کد خبر : 8926
Print
دکتر سید ابوالفضل حسینی(عضو هیات علمی دانشگاه حکیم سبزواری):

درباره امام جمعه فقید سبزوار

جمعه ۱۰ دی ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۲۷

Image titleسبزوارنگار/درباره امام جمعه فقید سبزوار؛ مرحوم حجت الاسلام حاج غلامحسین ابراهیمی
 دکتر سید ابوالفضل حسینی*
روز پنجشنبه 24 آذر 1395 ...برای مراسم افتتاح دهکده توریستی زعفرانیه رفته بودیم که خبر رحلت مرحوم حجت الاسلام ابراهیمی، امام جمعه سبزوار را از دوستان شنیدیم... روز جمعه، تشییع جنازه امام جمعه برگزار شد و مردم خوب شرکت کرده بودند. این هم از عاقبت بخیری اوست.
 در این مجال، اندکی از ایشان می گویم. البته این همه آن چه در باره اش می توان گفت، نیست.
من مرحوم ابراهیمی را از زمان انتصابش به عنوان امام جمعه درحدود بیست و هفت سال پیش می شناسم و از قبل با ایشان آشنایی نداشتم. در روزهای پایانی حضور حجت الاسلام عبدوس امام جمعه سابق، برای خداحافظی، به همراه دکتر سیدحسن علم الهدایی، رئیس دانشگاه تربیت معلم سبزوار، دکتر عباس محمدیان، مرحوم دکتر ذوالفقار رهنمای خرمی، جناب حسین سحرخیز و... اعضای هیات رئیسه دانشگاه به دیدارش رفته بودیم. ایشان خاطراتی گفت و در باب علت رفتنش از سبزوار هم دلایلی بیان کرد. عبدوس موفق شده بود که جایگاه نماز جمعه فعلی سبزوار را با همت مردم بسازد. در خطبه هایش، نسبتاً به روز بود و سعی می کرد آخرین اخبار و تحلیل ها را بگیرد و در نماز جمعه ارائه دهد. خوش بیان هم بود. پیچیدگی های خاص خودش را هم داشت. این اواخر برخی جوانان انقلابی بر سر مسائلی با ایشان تقابل و تضاد پیدا کردند و حضورش در سبزوار با مشکل مواجه بود. همان نیز در رفتنش تأثیر داشت. مقامات هم رفتنش را به مصلحت دیدند و عبدوس از سبزوار به کرج رفت و امام جمعه شد و عضو(حزب) جامعه روحانیت مبارز تهران.
چند روز بعد، امام جمعه جدید، یعنی حجت الاسلام حاج غلامحسین ابراهیمی آمد و با هیأت رئیسه دانشگاه برای خوشامد گویی و آشنایی بیشتر به حضورشان آمدیم. ساده زیست تر و سنتی تر از عبدوس به نظر می آمد.  از طرف انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه هم بیانیه ای در حمایت و اعلام آمادگی برای هم اندیشی صادر کردیم. من در همان جلسه اول پیشنهاداتی هم به ایشان ارائه کردم که بعداً مورد انتقاد مرحوم دکتر رهنمای خرمی قرار گرفتم. انتقاد وی از این جهت بود که در اولین جلسه، هنوز زود بود و زیاد، ولی من اعتقاد داشتم که در جلساتی این چنین نباید به تعارفات بی نتیجه اکتفا کرد. بگذارید دو نکته از آن جلسه را بگویم: یکی این بود که گفتم آقای عبدوس می گفت من روزانه حدود بیست تا استخاره تلفنی دارم و این را به عنوان گله از شرایط می گفت. پیشنهاد من به مرحوم ابراهیمی در همان آغاز کار این بود که برای اموری از این دست، افرادی در دفترتان بگمارید و خود به امور مهم تری بپردازید. دیگر این که شورایی مرکب از تعدادی از نخبگان شهر درست کنید و هفتگی(مثلاً پنجشنبه ها) جلسه بگذارید تا در باره مسائل مورد نظر داخلی، خارجی و شهرستان نظر بدهند و شما آن چه را به صلاح دیدید، در خطبه های نماز جمعه استفاده کنید. در رفتارهای بعدی، هیچ گونه دلخوری از بیان این مسائل در ایشان ندیدم...

