کد خبر : 8459
Print
دکتر سید ابوالفضل حسینی:

با اهل فرهنگ و هنر مهربانتر باشیم

یکشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۴۷

Image titleسبزوارنگار/با اهل فرهنگ و هنر مهربانتر باشیم

دکتر سید ابوالفضل حسینی*

جمعه  5 شهریور 1395 مطلع شدیم که بازیگر با سابقه ی سینمای کشورمان زنده یاد  داوود رشیدی به دیار باقی شتافت.  رحمت الله علیه.

چندی پیش کارگردان معروف مرحوم عباس کیا رستمی به جوار قرب الهی شتافت. اعلی الله مقامه.

 پیشتر نیز شاعر پیشکسوت حسین آقا ممتحنی مشهور و متخلص به حمید سبزواری دار فانی را وداع گفت. غفر الله له.

چندی پیش نیز یکی از خوانندگان پیش از انقلاب نیز به رحمت ایزدی پیوست، مرحوم حبیب. خدایش رحمت کند.

" خدای جمله ی آن رفتگان بیا مرزاد!"

هر کدام از این چهره های فرهنگی در وضعیت و شرایط مخصوص به خود و با علایق و سلایق خود کار کردند و نام خود را ماندگار ساختند.

 داوود رشیدی در عرصه ی هنرهای نمایشی در داخل کشور صاحب نام بود. عباس کیا رستمی در عرصه ی کارگردانی در جهان شناخته شده بود، تا آن جا که علاوه بر سینماگران مهم جهان، رئیس جمهور فرانسه هم در فوتش پیام تسلیت داد. در مورد حمید سبزواری که پدرشعر انقلاب نامیده شد، در داخل کشور مقامات رسمی و نیز غیر رسمی پیام های متعددی دادند و مراسمی در تهران، مشهد و سبزوار برگزار گردید و رسانه های حکومتی نیز تجلیلی در خور داشتند. در باره ی این شاعر همشهری در فرصتی دیگر مطالبی خواهم نوشت.

درباره ی مراسم تشییع و دفن حبیب هم محدودیت هایی وجود داشت، که بالاخره در روستای زادگاهش در شمال به خاک سپرده شد.

در مورد کیا رستمی برخی مقامات روحانی حکومتی چیزی نگفتند. هیچ حرجی هم بر آنان نیست. مصلحت هم همین است.

در این گونه موارد انتظار این است که چهره های روحانی، بیش از حوزه ی اختیاراتشان دخالت نکنند. همین مقدار جای سپاس دارد. اما این که یک شهروند ایرانی از حقوق خود محروم شود، نکته ای است که تمام مردم حق سوال دارند. فعلاً حساسیت فراوان و غیر ضروری در باره ی چهره های فرهنگی و هنری هست، تا آن جا که گویی عزای یک هنرمند برای عده ای مساله ای امنیتی است. مگر نه این است که تجلیل از هنرمندان کاری ستوده است؟  

 در عالم فرهنگ و هنر، تنوع سلیقه زیاد است. نه می توان و نه باید همه را یکدست کرد. زیبایی هنر نیز در همین است. چاره ی کار نیز پذیرش تنوع و تکثر سلیقه ها  در چارچوب قانون و حقوق شهروندی است. آن چه که آفت بزرگ در جامعه ی ماست، سیاست زدگی همه ی امور است و نگاه امنیتی به بسیاری از مسائل! غالب هنرمندان نمی خواهند شخصیت سیاسی باشند.

عباس کیا رستمی در مقیاس جهانی کار کرده است ولی در داخل محدودیت هایی برای کار داشته که توجیه چندانی نداشته است. استاد محمد رضا شجریان که مدتی است برای مداوای سرطان در آمریکا بسر می برد، محدودیت کاری در داخل داشت و در سطح جهانی استقبال می شد. ایشان در مصاحبه ای  با روزنامه ی ایران گفته بود که هنرمند نباید در کادر یک حزب سیاسی خود را محدود کند. اگر امور، بر روال عادی باشد، یعنی هرچیزی در جای خودش قرار گرفته باشد، باید هم که چنین باشد، ولی می بینیم که خیلی از افراد در جایگاه شایسته شان نیستند. به اظهار نظرهای جناب آیت الله علم الهدا  امام جمعه مشهد در باب کنسرت ها نگاه کنید تا صحت ادعایم را تایید کنید. گویی برایشان قانون مطرح نیست و کشور را براساس سلیقه ی ایشان می توان اداره کرد! و یا به قول آقای مطهری در ایران حکومت فدرال برقرار است!

درست است که یک هنرمند نیز همچون آیت الله علم الهدا، امام جمعه ی مشهد حق دارد که فعالیت سیاسی هم بکند، اما اگر می خواهد هنرش عام تر و همگانی تر باشد، صلاح در  این است خود را محدود نکند و محدودیتی بر محدودیت هایش نیفزاید. باز هم تاکید می کنم که در این کشور و در این شرایط ملاحظات گوناگونی هست وگرنه من هیچ منعی برای یک هنرمند که دارای آرمان بلند برای کشور و ملتش است نمی بینم که حتی در حزب سیاسی  وارد شود، ولی در این شرایط که کار سیاسی برای کسانی بسیار پر هزینه است، باید مصالح بزرگتری را هم لحاظ کرد.

