کد خبر : 8779
Print
مهران صولتی:

چه زمانی یک جامعه کرخت می شود؟

دوشنبه ۲۴ آبان ۱۳۹۵ ساعت ۲۱:۴۲

Image titleسبزوارنگار/چه زمانی یک جامعه " کرخت " می شود؟

✍ مهران صولتی*

بی حسی ، کرختی و بی تفاوتی ؛ این ها اوصاف  جامعه ایران امروز از نگاه برخی از جامعه شناسان است . برای این مدعا شواهدی هم ارائه می شود ، از عادی و حتی مضحکه تلقی شدن دردهای اجتماعی تا پناه بردن به خلوت خصوصی و خانوادگی . از بی اعتنایی به آمار ریز ودرشت اختلاس ها تا حاکمیت نوعی فردگرایی منهای اجتماع. مختصر بگوییم حال جامعه ما امروزه خوب نیست ! وضعیتی که برای همه ما هم قابل لمس است . اخبار حوادث روزنامه ها و اکنون شبکه های اجتماعی دیری است که حساسیتی در وجدان عمومی برنمی انگیزد و دیدن فقر خشن برخی شهروندان بی پناه در گوشه گوشه شهرها، شعله ای از دلسوزی در جانمان نمی افروزد . چگونه به اینجا رسیده ایم ؟ و چرا به دیدن وعبور کردن از نارسایی ها خو کرده ایم ؟

1⃣ در روزگاری که " بحران " ، آشناترین و پربسامد ترین مفهوم در ادبیات ژورنالیستی ما به شمار می رود ، به عکس شاهد حساسیت زدایی از جامعه نیز هستیم . " بحران انگاری" در همه امور البته می تواند القای نوعی ناامیدی و دعوت به هم آغوشی با دولت باشد آن هم در زمانه ای که وجود یک دولت فربه نفتی در دهه گذشته ، به انتظار سامان دادن جامعه و اصلاح نارسایی های آن از سوی حکومت بیش از پیش دامن زده است. ما البته در این سال ها آموخته ایم که دولت ناکارآمد ؛ نه راه حل مساله ، بلکه خود بخشی از مساله است !

2⃣ ایرانیان در طول یک صد سال گذشته تلفیقی از" قدرتمندی" و" بی قدرتی" را رقم زده اند . احساس قدرت ناشی از پیروزی در سه نهضت یا انقلاب تمام عیار ، و بی قدرتی حاصل از فقدان  مشارکتی واقعی جهت ایجاد تغییراتی معنادار ! در برداشتی نزدیک به تعبیر فوکو ، ما ایرانیان همزمان سوژه و ابژه تحولات بوده ایم (در حالی که فاتحانه کار را برای دستیابی به آزادی و عدالت تمام شده می دانستیم ، باز شدن برخی شکاف ها ما را به نقطه آغازین برگردانند). آمیزه ای ازحس شیرین شیفتگی، و تلخی ناشی از بیگانگی در رابطه با قدرت موجود را می توان توصیف رفتار دیروز و امروز ما دانست . به عبارت روشن تر کرختی امروز را می توان حاصل تخلیه انرژی روانی جامعه از پس سده ای تلاش  پرهزینه و بی فرجام دانست. نوعی احساس عمیق در جازدن !

3⃣ امروزه سرمایه اجتماعی ملات قوام بخشی به جامعه و حافظ انسجام و هم افزایی اجزای آن به شمار می رود . دو عنصر پیوندهای شبکه ای و اعتماد رابطه ای ،  دو رکن مقوم سرمایه اجتماعی هستند. کرختی امروز جامعه و بی تفاوتی شهروندان نسبت به روندهای جاری آن بیش از هرچیز محصول کاستی یافتن سرمایه اجتماعی موجود است . امری که آمارهای پیمایش  های ملی هم بر آن تاکید می ورزند. این در حالی است که سقوط سرمایه اجتماعی در یک جامعه ،  اتلاف گسترده سایر سرمایه های طبیعی ، مالی و انسانی را به همراه می آورد و اجرای موثر برنامه های توسعه را با دشواری مواجه می سازد . 

نکته پایانی : کرختی جامعه زمانی آزار دهنده می شود که با تحصن اخیر مردم کره جنوبی طی چند روز گذشته یا تجمعات مردم برزیل علیه فساد اداری موجود در این دو کشور مقایسه شود . جامعه ای که همه نارسایی ها را ساختاری می بیند ، و برای مشارکت مدنی و اجتماعی در جستجوی مشوق هایی قوی از نوع مالی آن می باشد ، نیاز به بازاندیشی جدی در فلسفه وجودی خود دارد ...

* دانشجوی دکترای جامعه شناسی

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