Image title

سبزوار در اردیبشت 1372 شاهد بزرگترین همایش خود تا آن زمان بود: "کنگره بزرگداشت دویستمین سال تولد حکیم سبزواری". من در آن کنگره یکی از اعضای هیأت اجرایی و مسؤول امور فرهنگی، هنری و تبلیغی کنگره بودم و تماس هایی با امام جمعه داشتم. در این گونه امور ایشان را نه تنها مزاحم نمی دیدم که حامی کنگره بود و این در حالی بود که ما در این کنگره نمایشنامه، نصب مجسمه ی حکیم، موسیقی و... داشتیم.  ایشان در جلسه افتتاحیه کنگره سخنرانی داشت...
در سال های 1373 تا 1375 معاون دانشجویی و فرهنگی دانشگاه تربیت معلم سبزوار سابق(دانشگاه حکیم سبزواری) بودم. برای دانشجویان ورودی جدید، اردویی در باغرود نیشابور گذاشته بودیم تا با دانشجویان در باره ی محیط و مقررات دانشگاه و مسائل فرهنگی سخن بگوییم. از حجت الاسلام ابراهیمی دعوت کردم تا در این جمع با دانشجویان نشستی و سخنانی داشته باشد. چون ایامی از هفته را در مشهد به قضاوت می پرداخت، برنامه را چنان تنظیم کردیم که ایشان به همراه خانمشان در مسیر آمدن به سبزوار در آن برنامه شرکت کرد و خاطره ای خوش از دیدار با دانشجویان داشت.
 در طی مدت سال های حضورشان در سمت امام جمعه دیدار هایی جمعی و یا انفرادی با ایشان داشته ام. وقتی مرحوم ابوی ام - که روحانی ساده و بدون سمت حکومتی بود- از سفر حج برگشته بود، کارت دعوت برای مراسم را شخصاً برای امام جمعه بردم. فرصتی  پیش آمده بود تا برخی گفتگو ها و سؤالات را هم داشته باشم. یادم می آید که از ایشان پرسیدم : "حاج آقا! بدون در نظر گرفتن منصب امامت جمعه شما که انتصابی است، فقط  با توجه به این که فردی آگاه به فقه هستید، با کدام مبانی دینی و عقلی و فقهی می توان پیروان سایر ادیان و حتی بی دینان را ملزم و مجبور به رعایت حجاب اسلامی کرد؟ سؤال دیگراین که می دانیم ریش گذاشتن (محاسن مردان)، اختراع پیامبر عظیم الشأن ما نبوده و شرایط جغرافیایی و شرایط زندگی در آن محیط و آداب و رسوم آن روزگار ایجاب می کرده است که مردان آن گونه با شند. با این حال با  استناد به کدام مبانی دینی، می توان این همه تأکید فقها را در لزوم آن تبیین کرد؟ در زمان پیامبر از نظر ریش و لباس تفاوتی بین ایشان و دیگران نبود و تمایزی آن بزرگوار را در نظر بیننده غریب، از صحابه متمایز نمی کرد."
دوران ریاست جمهوری احمدی نژاد برای روحانیتی که مناصب حکومتی داشتند، امتحان بزرگی بود که بسیاری کارنامه درخشانی از خود ارائه نکردند. بسیاری از آنان از این که احمدی نژاد "و عجّل فرجهم " می گوید ذوق زده شده بودند! و باورشان شده بود که او از جانب امام زمان مورد حما یت و تأیید است! با این حال مواضع مرحوم ابراهیمی نسبتاً خوب بود. او از سیاست های احمدی نژادی دلخوش نبود. در سال 1388  که به عنوان مسؤول  ستاد مهندس موسوی با اعضای ستاد به حضورشان رفتیم، در تحلیلشان از شرایط، این مطلب به وضوح دیده می شد. البته ایشان با توجه به جایگاه امامت جمعه در اعلام مواضع ملاحظاتی داشتند که مراعات می کردند.
در دی ماه سال 1390  نشریه ی "مسیر" وابسته به بسیج دانشجویی دانشگاه حکیم سبزواری، مطلبی  بر ضد "یکی از استادان همین دانشگاه"، بدون ذکر نام نوشت. پس از آن، عملیاتی بر ضد بنده در اتاق کارم انجام گرفت، که نشان داده شد منظور از آن استاد، بنده بوده ام. یک صفحه از آن مطلب دو صفحه ای در تیراژ حدود سه هزار در سطح دانشگاه ها و شهر پخش شد. این اقدامات  هیچ نتیجه ای جز شکست برایشان نداشت، زیرا بنیان آن بر دروغ استوار بود. گزارش آن واقعه در حراست دانشگاه، دفتر حقوقی دانشگاه و شورای انضباطی دانشجویان موجود است. من در تعطیلات بین دو ترم سفری به مالزی داشتم. از سفر که برگشتم، رئیس دانشگاه، گزارشی از برخی اقدامات انجام شده بر ضد من، ارائه کردند. ایشان گفتند که: "این ها پیش امام جمعه(مرحوم حجت الاسلام ابراهیمی) و آیت الله سید محمد حسن علوی رفته اند و قصد برپایی راه پیمایی هم داشته اند و من از ... خواستم تا نزد امام جمعه برود و در این باره با ایشان گفتگو کند. امام جمعه گفته بود که من دکتر حسینی را می شناسم که فردی متدین است". من در ادامه سخنان رئیس دانشگاه ادامه دادم که اگر آقای علوی یک نفر را در دانشگاه بشناسد، بنده هستم که در دوران انقلاب در کنار ایشان بوده ام و تاریخ انقلاب در سبزوار گویای آنست.
 این گونه شیطنت ها در مسیر زندگی پیش می آید، اما انسان های بزرگ، با درایت از این گردنه ها عبور می کنند و توکل دارند که "انّ الله یُدافع عنِ الذینَ آمنوا".
مرحوم ابراهیمی ابزار دست این گونه شیطنت ها نمی شد.  آدمی قرص و محکم بود.
در سال های پایانی دولت احمدی نژاد به مناسبت هفته وحدت حوزه و دانشگاه با رئیس دانشگاه(دکتر عباس محمدیان) رئیس دفتر نهاد نمایندگی مقام معظم رهبری(حجت الاسلام دکتر سید جوادخاتمی) و معاونان و تعدادی از استادان در محل دفتر امام جمعه بودیم و هر کدام صحبت هایی داشتیم. من آن جا گفتم: در این سال هایی بر دانشگاه های کشور گذشت و خوب نبود، دانشگاه حکیم سبزواری از جهت داشتن شخصیت های اخلاقی رئیس و مسوول دفتر نهاد، شرایط بدی نداشت.

