کد خبر : 8536
Print
سید ابوالفضل حسینی:

حج نامه(قسمت ششم)

سه شنبه ۳۰ شهریور ۱۳۹۵ ساعت ۱۷:۰۶

Image titleسبزوارنگار/ حج نامه(گزارش تحلیلی سفر حج) - بخش ششم

قسمت پنجم حج نامه را می توانید از این جا دریافت کنید.

دکتر سید ابوالفضل حسینی*

پنجشنبه 14 دی 1385( پانزدهم ذیحجه 1427)

صبح را به مطالعه و نوشتن گذراندم بعد از ظهر، با هم اتاقی ها و خانم ها به سمت حرم حرکت کردیم. سرویس اتوبوسرانی براه افتاده، امّا هنوز، با اتوبوس های خطی نتوانسته ایم به حرم برویم، به یک اتوبوس که در مقابلمان ترمز کرد و هرنفر دو ریال می گرفت، سوارشدیم. دور زد و مسافرین دیگری هم سوار کرد. از خیابان شلوغی عبور کرد. پلیس اجازه نزدیکتر شدن به حرم را نداد. این بود که بخشی از راه را در خیابان شیب دار، بالا رفتیم. آثار بیماری های پس از منیٰ هنوز برطرف نشده است. بعلاوه خستگی اعمال شب گذشته نیز وجود دارد، اینست که خانم ها نمی کشند خیابان سر بالایی را بیایند. بالاخره، حرم نزدیک است و شوق دیدار می کشاندشان. در مسیر خیابان ها که را ه می روی زمین گرانقیمتی حصارکشی شده تا در آینده برجی بلند در آن سر برآورد، با تابلویی نشان می دهد که از یکی از شاهزادگان آل سعود است. بازارها پر از جنس بنجل است. ظاهراً چینِ(سابقاً) کمونیست برای ما تسبیح و مهر و وسایل برطرف کننده شک در تعداد رکعات نمازهم می سازد!! جالب بود که جعبه کارتن میوه نیز محصول چین را نشان می داد که در هتل ما سیب و گلابی و احتمالاً پرتقال چینی را در مکه و سرزمین وحی مصرف می کنیم.

  ساخت و سازهای برج و هتل چند طبقه، بدجوری مکه را بی قواره کرده است. کوههای سنگی، تخریب و برج های بلند بر آن ها می روید. این روند اگر ادامه یابد، در چند سال آینده هیچ کوهی جرأت نمی کند خود رانشان دهد. راستی قیمت زمین این کوههای سنگی و سخت چقدر است؟ فروشنده اش کیست؟!

  مسجدالحرام گنجایش حجاج را ندارد. درخیابانهای اطراف تردد اتومبیل ها با بوق های گوشخراش مشکل ساز است. از مدیریت ترافیک خبری نیست. فقط، گاه، می بینی که یک گروهبان پیدایش می شود و دستوری می دهد که لحظه ای بعد خلاف آنرا عمل می کند. به نمازعشاء رسیدیم. دربالای پشت بام مسجدالحرام، فضای باز، وسیع و دلگشایی است، بویژه شب که از آفتاب سوزان مکه خبری نیست. بعد از نماز که طواف ادامه می یابد، باید از بالا نظاره گر باشی تا حس کنی. به بیان نمی شود. باید محو تماشا شد. گاه خود را درمیانه این گرداب دوّار حّس می کنی! گاه سرت گیج می شود! دوست دارم که اگر فرصت داشته باشم، آنقدر نگاه کنم، فکر کنم و درآن غرق شوم تا..... بفهمم!

این ها برگردِ چه می چرخند؟! آیا درون خانه چیزی هست؟!  این سنگها چه ارزشی دارند که در ساختمان این خانه بکار رفته اند؟ این چه قدرتی است که این جمعیت را از نقطه نقطه ی عالم در این جا جمع کرده و آن قدر به هم نزدیک کرده است که گویی همه می خواهند یک نقطه شوند؟ چرا به یک جهت می چرخند؟ جهت یعنی چه؟ کعبه، مکعبی است که شش جهت دارد یعنی همه جهات! یعنی بی جهتی! پس چرا این نقطه از گیتی؟ چرا این سرزمین گرم و لم یزرع؟ مگر نه این است که "فاینما تولوا فثم وجه الله "؟ پس چه فرقی می کند که به کدام جهت روکنی یا بچرخی؟!

