس‌ها را داشت. همه اعضای خانواده معمولا یک آلبوم داشتند و آدم‌ها با ازدواج می‌توانستند آلبوم عکس جداگانه‌ای داشته باشند. داشتن آلبوم عکس به معنای مستقل شدن از خانواده بود. 
دوربین‌های دیجیتال که آمد، انقلابی بر پا شد و موبایل‌های دوربین‌دار که آمد انقلابی دیگر! امروزه با اینکه هر کس در ماه شاید صدها عکس بگیرد دیگر آلبومی وجود ندارد. چون آلبوم عکسی وجود ندارد دیگر هویتی هم وجود ندارد. عکس‌ها گرفته می‌شوند ولی حتی یک بار هم نگاه نمی‌شوند. عکس‌ها مانند پودر رختشویی فقط مصرف می‌شوند. همه عجله می‌کنند تا لحظه‌هایشان را با عکس ثبت کنند ولی چون این جمله باب شده است که "در لحظه زندگی کنید" معمولاً به هیچ لحظه‌ای پس از ثبت شدن با عکس، رجوع نمی‌شود. لحظه‌ها فقط ثبت می‌شوند! گویی لحظه‌ها برای فراموش شدن ثبت می‌شوند تا برای در خاطر ماندن! جالب آنکه برخی از آدم‌ها عکس‌های قدیمی‌شان را هم اسکن می‌کنند در حالی که به ندرت هزاران عکسی را که بتازگی گرفته‌اند، می‌بینند. فقط عکس روی عکس است که انباشته می‌شود. با تحولات جامعه، عکس‌های اقوام و فامیل کمتر و عکس با دوستان بیشتر شده است. دیگر از برخی از فامیل هیچ عکسی نداریم. هیچ عکسی. حتی وقتی که از دنیا می‌روند به سختی به یادشان می‌آوریم. "عکس‌های امام رضایی" کم شده و "عکس های آنتالیایی" جای آنها را گرفته‌اند. "عکس گرفتن" بیشتر از "عکس دیدن" مهم شده است. آدم‌ها دیگر هم خوب عکس می‌اندازند و هم خوب عکس می‌گیرند. تلفن‌های همراهِ دارای دوربین های قوی دو پیامد داشت: آنهایی که پشت دوربین بودند احساس کردند که استعداد عجیبی در عکاسی دارند و آنهایی هم که جلوی دوربین بودند با دیدن عکس خودشان از زمین و زمان گلایه کردند که چرا هنوز به عنوان یک" مدل" کشف نشده اند. در مقایسه با قدیم، امروز وقتی عکسی می‌گیریم اول خودمان را چک می‌کنیم. عکس‌هایی را که خوشمان نمی‌آید فورا حذف می‌کنیم. در قدیم آدم‌ها برای عکس گرفتن آماده می‌شدند. آرایش می‌کردند و به خودشان می‌رسیدند. امروزه عکس‌ گرفتن در موقعیت طبیعی باب شده است ولی هیچکس طبیعی عکس نمی‌گیرد. از کوچک تا بزرگ می‌دانند که چطور باید عکس بگیرند. همه از نحوه لبخند زدن تا نحوه قرار دادن پاها جلوی دوربین از قبل ممارست کرده اند تا در موقعیت طبیعی مجبور نباشند فیگور عکس گرفتن بگیرند! در واقع آدم‌ها طبیعی عکس نمی‌گیرند بلکه ژست طبیعی عکس گرفتن را برای عکس گرفتن انتخاب می‌کنند. به نظر می‌رسد امروزه دوره عکس گرفتن با دوستان هم در حال سپری شدن است. عکس‌ها تکی شده‌اند. خیلی از آدم‌ها فقط از خودشان عکس می‌گیرند! "من چقدر بی‌نظیرم!" قصه را تمام کنم. از لنز دوربین های قدیم " ما " بیرون می‌آمد ولی از لنز دوربین‌های امروز " من " متولد می‌شود. 

*دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
فرهنگ و هنر

مجوز هفته نامه ملک بیداری ویژه سبزوار صادر شد

تقدیر از فرماندار ویژه سبزوار به عنوان مقام برتر استان در جشن نوروزگاه

حمایت از کالای ایرانی به فرهنگ سازی نیاز دارد

امور شرعی با اجبار و تحمیل سازگار نیست

بزرگداشت حکیم حاج ملاهادی سبزواری در سبزوار

حمید ضیایی‌پرور مدیرکل مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها شد

تعطیل کردن نقد در جامعه به ضرر خود مسئولین است

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

ضرورت احداث کتابخانه های عمومی در مناطق حاشیه شهر سبزوار

علوم اجتماعی و محدودیت‌های قدرت

چهار بحران در مقابل تمدن ایران!

مردی که معلولیت را بی اثر کرد

آیین افتتاح نمایشگاه جاذبه های گردشگری ومعرفی اقوام ایرانی وصنایع دستی برگزار شد

چگونه می توانیم" شهری شاد" داشته باشیم؟

منزل حمید ممتحنی به دانشگاه حکیم سبزواری واگذار شد

فصل‌نامه «بیهق‌نامه» با حضور وزیر ارشاد رونمایی شد

سالانه بیش از 20 میلیون مسافر از محورهای ارتباطی سبزوار عبور می کنند

هفتمین همایش ملی ابوالفضل بیهقی برگزار شد

هنر؛ بهترین ابزار جهت توانمندسازی جامعه معلولان است

برنامه محوری افق روشنی در اختیار مدیران قرار می دهد

مشکلات فرهنگی و اجتماعی سبزوار مشخص شده است

در کجای آموزش جهان ایستاده‌ایم؟

ادبیات کودک آموزش و پرورش را کمک می کند تا آموزش های زندگی بهتری به دانش آموزان ارائه شود

1200 خانوار تحت پوشش داریم

مردم را غریبه ندانید

اختصاص 6 میلیارد ریال برای کاووش در تپه باستانی سبزوار

فعالیت روزانه 1300 نفر در مراکز کانون پرورش فکری سبزوار

سخنی با مسؤولین میراث فرهنگی سبزوار

کوپال؛ بهترین فیلم جشنواره‌ی بین المللی آمستردام