کد خبر : 8679
Print
محمد باقری سبزوار؛ عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری:

امام حسین(ع) از مدینه و مکه برای شهادت خارج نشد

شنبه ۱ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۱۶:۰۷

سبزوارنگار/همایش محرم در آینه امروز به همت انجمن اسلامی معلمان سبزوار و با همکاری انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه و هیأت امنای مسجد و حسینیه برغمدی ها در دو شب متوالی و با سخنرانی چهار تن از فرهیختگان سبزوار در محل مسجد و حسینیه برغمدی های سبزوار برگزار شد. متن سخنرانی استاد محمد باقری سبزوار؛ عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری( با اندکی تلخیص و ویرایش)تقدیم خوانندگان فهیم می شود:

Image titleسبزوارنگار/همایش محرم در آینه امروز برگزار شد.
به گزارش سبزوارنگار به نقل از روابط عمومی انجمن اسلامی معلمان سبزوار؛ همایش محرم در آینه امروز به همت انجمن اسلامی معلمان سبزوار و با همکاری انجمن اسلامی مدرسان دانشگاه و هیأت امنای مسجد و حسینیه برغمدی ها  در دو شب متوالی و با سخنرانی چهار تن از فرهیختگان سبزوار در محل مسجد و حسینیه برغمدی های سبزوار برگزار شد. 
متن سخنرانی استاد محمد باقری سبزوار؛ عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری( با اندکی تلخیص و ویرایش)تقدیم خوانندگان فهیم می شود:

بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله الرب العالمین
اول مطلبی بگویم که من امروز متوجه شدم باید در خدمت شما باشم و اگر منسجم صحبت نکردم از حضار پوزش می طلبم.
ریشه مطلبی که می خواهم بگویم چه زمانی به ذهن من جرقه زد، در انتخابات دوره اول ریاست جمهوری آقای خاتمی بود که آقایان ناطق نوری، ری شهری و زواره ای کاندیدا بودند. مجری تلویزیون از آن ها پرسید انگیزه شما از کاندیدا شدن چیست؟ هرکس چیزی گفت، محض رضای خدا...، احساس تکلیف می کنم،... آقای خاتمی گفت که من می خواهم قدرت را دست بگیرم، دنبال قدرتم. حالا توضیحاتی داد که من یک افکاری دارم و برای حاکمیت آن افکار، نیاز به قدرت دارم و برای همین قصد کاندیدا شدن را دارم. 
این یک جرقه ای در ذهن من بود که چه کلام منطقی و شفاف و زیبایی! رفتم دنبال این مطلب و خصوصاً تاریخ ائمه. آن چه من بیان می کنم منابعش اول کتاب شیخ مفید بخش امامت است، شیخ مفید؛ از دانشمندان بزرگ مسلمان در قرن پنجم زیست می کرده و آغاز عصر غیبت به دنیا آمده و در نظرات کلامی برای امامیه دارای جایگاه بالایی است. دوم کتاب الشافی از آن سید مرتضی است که ایشان نیز شاگرد شیخ مفید از دانشمندان قرن پنجم است و بعد از آن کتاب تلخیص الشافی، که مربوط به شیخ طوسی و ایشان هم از شاگردان شیخ مفید و دانشمندان قرن پنجم است. 
مطلب دیگر به عنوان قبل ورود که توهین به برخی از بزرگان نشود، بنده به عنوان رشته و علاقه ای که در مطالعات خود دارم بحثی در منطق است که می گوییم در ارتباط با کسی پنج تا فن یا به لحاظ منطقی صنعت، وجود دارد. برهان، جدل، خطابه، شعر و سفسطه. هرکدام برای هدف خاصی است...
خطیب؛ قصدش بیان برهانی و استدلالی و تاریخی یک موضوع نیست، هدفش این است که جامعه را به تحرک وادار کند. برای رسیدن به هدفش ممکن است از هر قضیه ای که شاید خودش به تنهایی قبول نداشته باشد، استفاده کند، از مشهورات از مقبولات و... و چون می خواهد جمع را به سوی مقصد خاصی برساند طبیعی است. یک متد علمی است. 

کتاب های آقای مطهری هم دو نوع است: کتاب هایی که در خلوت خودش نوشته و صد در صد خودش قبول دارد یک سری کتاب های او هم سخنرانی هایی است که پیاده شده بسیاری از این ها را در زمان حیات خودش، زیر نویس داده و منظور خود را مثلاً اگر جمله ای از مشهورات بوده توضیح داده که برای رسیدن به هدفم بیان کردم و به این معنای حتما اینچنین است، نیست.

