کد خبر : 8377
Print
مهران صولتی:

چرا به "محیط زیست" آسیب می رسانیم؟

یکشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۲۱

Image titleسبزوارنگار/چرا به "محیط زیست" آسیب می رسانیم؟

مهران صولتی*
حساسیت نسبت به حفظ محیط زیست امروزه نسبت به سال های گذشته از افزایش معناداری برخوردار شده است. نشانه هایی از جمله آگاهی افکار عمومی، رشد تشکل های غیردولتی (NGO)ها در این حوزه، گرایش جدی دولت روحانی نسبت به بهبود وضعیت محیط زیست و... از رقم خوردن دوره ای جدید در این باب حکایت می کنند. اما و هزار اما، رویدادهایی از جمله سلفی گرفتن افتخارآمیز شکارچیان غیرقانونی با لاشه حیوانات کمیاب، متوقف نشدن رشد نابودی جنگل ها و در نهایت به شهادت رسیدن ماموران فداکار محیط بانی، نشانه هایی ناگوار از عمیق بودن زخم محیط زیست در ایران بروز می دهند آن چنان که می تواند روند التیام یافتن این زخم را طولانی نماید. البته پر واضح است که تخریب محیط زیست اکنون ابعاد جهانی نگران کننده ای یافته و به دنبال برانگیخته شدن حساسیت افکار عمومی هر ساله شاهد برگزاری نشست ها و کمپین های گوناگون درباره شیوه های کند کردن این آسیب ها هستیم. 
فلاسفه از مدت ها پیش حاکمیت دوگانه ذهن - عین دکارتی و گسترش تکنولوژی منتج از آن را مهمترین توجیه نظری بسیاری از آسیب ها از جمله تخریب محیط زیست دانسته بودند. در ایدئولوژی مدرنیسم؛ آدمی، نه تنها مجاز، بلکه محق است که زمین را بشناسد و در آن تصرف کند. زمین همچون ذخیره ای پنداشته می شود که باید تا سرحد امکان کاویده و از آن ابزار رفاه و مصرف هرچه بیشتر انسان استخراج شود. همین نظریه؛ امروزه موجبات تخریب گسترده محیط زیست و گرم شدن کره زمین را فراهم آورده است. 
اما داستان تخریب محیط زیست در ایران چگونه است و به عبارت دیگر تبدیل شدن ایران به یکی از کشور مهم آلوده کننده زمین از چه منطقی پیروی می کند؟ در ایران از دیرباز تفکر "غارتی -غنیمتی" بر روابط اجتماعی - سیاسی حاکم بوده است. بر اساس این تفکر به دلیل ناامنی و بی ثباتی موجود باید از هر فرصتی برای بهره گیری از منابع حکومتی و طبیعی بهره گرفت و کوله بار خود و چند نسل بعد را اندوخت. مصادره اراضی کشاورزی و مراتع توسط سلاطین در دوره های مختلف بر اساس چنین نگرشی صورت گرفت. لذا در همه ادوار، شاهان ایران یکی از بزرگترین صاحبان محیط زیست کشور به شمار می رفتند که قرار بود هر گونه که مایلند در آن ها تصرف نمایند. این فرهنگ در طی اعصار مختلف به اقشار مختلف مردم تسری یافت و منبعی برای غارت های عمومی حتی تا زمان حاضر فراهم آورد. 
از سوی دیگر و در ادامه شکل گیری جامعه مدرن بدقواره ای(جلایی پور) که در آن به سر می بریم و ملغمه ای ناسازگار از سنت و مدرنیته محسوب، می توان محیط زیست را هم یکی دیگر از قربانیان در کنار اخلاق، گفتگو، تکالیف اجتماعی و به رسمیت شناختن تکثر گرایی به شمار آورد. در چنین فضایی است که تخریب محیط زیست معنا می یابد. فردگرایی ضد اجتماع، به قیمت دیده شدن خود می کوشد تا همه منابع را در خدمت مصرف مسرفانه خود قرار دهد. تفاوتی هم نمی کند؛ انسان، حیوان، گیاه، آب و... همه و همه  ابزار و منابعی برای استفاده هنجارشکنانه و خودشیفته وار هستند و البته در انتها آن چه بجا می ماند برهوتی از تخریب هایی است که شهروند ایرانی اتمیزه شده آفریده است.
در روند تخریب محیط زیست دولت و ملت هماهنگ و همداستانند. زمین ها، کوه ها و جنگل ها در یک تبانی آشکار میان این دو  و با بهره گیری از رانت های موجود خریده و خورده می شوند و سازمان های مردم نهاد محیط زیستی همچنان پشت دیوار امنیتی حکومت ساخته، متوقف می مانند. شاید کمترین کشوری را بتوان یافت که در آن دولت و ملت این چنین هر دو از تخریب محیط زیست نفع می برند!! بنابراین به نظر نمی رسد بتوان در چنین وضعیت بیمارگونی صرفا با تکیه بر پرورش نسلی دوستدار طبیعت به اهداف بلند زیست محیطی دست یافت. نسل جدید هم هر چند مهیا، در کمند ساختارهای منفعت جویانه گرفتار می آید و از دستیابی به مقصود باز می ماند. از همین رو اصلاح ساختارهای غارتی - غنیمتی و پاسخگو کردن سیستم می تواند هدف گذاری موثرتری تلقی شود. اینجاست که "محیط زیست" و "سیاست " با یکدیگر پیوند می یابند.

* دانشجوی دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