کد خبر : 8501
Print
مهران صولتی:

چرا نسبت به میراث فرهنگی بی اعتنا هستیم؟

دوشنبه ۲۲ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۵۸

Image titleسبزوارنگار/چرا نسبت به "میراث فرهنگی" بی اعتنا هستیم؟

مهران صولتی*

نوشته ای را به دشواری بر سینه مجسمه حک کرده اند. با یک تاریخ عددی که از زمان این حکاکی غیر هنرمندانه و ناشیانه، حکایت می کند. واضح است که به سختی این نام و تاریخ را کنده اند. حتما می خواسته اند به قیمت تخریب یک مجسمه ارزشمند نام خود را جاودانه سازند! آن سوتر دیوار خشتی یک کاروان سرا، گوشه یک قبر ارزشمند، تنه یک چنار تاریخی و... هم از زخم هایی عمیق روایت می کنند که ما عامل آن ها بوده ایم. 
این ها و بیش از این ها، داستان امروز میراث فرهنگی کشور ماست. میراثی که هر روز به نابودی بیشتر نزدیک می شود. اکنون می توان پرسید که بی اعتنایی عمیق ایرانیان به میراث فرهنگی خود از چه علل و عواملی ناشی می شود؟ و آیا می توان این مشکل را با آموزش دبستانی مرتفع کرد؟ 
واقعیت این است که تا توجه به فرهنگ از قالب مکانیکی خارج نشود نمی توان نسبت به مقوله "میراث فرهنگی" نگاهی متفاوت داشت. دانش آموزان ما در مدارس احترام به فرهنگ را می آموزند، ولی مشکل آنجاست که فرهنگ برایشان امری بیرونی، انتزاعی و لذا دارای وجوه از خود بیگانه کننده است. دانش آموزان ما می آموزند که باید فرهنگ خود را پاس بدارند ولی از آنجا که خود را در آفرینش چنین فرهنگی سهیم نمی دانند، نمی توانند با آن احساس همدلی داشته باشند. شاید یکی از عوامل موثر در این عدم همدلی ناشی از انحصار تاریخ نویسی ایران به عملکرد پادشاهان باشد. تاریخ ایران تا کنون با فقدان یک "غایب بزرگ" به نام "مردم" مواجه بوده است. 
از منظر تاریخ نویسی رایج، ایران از یک دو گانه ی مشهور یعنی پادشاهی قدرقدرت، و توده ی بی شکلی از مردم تشکیل شده است. توده ای که کاری جز فرمانبری نداشته و هیچ دستاورد فرهنگی، هنری، سیاسی هم برای ثبت در تاریخ به ارمغان نیاورده است. با این وصف برای شناخت عمیق ارزش میراث فرهنگی نیازمند آن هستیم که افراد "فاعلیت" خود را در مقوله فرهنگ مشاهده کنند. فرهنگ بخشی از تجربه زندگی روزمره شان باشد. بدانند که آدمیان و فرهنگ به یکدیگر نیازمندند و تاریخ بدون انسان ها، چیزی بیش از یک انبان ملال آور از محفوظات نیست. از سوی دیگر نگرش به "میراث فرهنگی" و تفسیر آن تا حدود زیادی متاثر از مواضع ایدئولوژیک می باشد. همچنان که تاریخ را فاتحان می نویسند، تفسیر تاریخ و میراث فرهنگی هم گویا در اختیار فاتحان می باشد. زمانی که مردم از تفسیر آزادانه فرهنگ بازداشته شوند(کتاب های درسی تفسیری ایدئولوژیک از میراث فرهنگی به دانش آموزان می آموزند)، افراد در تعریف نقش خود در آفرینش فرهنگ دچار اختلال شده و نسبت به آن میراث احساس بیگانگی می کنند. از همین رو فقط در شرایطی می توان به تغییر نگاه شهروندان به میراث فرهنگی امید داشت که فرهنگ تعریفی سیال، امروزین، مشارکت جویانه، و با قابلیت تفسیرهای متنوع از خود ارائه دهد. فقط در طی چنین فرآیندی است که می توان انتظار داشت با به رسمیت شناخته شدن "قوه آفرینش گری" آدمی، نگاهی نو، مشفقانه و همدلانه با میراث فرهنگی کشور ظهور و بروز یابد. نگاهی که می تواند پایانی بر بی اعتنایی به مقوله فرهنگ و تاریخ تلقی شده و میراث گذشتگان را مورد خدشه و تعرض قرار ندهد. به امید آن روز...

* دانشجوی دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