مطلب دیگر به عنوان مقدمه بحت، بیانی است از آقای مطهری که در سخنرانی انجمن اسلامی پزشکان اصفهان، از ایشان سؤال می کنند که چگونه است که پیروان مذهب اسلام الآن بسیار بیشتر از پیروان زمان پیامبر است؟ بعد هم سؤال می کنند نه تنها اسلام که همه مذاهب، چرا به نسبت درصد جمعیت خیلی بیش از زمان خود پیامبران است؟ ایشان پاسخ می دهند که هم پیامبران و هم کسانی که بر کرسی دین نشسته اند روی یک نقطه ضعف مردم انگشت گذاشته اند و آن؛ «جهل» مردم بوده است. با این تفاوت که پیامبران از جهل به عنوان یک نقطه ضعف استفاده می کردند که برای رفع جهل با جهل مبارزه می کرده اند، و لذا خیلی از مردم در برابر پیامبران موضع می گرفته اند. ولی بسیاری از اربابان دین هم اکنون از آن نقطه ضعف و جهالت، به نفع گسترش آن استفاده می کنند. جهالت را می گیرند و بر گرده مردم سوار می شوند.

دیدگاه من نسبت به بحث محرم و عاشورا به گونه ای دیگر است؛ من فکر می کنم بحث هایی که هم اکنون هست اصلاً در ذهن امام حسین(ع) و در متن واقعه وجود نداشته. هیچ گاه امام حسین(ع) از مدینه و مکه برای شهادت خارج نشده. به دنبال شهادت هم نبوده. شهادت؛ ناچار آخرین راهی بوده که به آن رسیده است. حتی شیخ مفید مطلبی بیان می کنند که درکربلا چندین بار امام حسین(ع) با ابن سعد مذاکره کرد که راهی برای عدم جنگ فراهم شود که هرچه تلاش کردند، نشد. حتی شیخ مفید مطلبی بیان می کند که غیر از منبع ایشان من در جایی ندیدم ایشان می فرماید حتی امام حسین(ع) در لحظات آخر حاضر به بیعت هم شدند. ابتدا عبیدالله و ابن سعد خوشحال هم شدند که قائله تمام شود. می گویند شمر خیلی سوسه آمد که اگر بپذیریم این ها گمان می کنند که این قائله همیشه هست و برای ختم این قائله بهتر است که همین الان بکشیم و تمام کنیم...، این جا بود که بحث کشتن پیش آمد. من نمی فهمم مطلبی را که برخی می گویند؛ عشق به شهادت با منطق جور در نمی آید، یعنی چه؟ من این مطلب را اصلاً نمی فهمم. این که این مسأله آن قدر پیچیده است که نتوان تحلیل کرد که دیگر چیزی نمی ماند. چطور چیزی را که آدم نمی فهمد بگوییم که چون پیچیده است، نمی فهمیم. بعد به خاطر آن هم جان خود را کف دستش بگذارد. چنین چیزی امکان پذیر نیست. این هنری است که هنرمندان در طول تاریخ به خرج دادند و واقعاً هنرنمایی کرده اند. یک هنر را آن چنان عمیق و مقدس جا انداخته اند که حتی ما می ترسیم کوچک ترین شک درباره آن داشته باشیم. در مسیحیت هم در بحث به صلیب کشیدن حضرت عیسی(ع) همین بحث است. روزی که مسیحیان اعتقاد دارند صلیب را در خیابان ها حرکت می دهند(در ایتالیا هم الآن همین کار را می کنند)، عده زیادی در پشت سر آنان هستند که به نوبت خود را به صلیب می کشند و از اجزای بدن آن ها خون جاری می شود. مردم خون را به دست و روی خود می کشند و تبرک می جویند و نوبتی خود ر ا به صلیب می کشند، مثل همین قمه زنی که ما داریم...این هنر را هنرمندان در طول تاریخ واقعاً زیبا به خرج داده اند. اما اگر این هنر را به کناری بگذاریم، مطلبی را از دل این ها متوجه شده ام که مشکل این است که ما نتوانسته ایم پی ببریم امام حسین(ع) قبل از همه، دنیا را دوست داشت. برای داشتن دنیا، نهایت تلاشش را کرد. پیامبران؛ نخست برای ساختن دنیا آمده اند. در عرفان هم می گوییم کسی که دنیا را نداشته باشد، آخرت را هم قطعاً نخواهد داشت. این همه نعمت برای استفاده هرچه زیباتر ماست. چرا ما از تفکر محرم و عاشورا به این نتیجه می رسیم که دنیا چیز بدی است؟! این ضد تفکر امام است. دنیا بسیار بسیار چیز لازم و خوب و زیبایی است. اما نکته مهم این است که دنیا آخر کار نیست. "الدنیا مزرعة الآخرة". اگر این مزرعه را در این دنیا را خوب نکاریم و برداشت نکنیم آخرت را هم نداریم. تمام تلاش همه امام ها، خصوصاً امام حسین(ع) داشتن دنیا بود که در این واقعه نشد. این همه راه را آمدی تا قدرت را حکومت را در دست بگیری، افکارت را حاکم کنی. نحوه حرکت امام حسین(ع) هم همین بود. البته خیلی از پیرمردها و شیخ ها گفتند این مسیر؛ مسیر خوبی نیست. گفت درست است ولی حجت بر من تمام است. مردم از من دعوت کرده اند و این پیک ها تأیید شده و این ابزاری است که من نمی توانم بگویم صرف این که می ترسم و شاید درست نیست، این حرکت را انجام ندهم. وقتی هم متوجه می شود، مشکل ایجاد شده، قصد برگشتن دارد که نمی گذارند. در سخنرانی هایش امام می گوید می خواهم بروم ایران، نمی گذارند. می گوید می خواهم بروم نهاوند، نمی گذارند. هرجا احساس می کند، جایی دارد، نمی گذارند. حتی در این ارشاد هست که به ابن سعد می گوید به جایی برویم که یزید درباره ما حکم کند این یعنی چه؟! در سه شب این تقاضا را با این سعد مطرح می کند، نمی گذارند. این ها برای ماندن است نه برای رفتن. آدم آمده بماند، زندگی را درست کند؛ اما با حیثیت و ارزشی که دارد. اگر ما این دیدگاه را داشته باشیم این نوع زندگی ذلت بار را هم نخواهیم داشت. من فکر می کنم اگر این نقطه ای باشد برای بحث های بعدی که چنین نگاهی را داشته باشیم. این که بگوییم امام رفته تا کشته شود، که چه شود؟! رفت تا شهید شود خب که چه شود؟! از اول معلوم است این جمعیت کم در برابر آن همه نیروی مرد کشته می شوند، این یک نکته مهم در این بحث.

