کد خبر : 8548
Print
دکتر سید ابوالفضل حسینی(عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری):

درباره عشق

یکشنبه ۴ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۱۶

Image titleسبزوارنگار/گزیده سخنرانی دکتر سید ابوالفضل حسینی؛ عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری تحت عنوان "درباره عشق" که در "محفل انس هنرمندان سبزوار" در محل هنرکده زرقی ایراد شد، تقدیم حضورتان می شود:

درباره عشق

قرار بود کس دیگری در این فرصت با شما سخن بگوید. متأسفانه ساعتی قبل متوجه شدیم که از آن سخنرانی محروم هستیم. این را عرض کردم که توقع گفتاری شُسته رُفته و کاملی از من در این لحظه نداشته باشید.

من در جلسه ای تمام آیات قرآن را که در آن ها از حب و دوستی سخن گفته شده است، بررسی و برای خودم روشن کردم که خداوند چه کسانی را دوست دارد و چه کسانی را دوست ندارد. آن ها را نمی خواهم تکرار کنم. در جمع شما هنرمندان، خوب است که اعلام کنم که کلمه ی "عشق" در قرآن نیامده است. در نهج البلاغه نیز یک بار در مذمت آن ذکری شده است. در فقه هم موضوعیت ندارد، اما عرفان ما پر از معنا و مفهوم عشق است و سنگ بنای ادبیات غنی عرفانی ما را ساخته است. حافظ و مولانا و عطار و... در ذیل فرهنگ قرآنی رشد کرده اند. پس نمی توان مانند برخی گفت که دین عشق ندارد! دعوای کلمه که نداریم. این را از آن جا می گویم که وقتی چنین سوالی از امام صادق می شود که آیا دین، حب هم دارد؟ ایشان پاسخ می دهد که: "هل الدین الا الحب؟"(آیا مگر دین چیزی غیر از دوستی هم هست!) (این حدیث به صورت دیگری هم گفته شده است که "مگر ایمان به جز حب و بغض است!") و یا در حدیث قدسی نقل می شود که"... وَمَن عَشَقتُهُ قَتلتُهُ..."(...و کسی را که عاشقش شوم، می کشمش...)

درباره این که چرا عشق در قرآن و حتی ادبیات عرب صدر اسلام کم کاربرد بوده، ممکن است نظریاتی وجود داشته باشد. می گویند اساساً این کلمه عربی نیست. در قرآن کلمه ی "حُب" زیاد به کار رفته است. مثلاً "انَّ اللهَ لا یُحبُّ المُعتدین" (براستی که خداوند متجاوزان به حقوق دیگران را دوست ندارد. آیه 190 بقره) یا "وَ اَحسِنوُا وَاللهُ یُحِبُّ المُحسِنین"(کار خوب انجام دهید که خداوند نیکوکاران را دوست دارد – 195 بقره) حتی در آیه 54 سوره مائده سخن از گروهی به میان آمده که دوستی دو جانبه بین آن ها و خداوند برقرار است. "یُحِبُّهم و یُحِبُّونَهُ"(خدا آن ها را دوست دارد و آنان هم خدا را دوست دارند).

 در نیایش های ائمه، نظیر دعای کمیل حب و دوستی خدا موج می زند. علی می گوید: جهنم و بهشت برایم مهم نیست، اما دوری از تو را نمی توانم تاب بیاورم! حتی اگر مر ا به جهنم ببری باز هم داد خواهم زد که دوستت دارم!  همان علی در مقام سیاست ورزی چنان به همگان به عدالت رفتار می کند که گویی آن زن یهودی و این برادرش را یکسان می نگرد و همگان را دوست دارد. در صحیفه ی سجادیه هم به همین طور.

 در اساس کلمه عشق، فارسی بوده و ریشه ای اوستایی داشته است. در این زمینه تحقیقاتی موجود است. تفاوت در کاربرد این کلمه در زبان ها و زمان های مختلف هست. من اکنون در صدد ریشه شناسی این کلمه نیستم. به هر حال کلمه عشق در زبان فارسی با پیشینه ای بیش از هزار سال، فرهنگ خاصی را با خود دارد: هم در ادبیات غنایی و هم ادبیات عرفانی.

برخی عشق را حالت دوستی افراطی و شدید دانسته اند. مرحوم دکتر شریعتی بین دوست داشتن و عشق تفاوت دیده است و در مقاله "دوست داشتن از عشق برتر است" تفاوت های این دو را در حالتی مقایسه ای بیان کرده است. با این حال خود او هم گاه عشق را به همان معنی که عرفا به کار برده اند، استفاده کرده است. به عنوان مثال در فلسفه سعی بین صفا و مروه، می گوید: "یافتنِ آب به عشق است، نه به سعی، اما پس از سعی!"

 شاید منظور او از "دوست داشتن" همان "حب" است. دوست داشتن برای شریعتی اوج انسانیت است آن جا که در تعریف زندگی، از خود می پرسد: "زندگی چیست؟ و خود پاسخ می دهد: "نان، آزادی، فرهنگ، ایمان و دوست داشتن". شریعتی می گوید که نتوانستم چیزی بر این پنج کلمه بیفزایم یا کم کنم. من این پنج کلمه در تعریف زندگی از منظر شریعتی را پلکانی در نظر می گیرم که از نان تا دوست داشتن، رو به بالا می رود، تقریباً مشابه آن چه در "هرم نیازهای مزلو" می بینیم.

 اکنون با عشق که به منزله بُن مایه ادبیات عرفانی ماست، مواجهیم. قبل از آن بگذارید داستانی را که از مرحوم علامه محمد تقی جعفری شنیدم، ذکر کنم. گروه زیست شناسی دانشکده علوم دانشگاه تهران سلسله مباحثی را برگزار می کرد. اولین جلسه را با سخنرانی ایشان آغاز کرد. ایشان ضمن سخنرانی  یکباره خواستند که دستگاه ضبط صوت روی میز را - که از انواع بزرگ آن زمان و دارای نوار کاست بود- خاموش کنند تا داستانی را که می خواهند بگویند، ضبط نشود. داستان از این قرار بود: جوانی سال ها از سوی مادر و بستگان مورد سؤال بود که چرا ازدواج نمی کند. بالاخره روزی پیش مادر آمد و گفت:" مادر! من عاشق شده ام!" مادر آن چنان ذوق زده شد که گویی بهترین خبر عالم را به او داده اند، گفت سال ها است که در آرزوی چنین روزی بوده ام. خوب پسرم! بگو این دختری که عاشقش شده ای کیست تا برایت خواستگاری کنیم؟ پسر گفت: فرقی نمی کند، شخص خاصی مورد نظرم نیست! هرکس را که شما  می شناسید! "مادر که انتظار چنین جوابی را نداشت، گفت: "خاک بر...! این که اسمش عشق نیست! تو عاشق نشده ای!  بگو برایم زن بگیرید!"

 در ادبیات عرفانی تقابلی بین عقل و عشق افکنده شده است. در عشق، خود بینی جایی ندارد. همه خوبی ها در معشوق هست.

 اگر بر دیده مجنون نشینی    //   به غیر از خوبی لیلی نبینی

 در عشق، استدلال و اندیشه ورزی و عقلانیت و حسابگری و عافیت جویی و... مانع رسیدن به مقصود محسوب می شوند. و تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل که:

 پای استدلالیان چوبین بُوَد    //   پای چوبین سخت بی تمکین بوَد.(مولوی)

 زندگی بدون عشق برای بزرگان عرصه ادب و عرفان بی معنی است. عشق، معنا بخش زندگی است. صائب همین را می گوید:

 اگر عاشق نمی گشتیم صائب     //    چه می کردیم با این زندگانی

  یعنی چه دشواری ها و مصائبی که در زندگی هست و عشق می تواند بهانه تحمل آن ها باشد و زندگی را با همه آن دشواری ها قابل تحمل و یا به قولی "به صرفه" کند.

 در منظر حافظ نیز اساس هستی انسانی عشق است:

 طُفیل هستی عشقند آدمی و پری    //     ارادتی بنما تا سعادتی ببری

 عارفان خدا را زیبا یافته اند "انَّ اللهَ جَمیلٌ و یُحِبُّ الجمال" خدایی که زیبایی ها را دوست دارد. همه خصال نیکو و صفات حسنه زیبایند و خوب. همه ی ارزش های اخلاقی، زیبایند و دوست داشتنی. و خدا در تعریفی، جامعِ جمیعِ خوبی هاست به نحو مطلق. پس خدا زیبایی مطلق است و کانون عشق به زیبایی ها.

نی نامه مثنوی چه پیامی دارد؟ نی از چه چیزی حکایت می کند؟ داستان جدایی اش را از نیستانی که از آن جدا افتاده شرح می دهد. این  نی، منم! تویی! انسان است که:

بشنو این نی چون شکایت می کند       //    از جدایی ها حکایت می کند...

 هر کسی کو دور ماند از اصل خویش   //    باز جوید روزگار وصل خویش

.......................................................................................

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