بس که هست از همه سو وزهمه رو راه به تو   //   به تو برگردد، اگر راهروی برگردد!

  درگذشته های تاریخ که دسترسی به حج برای دوردست های عالم آسان نبود، این دایره شجاعش تا مقام ابراهیم بیشتر نبود. اکنون سطح زمین مسجدالحرام و اطراف کعبه گنجایش انسان ها را ندارد. طواف به طبقه ی دوم و سوم (پشت بام ) هم رسیده است. گویی طواف زمینیان با طواف آسمانیان یکی می شود! می گویند، ابتدا آدم کعبه را بنا کرد و ابراهیم و اسماعیل تعمیر و تجدید بنایش کردند! هیچ کتاب تاریخی از زمان آدم سخنی نگفته است. تنها کتب پیامبران الهی است که از آدم سخن گفته اند! بنابراین، آن دوران از نظر مورخین، جزء اساطیر تقسیم بندی می شود. امّا با دیدگاه قرآن کریم، آدم اولین حلقه از سلسله ی انبیاء است (و نه اولین بشر). بنا براین اگر روایاتی سخن از بنای کعبه توسط آدم به میان آورده اند، شاید از آدم تا خاتم را دراین نقطه به هم پیوند می دهند. مهم خطی است که از آدم تا خاتم را به هم متصل می کند. کعبه، نماد بزرگ توحید، سمبل دعوت به خداپرستی و مبارزه با شرک و بت پرستی در تاریخ همه ی انبیاء است. در قرآن از نقش آدم در حج و کعبه سخنی گفته نشده است. درتفاسیر و روایات، کوه صفیٰ را به آدم ( صفوة الله ) و کوه مروه را به حوا ( مرأة ) نسبت می دهند. عرفات را محل آشنایی آدم و حوا پس از هبوط می دانند!  و می گویند که قبر حوا در شهر جدّه است! (جدّه، یعنی  بی بی ما انسان ها، یعنی حوا! ) این ها ارزششان به پیوند خط توحید و یگانه پرستی از ابتدای بشریت تا کنون است و این که ما مسلمین وارث چه میراث گرانبهایی هستیم! دراین باره باز فهمی مطالب کهن ضرورت دارد.

  آقای کاشکی یکی از هم اتاقی هایم می گفت" دختر 4 ساله ام زمان خداحافظی از شهرمان، رفتارعجیبی داشت. می خواست گریه کند، امّا برای این که خاطره ی رنج آوری برایمان درست نشود، خودش را کنترل کرد و من این رفتارش را که به یاد می آورم یک جوری می شوم. الآن پس از زیارت"خانه خدا"، به خانه که زنگ زده ام، دخترم پرسید:" بابا خدا رو دیدی؟! خوشگل بود؟! خیلی بزرگه؟! . . . شوکه   شدم نمی توانستم جواب منفی بدهم!  گفتم: آره بابا!! "

این داستان واقعی، بیش از این ها واقعیت دارد! فکر می کنید اکثر این خلایق چه برداشتی از خدا، خانه ی خدا و مناسک حج دارند؟! داستان موسی و شبان را که به یاد دارید! فهم شبانی و شبان وار از خدا هنوز هم کم نیست! بی سوادانی که هنوز در قرن بیست و یکم جهان امروز، حال و حوصله "فلسفه حج " شنیدن و خواندن را ندارند. صرفاً برای ادای تکلیف یا تغییر نام و یا ...   به حج آمده اند، البته که تکلیفی هم جزء همین ظواهر ندارند . . . بگذریم که حج چه فرصت استثنایی است و چه کم بهره ای می بریم!

  تماس ها، پیام های کوتاه تلفنی که التماس دعا دارند ، زیاد است. زمان و مکان برای دعا، خود، مسأله ای است، دعا، خواستن است، خواستن از خدا! خدا کجاست؟! کی سرش خلوت است؟! از او چه می خواهی؟  خدا که همه جاست، همه وقت، فرصت دارد. پس این به تو، دعا کننده مربوط است، خدا زمان-مند و مکان-بند نیست. این تویی که گاه در سبزواری، گاه در مکه و کنار کعبه. زمانی حال نیایش نداری و گاه بجز نیایش و دعا، کاری نداری. دعا، رابطه با معبود است به میزانی که شخصیت و فهم و درک و تمنّایت در سطح بالاتری است، ارتباط بهتری برقرار می شود. نوع خواسته ات نیز به همین بستگی دارد.  این "منِ" بریده از" خان و مان" گسسته از کار و زندگی روزمرّه ، در این مکان، خود را در زمان و مکانی دیگر حس می کنم، خدا توفیق دهد تا بهترین خواسته ها را برای همگان و بویژه" التماس دعا کنندگان" از خدای بزرگ بخواهیم. اگر فرصت داشته باشیم خوب است که به این جمله ی کی یرکگور بیندیشیم که:" دعا ، خدا را تغییر نمی دهد، دعا کننده را تغییر می دهد."