در حدود سال های  1380 که دکتر عطاء الله مهاجرانی برای سخنرانی در مراسم سالگرد مرحوم دکتر شریعتی به مزینان آمده بود، جمعی از برادران انصار از مشهد، برای برهم زدن جلسه و... مأموریت یافته  و آمده بودند. با نقش مثبت مرحوم ابراهیمی و اداره اطلاعات، اخلالگران، دمشان را روی کولشان گذاشته و در رفتند.
در سفر آقای هاشمی رفسنجانی به سبزوار، زمانی که آقای گندمی فرماندار بود، ناهار را در منزل آقای ابراهیمی صرف کردند. من در آن هنگام مشاور فرماندار بودم و در منزل امام جمعه سخن از ضرورت تسریع در اتصال سبزوار به خط راه آهن با هاشمی مطرح شد. رابطه ی ایشان با هاشمی خوب بود. پیام تسلیت هاشمی در تشییع جنازه ی مرحوم ابراهیمی قرائت شد. 
در27 اردیبهشت 1384 (حدود یک  ماه قبل از انتخابات ریاست جمهوری) همایش نکوداشت و تجلیل ایشان در محل مصلی برگزار شد.
 
مرحوم ابراهیمی در باره اموری که بر وفق مرادش پیش نمی رفت، به اصطلاح حرص می خورد  یا جوش می زد. مواردی از این دست را شاهد بوده ام . شاید یکی از علل وخامت حالش مسائلی بود که در این اواخر برای برخی نزدیکانش پیش آمده بود.
امام جمعه فقید، شاید در سال های اولیه که انرژی بیشتری داشت، نسبت به پاره ای امور حساسیت بیشتری هم نشا ن می داد. به تدریج دریافت که امام جمعه شهر، امام جمعه ی همه ی مردم است، چه آن ها که به نماز جمعه می آیند و چه کسانی که نمی آیند.
 در گیری ذهنی ائمه ی جمعه با امور متعدد و گاه غیر ضروری، انتظار حضور و سخنرانی به عنوان مقام رسمی در بسیاری از موارد غیر لازم،  مشکلاتی را هم سبب می شود. در چنین شرایطی گاه ممکن است سخنرانی ها، بی مناسبت و کم محتوی شود. سخنرانی ا مام جمعه ی فقید ما نیز در مراسم معارفه ی شهردار سبزوار( حدود دو سال پیش) نیز مناسب آن جلسه نبود. چه چیزی سبب بیان آن سخنان بود، نمی دانم.
همت بلند آن مرحوم در بنای مدرسه ی علمیه ی اهل البیت، در سبزوار خاطره اش را  ماندگار می کند.
علوّ درجاتش را از خدای بزرگ مسألت می کنم.

*عضو هیأت علمی دانشگاه حکیم سبزواری- 5 دی 1395

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
مردم و مسؤولین

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

وضعیت مرکز معاینه فنی خودرو سبک بیهقی سبزوار افتضاح است

تحمل جامعه؛ حدی دارد

نباید در اطلاعات مردم سرک کشیده شود

⁣رفراندوم حقِ نسلِ جدید است

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

گریس چرخ های بوروکراسی

مسئولان قدر مردم ایران را ندانستند

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

از انقلاب دفاع می کنم

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

سهم خواهی بی ثمر

انتقاد حق مردم است

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

همنوایی با معترضان با هدف انتقام انتخاباتی از دولت غلط بود

دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تشکیل می شود

شفافیت؛ مهمترین رکن بودجه97 است

حوزه‌های علمیه نباید آلوده به بودجه‌های دولتی شوند

دولت؛ بازنگری اساسی در هزینه‌های غیرضروری مبتنی بر رانت انجام نداده است

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟

استبداد راه را بر فریب و دورویی باز می‌کند

علوم اجتماعی و محدودیت‌های قدرت

باید تکلیف خود را درباره «پلورالیسم» در جامعه روشن کنیم