دو نکته مهم دیگر هم هست که اشاره ای می کنم و به وقت دیگر موکول می کنم. یکی این که در متن قرآن اگر تحقیق کنیم می بینیم بیش از آن که دعوت به عبادت روی سنت ها تاکید شده، به تفکر و تعقل منطقی دعوت شده. نکته ای که ما غافلیم. به قول پیامبر اکرم دین هرکس به اندازه خرد اوست نه به اندازه خم و راست شدن او.

نکته دوم اشاره برای بحث دیگر؛ تعریفی داریم از مقوله های زیبایی مانند شهادت، که باید بازنگری شود. برعکس تأکیدی که داریم، شهادت؛ یعنی زنده ماندن، ولی رفتار ما این نیست. تأکید بر اهمیت علما بیش از شهداست.«مداد العلما افضل من دماء الشهداء». این هم نکته ای است که علما؛ روشنفکران هستند و ارزش دارند. انشاء الله در فرصتی بپردازیم به این سه مطلبی که بیان کردم اول بحث توجه به دنیا، دوم بحث تعقل، سوم بازنگری در مفهوم شهادت.
والسلام

Image title

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
گزارش و گفت و گو

لزوم همکاری تمام نهادها برای مقابله با تکدی گری در سبزوار

مشکل اصلاح‌طلبان این است که نمی‌گویند چگونه می‌خواهند شعارهای خود را محقق کنند

امور شرعی با اجبار و تحمیل سازگار نیست

تحمل جامعه؛ حدی دارد

حکیم سبزواری به عنوان خاتم الفلاسفه شناخته می شود

مشکلات حاشیه شهر سبزوار

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

مسئولان قدر مردم ایران را ندانستند

عبور از روحانی به عبور از نظام متصل می شود

نشست خبری مسؤولین دانشگاه حکیم سبزواری با اصحاب رسانه شهرستان برگزار شد

رئیس جمهور کمتر از 15 درصد قدرت را در اختیار دارد

مشاورین مدیر آموزش و پرورش سبزوار انتخاب شدند

عرصه سیاست جایی برای ایده آل‌گرایی‌نیست!

ازدواج و اشتغال؛ بیش ترین دلیل ترک تحصیل دانش آموزان است

آیین نامه دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تدوین شد

همنوایی با معترضان با هدف انتقام انتخاباتی از دولت غلط بود

چالش تعطیلی شهربازی سبزوار به روایت سرمایه گذار، شهرداری و اداره برق

دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تشکیل می شود

شفافیت؛ مهمترین رکن بودجه97 است

استبداد راه را بر فریب و دورویی باز می‌کند

مهمترین اولویت های شورای اسلامی شهر سبزوار

همکاری با انجمن اسلامی معلمان برای ما افتخار است

معلمان گاهی به خاطر مطالبات صنفی، برچسب ضد امنیتی می خورند

سرمایه داروسازی طاها، طی سی ماه گذشته، 6برابر شده است

باید تکلیف خود را درباره «پلورالیسم» در جامعه روشن کنیم

گزارش صد‌ روزه و وعده‌هايي که اجرايي نشد!

سخنگوی رسمی انجمن اسلامی معلمان سبزوار معرفی شد

هیأت رئیسه و مسؤولین کمیته های انجمن اسلامی معلمان سبزوار انتخاب شدند

دومین مجمع عمومی انجمن اسلامی معلمان سبزوار برگزار شد

درخواست پست توسط برخی اصلاح طلبان از روحانی؛ وهن اصلاح طلبی است