جمعه 15 دی 1385( شانزده ذیحجه 1427)

بااین که دو ساعتی مانده بود تا اذان ظهر و فکر می کردم که در طبقه ی دوم و جایی در سایه گیر می آورم تا از نماز جمعه در مسجدالحرام استفاده کنم، ولی واقعیت چیز دیگری رانشان می داد. درطبقه دوم جا گیر نیاوردم، هم اتاقی هایم عقب گرد کردند و درفضای اطراف مسجدالحرام به نماز ایستادند. من با پله برقی جنب کوه صفا به پشت بام رفتم در سایه ها جا نبود. جای خالی کنار دیوار گیر آوردم زیلویی پهن کرده بودند خانم ها و آقایان فهماندند که این جا، صاحب دارد  و فعلاً در حال طواف اند و می آیند. گفتم فعلاً قرآن می خوانم، هروقت آمدند و وقت نماز شد به آفتاب می روم! تحمّلم کردند. من که با خود عهد کرده ام که یک دور قرآن را در مسجدالحرام بخوانم، از فرصت استفاده کردم. ظهر بعد از نماز هم به هتل نرفتم، نان و میوه ای به همراه داشتم. تا نماز مغرب در طبقه دوم کار اصلی ام خواندن قرآن بود. از ابتدای ورودمان  به مکه تا غروب امروز هشت جزء قرآن را خوانده ام. گزیده ای از خطبه های نماز جمعه چنین بود:

خطیب جمعه با بیانی فصیح و بلیغ  عربی با سپاس به درگاه احدیت از اتمام حج، توصیه می کرد که مقام شکر را قدر بدانید. توفیق شما در برگزاری عمره و حج، جای سپاسگزاری از خدا دارد که طبق آیه قرآن کریم این شکرگزاری سبب افزونی نعمت هاست." لَئِن شَکَرتُم لَاَزیدَنَّکم وَ لَئِن کَفَرتُم اِنَّ عذابی لشَدید ".

تأکید امام جمعه براین بود که نعمت های الهی را در هر دو جهان طلب کنید و با استناد به آیه ی قرآن که:  "و مِن النّاسِ مَن یقولُ رَبّنا آتِنا فی ِالدّنیا حَسَنهً و ما لَهُم فیِ الآ خرةِ مِن خَلا قٍ " حسنات و خوبی ها ی دنیا و آخرت را با مثالهایی دسته بندی کرد، مثلاً: رزق خوب، عمل صالح، فرزند خوب، و... این ها خوبی های دنیاست و دخول در جنات النعیم، امنیت ازعذاب الیم، نظر بوجهه الکریم و... از خوبی های آخرت است. دنیا بدون آخرت نیز تکلیفش معلوم است که :" وَاعلَمُوا انَّما الحیوة الدنیا لَعِبٌ وَ لَهو " زندگی بدون هدف اخروی بازیچه و بیهوده است. راه درست زندگی، تأسی به پیامبر مکرم است که بهترین انسان است." فَسَبِّحَ بِحَمدِ ربّک حتی یأتیک الیقین" این خطبه اول بود . خطبه دوم را با حمد و ستایش خدا آغاز کرد. از شرور نفوس به خدا پناه برد ( وَ نَعوُذُ بِاللهِ مِن شُرُورِ اَنفُسنا ) با شهادت به رسالت پیامبر و درود به آل و اصحابش و چهار خلیفه ی او، ابوبکر، عمر، عثمان وعلی، به حدیثی از پیامبر پرداخت که مضمونش ظاهراً این بود که وصل کردن عمره به عمره، سبب پاکی از گناهان است. حج مبرور پاکی از گناهان را در بر دارد. توصیه به این است که تلاش کنید تا در راه خدا گام بردارید که "وَالّذین جاهَدوا فنیا لَنهدینَّهُم سُبُلنا " باز هم توصیه کردند که به پاکترین انسان یعنی پیامبر صلوات بفرستید، مجدداً از خلفاء اربع ذکرخیری کرد و بقیه خطبه را به دعا اختصاص داد. من جمله از دعاهای ایشان این بود خدایا به اسلام و مسلمین عزت ببخش، بین قلوب مسلمین الفت ایجاد کن. خدایا دینت را یاری کن، خدایا به رهبران ما و اولی الامر و ولی عهدش کمک و یاری برسان، خدایا بلاد مسلمین را مصون و محفوظ بدار، بیماران را شفا بده ".  رَبنّا ظَلمنا اَنفسنا وَ اِن لم تَغفِرلنا لَنکوُنَنَّ مِن الخاسرین ". خدایا دین و دنیای ما را اصلاح کن، شناخت ما را در راه خیر زیاد کن." رَبنّا ٰآتِنا فیِ الدُّ نیا حَسنه فِی الآخرِة حَسَنه و قِنا عذابَ النّارِ " . (پایان خطبه ها )

