کد خبر : 8632
Print
علی سلطانی:

تعزیه

چهارشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۲۳

Image titleسبزوارنگار/نشسته بودیم به تماشای تعزیه...
از همان اول که اسرای سیه پوش پا در میدان گذاشتند دیدم که بازیگر نقش شمر چشمان خیسش را پاک می کرد
گناهی ندارد بنده خدا که بعد از این همه تمرین نمی تواند جلوی خودش را بگیرد 
شاید لحظه ای در ذهنش قیاس کرد این اسرا را با زن و فرزندان خودش، فقط قیاس کرد که به این حال افتاد.

تماشاگران زیادی آمده بودند 

جمعیت اشک می ریختند و حال عجیبی داشتند...

نوبت طفل شش ماهه رسید
تعذیه خوان طفلی را در آغوش کشید
طفل آرام و قرار نداشت 
صدای گریه جمعیت بالا گرفت 
خدای من چه صحنه عجیبی بود، طفل سوزناک گریه میکرد
گویی واقعاً تشنه بود و دلتنگ آغوش مادر
دستور شکافتن گلوی طفل به حرمله داده شد!
بازیگر نقش حرمله تیر را در کمان آماده می کرد 
به یکباره جوانی با هیبت نیرومندی از میان جمعیت برخواست و فریاد کشید تیر و کمانت را زمین بگذار ملعون مادرم از حال رفت!
جوان گریه کنان و  هق هق زنان با صدای بلندی فریاد می کشید
جمعیت سکوت اختیار کرد
بازیگر نقش حرمله با آن هیکل و هیبت، رنگ از رخساره اش پرید و روی زمین نشست و رو به بازیگر نقش شمر کرد و ضجه میزد و می گفت نمی توانم، کار من نیست
مادرش فقط با دیدن صحنه ای ساختگی از حال رفته بود
می فهمی...؟!
فقط با دیدن صحنه ای ساختگی از حال رفت 
و من به رباب فکر می کردم که کودکش را در این حال دیده بود 
مادرش از حال رفت و با آب قندی دوباره حالش خوب شد 
و من به زینب کبری فکر می کردم که با لب های خشکیده در تل زینبه زیر آفتاب سوزان گلوی برادر زاده اش را نظاره می کرد 
مادرش از حال رفت که اینگونه پسر جوان رگ غیرتش ورم کرد و طاقت نیاورد 
و من به حسین(ع) فکر می کردم به ابوالفضل العباس به علی اکبر که با آن همه غیرت باید خواهر و مادر و دخترانشان را تنها می گذاشتند...
مادرش فقط صحنه ای ساختگی را دید و از حال رفت...
جوان شیعه علی است و حق داشت فریاد بکشد، شیعه علی؛ روی مادر حساس است
قلم می گوید این متن را همینجا رهایش کن 
که اگر ادامه دهی می رسی به در و دیوار و پهلوی شکسته...
رهایش کن که می رسی به مولایت علی(ع) 
رهایش کن که قلم تو بیچاره است برای نوشتن از علی و مصیبت هایش
رهایش کن که قلم تو بیچاره است برای نوشتن از این همه عشق بی کران...
رهایش کن که اینجا برای نوشتن از علی و آل علی هوا کم است.

نویسنده: علی سلطانی

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