کد خبر : 8615
Print
حبیب قربانی:

رابطه حسینی بودن و کاهش آسیب های اجتماعی

یکشنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۲۲:۳۱

Image titleسبزوارنگار/رابطه "حسینی" بودن و  کاهش آسیب های اجتماعی

حبیب قربانی*

پیرامون روند نگران کننده رشد آسیب های اجتماعی و به ویژه تجاوز و قتل کودکان خردسال، می توان به دلایل گوناگونی اشاره کرد. برای آمادگی ذهنی مخاطبین محترم، در ابتدا برخی پیش فرض ها که اساس این یادداشت است مطرح می شود.
 می دانیم گروه می تواند از دو نفر تا چند میلیون نفر که دارای صفات و وجوه مشترکی هستند، تشکیل شود. هماهنگی و تضاد بین اعضای یک گروه امری طبیعی و ضرورتی انکار ناپذیر برای تکامل و پیشرفت جامعه است. اما تداوم تضاد و تعارض اختلاف، شیرازه نظام اجتماعی را از هم می پاشد. به همین دلیل در جوامع، مکانیسم های مختلفی برای تبدیل تهدید تعارض به فرصت به وجود می آورند. در این جا باید تأکید شود که علت پیدایش تضاد در گروه ها و حتی گروه های بزرگ مانند کشورها، طمع بهره مندی بیشتر از مزایای ثروت، قدرت و احترام است. در سطح گروهی؛ هر فرد و در بین گروه های مختلف هر گروه تلاش می کند با توجیهات گوناگون، سهم بیشتری از این مزایا به دست آورد. حتی در خانواده ها نیز بین زن، مرد، فرزندان پسر و دختر، رقابت پنهانی در جهت دست یابی به قدرت، احترام و ثروت وجود دارد. زمانی که قاعده و قانون مورد توافقی برای توزیع مزایا وجود نداشته باشد، احساس نابرابری و بی عدالتی موجب سرخوردگی اعضای گروه شده و تضاد شکل می گیرد. به همین دلیل قانون اساسی کشورها و رعایت بدون تنازل آن، نقش پر رنگی در کاهش تعارضات گروهی ایفا می کند.
هماهنگی و تضاد بین اعضای گروه ها دارای درجات متفاوتی است. تقلید کورکورانه از ارزش ها و هنجارها یا همرنگ سازی، همنوایی گروهی و درونی کردن ارزش ها، سه درجه متفاوت هماهنگی گروهی به شمار می روند. عاشقی را می توان حد اعلای یگانگی و ادغام ارزش ها و هنجارهای فرد و گروه نامید. در این حالت فرد خود را با ارزش ها و هنجارهای دیگری گروهی یکی می داند. وقتی مجنون خود را لیلی می بیند، به حد اعلای یگانگی و به تعبیر دیگر عاشقی گروهی دست یافته است. 
لیکن همیشه بین فرد و اعضای گروه، در بر یک پاشنه نمی چرخد!  تضاد و اختلاف، سوی دیگر طیف روابط اجتماعی و گروهی است. تضاد نیز همانند هماهنگی، دارای سلسله مراتب است. گفتمان اعتراضی، پرخاشگری های کلامی، خشونت های رفتاری، مهاجرت و در نهایت بیزاری و شورش و انقلاب و جنگ در گروه را می توان به عنوان مراتب تضاد گروهی به شمار آورد. نفرت، حد اعلای تضاد گروهی و ناشی از احساس تبعیض و بی عدالتی است که عمیق ترین فجایع را دامن می زند. گفته می شود به همان اندازه که فرد عاشق می تواند فراتر از تصور انسانی نسبت به گروه از خود گذشتگی داشته باشد، نتایج نفرت و بیزاری از گروه می تواند سبعانه تر از رفتار وحشی ترین حیوانات باشد. البته درصد بسیار ناچیزی از رفتارهای نفرت آمیز، به دلیل ناهنجاری های ژنیتیکی و وراثتی است که مورد توجه این یادداشت نبوده اند.
موضوع نگران کننده این است که مرز بین عشق و نفرت به تار مویی بسته است. به اعتقاد «سمیر زکی»؛ استاد روانشناسی در آلمان، عشق و نفرت در یک بخش از مغز انسان پردازش می شوند و تفاوت شان در این است که در نفرت، بخش مربوط به «داوری» رفتار دیگران به شدت فعال می شود. بسیاری از رفتارهای عاشقانه ممکن است در کسری از ثانیه تبدیل به فجیع ترین جنایات شوند. در واقع رفتار انسان همچون پاندول ساعت، همیشه بین نفرت و عشق، حیوانیت و انسانیت، در نوسان است و این که آدمی در انتخاب خود به کدام یک گرایش داشته باشد، به عوامل مختلف روان شناختی و اجتماعی بستگی دارد.
تجربه جوامع مختلف در طول تاریخ نشان می دهد که نفرت در گذشته و حتی در قرن بیست و یکم، بیشتر تحت تاثیر نژاد و مذهب صورت می گرفته است. میلیون ها کشته در جنگ جهانی دوم حاصل تفکری ناشی از تعصبات نژادی بود. داستان حکیم ناصر خسرو قبادیانی را همه به یاد داریم که چگونه با مشاهده تنفر موزه دوز از «قرمطی ها» در نیشابور و درفش خونین او، عطای نیشابور را به لقایش بخشیده و به یمگان گریخته بود. قوم بنی اسرائیل و یهود نیز خود را «یهوه»، به معنای قوم برگزیده ی خدا می دانند و به همین دلیل خود را نسبت به پیروان دیگر ادیان برتر پنداشته، از آن ها متنفرند. امروزه داعش نماینده گروه هایی است که بذر نفرت را با چهره مذهبی و باورهای سلفی و وهابی در جهان پراکنده می کنند.