حداقل سه امام جماعت در مسجدالحرام وجود دارد ( این را از روی تفاوت صوت و لحن شان می گویم ). در نماز مغرب امروز به جای سوره ها در دو رکعت نماز، آیه الکرسی را در رکعت اول و دو آیه بعدش را در رکعت دوم خواند. اگر دل بسپاری، می بینی که در انتخاب آیات قرآن برای سوره، دستشان خوب بازاست، فقهای ما می گویند منظور از سوره، ( یک سوره کامل ) است، بهمین خاطر معمولاً همیشه از بین سوره های کوچک قرآن، درنماز قرائت می کنند، با این حال تأکید بر آن است که حتماً (یا حتی الامکان ) یکی از آن ها، سوره ی توحید( اخلاص ) باشد. نمازهای حرمین شریفین، نمازهای جماعت بزرگی هستند که در پنج نوبت انجام می شوند. ائمه جمعه، حافظ قرآن، خوش بیان و خوش صوت هستند. ائمه جمعه بسیار سنجیده و حساب شده سخن می گویند  درست در راستای تحکیم قدرت سیاسی!

در ایران نماز جمعه تهران معمولاً مستقیماً از رادیو قرآن پخش می شود و سیاسی ترین نماز جمعه ی کشور است. در کشور ما جهت گیری های سیاسی ائمه جمعه شهرهای بزرگ و بویژه تهران که چند امام جمعه ی موقت دارد، در انتخابشان تأثیر داشته است. احتمالاً در این جا (عربستان ) تفکیک بیشتری بین امامت جمعه و جماعت با تاثیر گذاری سیاسی وجود دارد. ( بررسی تشابه و تفاوت های جایگاه و نقش ائمه جمعه و این گونه مسائل در ایران و عربستان در زمان و فرصت دیگر می تواند و باید انجام گیرد ).

 نمی دانم ائمه جماعات، " بسم الله الرحمن الرحیم " را درحمد و سوره نمی خوانند یا زیر زبان بطوری که ما نمی شنویم، می گویند! برعکس نمازهای جمعه وجماعت ما که تأکید بیشتربر بیان بلندتر" بسم الله ..." حتی در نمازهای ظهر و عصر ( که حمد و سوره آهسته خوانده می شود) هست! وضو را که می دانید، ظاهراً نحوه ی وضوی اهل تشیع ( وضوی اقلی )! است و وضوی اهل تسنن (وضوی اکثری)! زیرا در مسح سر و پاها، آنان تمام سر را خیس می کنند و پاها را می شویند ولی شیعه به این که با دست خیس از آب وضو به سر و پاها کشیده و مسح شود، کفایت می کند. انصافاً، در موارد زیادی شستن پاها، به بهانه ی مسح، برای ورود به مجامع عمومی و مساجد، چیز خوبی است و گر نه ....

  پیدایش فرقه های دینی در درون یک دین و تمایز تدریجی – بویژه در بُعد فقهی – عجیب، جالب و خواندنی است. چرا بیشترین مرزبندی ها را فقها انجام می دهند؟ و چرا عرفا سعی در کم رنگ کردن این مرز بندی ها و خط کشی ها دارند؟ چرا غالب بزرگان عرفان و ادب و اصلاح دینی از نظر برخی فقها و پیروان متعصب مکاتب فقهی زیر سؤالند؟ ..... اگر اسلام بخواهد درباره ی کل بشریت سخن بگوید، آیا با برجسته کردن و پررنگ تر کردن تفاوت های فقهی، کاری از پیش خواهد برد؟ آن ها دست بسته نماز می خوانند وشیعیان، دست باز. اهل سنت در شستن دست ها در وضو از مچ به آرنج آب می ریزند و اهل تشیع از آرنج به سمت مچ، آنها قنوت ندارند، اهل تشیع غالباً در نماز جماعت اهل سنت هم که شرکت می کنند، از قنوت مستحبی هم براحتی دل نمی کنند. در اذان و اقامه هم ما چیزی اضافه کرده ایم و آن ها چیزی دیگر و از این قبیل تفاوت ها و تمایزها که مکاتب فقهی آنها را ایجاد کرده است و مکاتب فقهی هم در صورتی که مصالح کلی اسلام را در نظر گیرند می توانند آنها را تعدیل کنند .

  اکنون در جوامع شیعی بر دعای فرج، دعای ندبه، دعای توسل و زیارت عاشورا بیشتر تأکید می شود و دعاهایی که مضامین آنها ما را با اهل سنت دشمن تر نمی کند، مثل دعای کمیل، دعای عرفه امام حسین، دعاهای صحیفه سجادیه، دعای جوشن کبیر و. . .رواج کمتری نسبت به دسته اول دارند. این، شاید متأثر از روحیه ای است که مرزها را پررنگ تر می کند. من احساس می کنم که مسؤولیت علما و روشنفکران در تبیین این گونه مسائل زیاد است و گرنه زمینه های اختلاف افکنی بین پیروان یک دین به تدریج بیشتر و بیشتر خواهد شد. بیادم افتاد که عید غدیر در پیش است. چرا در میان ما شیعیان عید قربان وعید فطر کمرنگ تر از عید غدیر و میلاد حضرت حجة ابن الحسن (ع) است؟!

  امروز هنگام نماز مغرب بارانی شروع به باریدن کرد و پس از نماز راهی هتل شدم. دراتوبوس که بودم باران شدت گرفت. هوای لطیفی بود. بالاخره نیمه دی ماه است.

ادامه دارد...

*عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
فرهنگ و هنر

مجوز هفته نامه ملک بیداری ویژه سبزوار صادر شد

تقدیر از فرماندار ویژه سبزوار به عنوان مقام برتر استان در جشن نوروزگاه

حمایت از کالای ایرانی به فرهنگ سازی نیاز دارد

امور شرعی با اجبار و تحمیل سازگار نیست

بزرگداشت حکیم حاج ملاهادی سبزواری در سبزوار

حمید ضیایی‌پرور مدیرکل مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی رسانه‌ها شد

تعطیل کردن نقد در جامعه به ضرر خود مسئولین است

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

ضرورت احداث کتابخانه های عمومی در مناطق حاشیه شهر سبزوار

علوم اجتماعی و محدودیت‌های قدرت

چهار بحران در مقابل تمدن ایران!

مردی که معلولیت را بی اثر کرد

آیین افتتاح نمایشگاه جاذبه های گردشگری ومعرفی اقوام ایرانی وصنایع دستی برگزار شد

چگونه می توانیم" شهری شاد" داشته باشیم؟

منزل حمید ممتحنی به دانشگاه حکیم سبزواری واگذار شد

فصل‌نامه «بیهق‌نامه» با حضور وزیر ارشاد رونمایی شد

سالانه بیش از 20 میلیون مسافر از محورهای ارتباطی سبزوار عبور می کنند

هفتمین همایش ملی ابوالفضل بیهقی برگزار شد

هنر؛ بهترین ابزار جهت توانمندسازی جامعه معلولان است

برنامه محوری افق روشنی در اختیار مدیران قرار می دهد

مشکلات فرهنگی و اجتماعی سبزوار مشخص شده است

در کجای آموزش جهان ایستاده‌ایم؟

ادبیات کودک آموزش و پرورش را کمک می کند تا آموزش های زندگی بهتری به دانش آموزان ارائه شود

1200 خانوار تحت پوشش داریم

مردم را غریبه ندانید

اختصاص 6 میلیارد ریال برای کاووش در تپه باستانی سبزوار

فعالیت روزانه 1300 نفر در مراکز کانون پرورش فکری سبزوار

سخنی با مسؤولین میراث فرهنگی سبزوار

کوپال؛ بهترین فیلم جشنواره‌ی بین المللی آمستردام