در ایران کمتر از تعداد انگشتان یک دست نام خیابان و میدان و... به نام پادشاهان تاریخ کشور گذاشته شده است، ولی نام بزرگان فرهنگ و اندیشه و شهدا... همه جا هست. نام سعدی و فردوسی و حافظ و مولوی و... آذین بخش مکان های عمومی است، و از نام سیاستمداران کمتر خبری است.

      از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر   یادگاری که در این گنبد دوار بماند

اکنون چند خیابان به نام رئیس "پاکترین دولت ایران از زمان مادها تا کنون" در کشور هست؟! با آن همه سفرهای استانی و جهانی اش که برخی بزرگان را ذوق زده کرده بود، چرا به پاس قدردانی از زحماتش - که به قول برخی گفتمان انقلاب را احیا کرد- کاری در خور نمی شود؟! احتمالاً چون بیشترین سران فاسد اقتصادی از دور و بری های ایشان بوده اند.

             باش تا صبح دولتت بدمد    کین هنوز از نتایج سحر است

در عرصه ی سیاست، رقابت ها به حذف یکدیگر هم می انجامد، به کودتا هم منتهی می شود، ولی در عرصه ی فرهنگ و هنر، تنوع و تکثر بر زیبایی ها می افزاید.

 در کشور ما، متاسفانه، اخلاق، فرهنگ، اقتصاد و... سیاست زده است. سیاست، پایش را خیلی بیش از گلیمش دراز کرده و سایه ی نا میمونی بر همه ی ارکان حیات ایرانی افکنده است. این وضعیت؛  مسؤول بسیاری از ناهنجاری های رفتاری، فسادهای سیاسی و اقتصادی است و نمی تواند پایدار بماند.

برخی اهل سیاست، هنرمند را همچون بسیاری از امور دیگر، ابزار و پلکان ترقی خود می خواهند. هنرمند خوب کشورمان آقای علیرضا افتخاری در شرایطی قرار گرفت که با احمدی نژاد مواجه شد، بیش از حد صدمه دید. احمدی نژاد برای زمان ثبت نام مشایی به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری در وزارت کشور، با فریب کاری هنرمند بزرگ کشورمان عزت الله انتظامی را به آن جا برد، تا از آبروی آن بزرگ بهره برداری کند. بعداً انتظامی مقاله ای نوشت و از خود دفاع  کرد و چه زیبا!

شاعر معروف مرحوم  مهدی اخوان ثالث در تنگنا قرار گرفت تا...

کارگردان بنام کشورمان بهرام بیضایی روزگاری توسط سعید امامی (اسلامی)! (چهره ی مخوف قتل های زنجیره ای نویسندگان و هنرمندان) به هتلی فراخوانده و مورد ارعاب قرار گرفت. البته قدرت؛ هر کاری بتواند، می کند. قدرت؛ میل به تمرکز و گسترش و استمرار خود دارد. در این راه می خواهد تا نام آوران عرصه ی هنر هم مداح قدرت باشد. منحصر به ایران هم نیست. ربطی هم به اسلام و غیر اسلام ندارد. با این حال در کشور ما به خاطر شرایط ویژه اش، و نیز به خاطر سوء استفاده از دین، اثرات درازمدتِ زدگی از دین را در پی دارد و از کیسه ی دین و ملت هزینه می شود.

شواهد، حاکی از آن است که نباید هنرمندان، کاریزمایی پیدا کنند و بزرگ شدن در حد استاد شجریان، خود، جرم است. مطرح شدن در سطح جهانی، حتی اگر برای کشور افتخارآفرین هم باشد، مطلوب برخی نیست و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل!

برخی تریبون داران، نوعاً آگاهی کمتری هم از مسائل فرهنگی دارند، و نوعی سطحی نگری را دامن می زنند که تنوع فرهنگی و تکثر سلیقه ای را برنمی تابد.

حق نیست که هر کس که صدایش بلندتر هم هست سلیقه ی خود را به نام اسلام تحمیل کند. اینان اگر چیزی در چنته دارند، یک جانبه تشر نزنند، بلکه در تلویزیون با صاحب نظران منتقد خود - که به اندیشه ورزی شهره اند - به مناظره بپردازند تا:

       دلایل قوی باید و معنوی     نه رگ های گردن به حجت قوی

 قرار بر این بود که انقلاب را از طریق فرهنگ کشورمان صادر کنیم. با اهالی فرهنگ چه کرده و می کنیم؟

با اهل فرهنگ و هنر مهربانتر باشید. اینان چهره ای نیکوتر از ایران به جهان نشان می دهند. اهالی سیاست هم در صورتی که وجهه ای اخلاقی، انسانی و فرهنگی داشته باشند، مثل شخصیت های فرهنگی نامی ماندگار از خود به جا خواهند گذاشت.

*عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