اما از میان علل گوناگون اجتماعی موثر بر جنایات وحشیانه در دوران معاصر، نقش مزیت ثروت و محیطی که فرد در آن رشد می کند، بیش از عوامل دیگر است. ثروت ابزاری اجتماعی است که به وسیله آن انسان می تواند نیازهای جسمی و روحی و جنسی خود را مرتفع سازد. بر اساس باورهای اسلامی، فقر می تواند به کفر منتهی شود. بدیهی است که یک کافر نمی تواند به هیچیک از موازین و معیارهای انسانی، اخلاقی و اسلامی پایبند باشد. علاوه بر این بر اساس تحقیقات جامعه شناختی مشخص گردیده است بیشتر بزرگسالانی که به جرایم خشن و نفرت انگیز دست می زنند، در دوران کودکی، انواع محرومیت و آزار را از سوی نزدیکان و کسانی که به طور طبیعی باید پناه و پشتیبان کودک باشند تجربه کرده اند. محرومیت و تجربه های تلخ دوران کودکی، در کنار بی تفاوتی نظام آموزشی نسبت به جبران و التیام زخم ها و خسارات جسمی و روحی این افراد، در فرصت مناسب زمینه را برای طغیان اژدهای نفرت خفته در شخصیت ایشان فراهم می کند. 

امروز همه مردم با توجه به حجم وسیع آسیب های اجتماعی، به ضرورت شناخت و درمان بیماری بی تفاوتی و نفرت اجتماعی که دامن جامعه را گرفته است، پی برده اند. در این زمینه راه کارهای مختلفی با توجه به فرهنگ غنی اسلامی ایرانی در دسترس است که مورد غفلت قرار گرفته اند. متأسفانه در ارتباط با ارزش ها، هنجارها، مراسم و مناسک ملی و مذهبی، فقط ظاهر آن ها مورد تأکید قرار می گیرند. جامعه برای حفظ و افزایش هماهنگی همان قدر که به وابستگی عاطفی و حزن نیاز دارد، تشنه شادی و نشاط نیز هست. نمی توان نظام اجتماعی را به صورتی نا متعادل و فقط از یک بعد و با یک بال به تکامل رساند. مردم همان قدر که به صورت انکار ناپذیری نیازمند مسجد و مدرسه هستند به باشگاه های ورزشی و مجالس قانونی شور و نشاط نیز نیازمند هستند. 
علاوه بر این در مناسک دینی نیز، ای کاش همانگونه که رهبری بارها تأکید کرده اند، به فلسفه آن ها توجه شده و به جوانان آموزش داده شود. ای کاش واقعاً «حسینی» باشیم. علاقه مند بودن به امام حسین(ع) و خود را پیرو ایشان دانستن فقط به بالا و پایین پریدن و گفتن و تکرار برخی کلمات و شعارها نیست. حضرت امام حسین(ع) واقعاً عاشق شیعیان و امت جدش رسول الله بود. حضرت امام حسین(ع) عاشقی کرد و بهترین هایش را فدای جامعه کرد. بدون تردید برای بهبود اوضاع وخیم و مملو از آسیب های اجتماعی ایران باید در این مناسک تجدید نظر شده و پیام واقعی عاشورا مورد توجه قرار گیرد. آزادگی و مهربانی و عشق نسبت به دیگران و همچنین تلاش بدون ریا برای اصلاح و بهبود زندگی اجتماعی مهمترین درسی است که در ارتباط با آسیب های اجتماعی می توان از واقعه عاشورا آموخت.

*کارشناس ارشد مطالعات جهان

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