کد خبر : 9037
Print
احمد دواچی:

رو برکشیدم تا خجالت نکشد

جمعه ۱۵ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۹:۰۴

هان تو! کسی که نامت را بشر گذاشته ای و بویی از بشریت نبرده ای، لحظه ای درنگ، اطراف خود را بنگر، اگر زنی را دیدی ملتمسانه به کاسبی در گذرگاه التماس مادی دارد. اگر نتوانستی دستگیری کنی، لااقل رو برکش تا خجالت نکشد!

Image titleسبزوارنگار/رو بر کشیدم تا خجالت نکشد*
احمد دواچی**
در هوایی کاملاً ابری، ذره ای تشعشع خورشید، روشنایی چشمگیری دارد.
در انبوه آلود دلان، پاکی دل؛ چون آلاله های سرخ می درخشد.
در میان انواع ناباوری ها، کمی باور؛ هیجان زده ات می کند و در زمان نامرادی ها و خشونت های کلامی و بی عاطفه گی های مرسوم و معمول، توجهی به خویشتن و به فطرت خداوندی، ضروری است.
جایی که دست به دهان می رسد، کمکِ دستی باش که توان رفتن تا نیمه راه را ندارد!
بدون شک ایثار در راه خداوند ارزش دارد، جایی که از خوبانمان در راه او می گذریم؛ "ویژه" هستیم، نه جایی که اجباری باشد؛ اجبار زمان، نگاه و یا رودربایستی!
دل های پاک و نیت های خیر؛ برگرفته از رحمات الهی اند و آنانی که لیاقت بیش تری از مواهب الهی داشته اند؛ بیش تر درگیر مسایل امداد بشریت اند.
افسوس نگاه را می شود در گذشتگانی دید که می توانسته اند، اما نکرده اند و یا درگیر مسایلی بوده اند که امروز فردا برایشان قدرت ارزش نمایی ندارد.
شاید شکلک های شیطان گونه و تزویرنمای زندگی مادی نگذارند که همه ما اندکی به اطراف خود هم خیره شویم، اندی بیندیشیم که آیا او بدبخت زاده شده که دستگیری پیدا کند و ما معمولی ایم که گاهی دلمان برایش بسوزد؟ آیا باید سربالایی باشد تا ما به سرازیری برسیم؟ آیا او همین را استحقاق داشته و ما همان را؟ 
در گیراگیر تزاحمات فکری به این می اندیشم؛ دست هایی که غیر از چشم های خود و اطرافیان، چشم های دیگر را هم نوازش می کنند و اندیشه هایی که غیر از خودبینی، صفات برتر دیگری هم دارند، چشمانی که غیر از پیشرفت خود، نگران پیشرفت همنوعان خود هستند؛ هیچ گاه آن دست ها، آن افکار، آن چشم ها خسته و دل آزرده نمی شوند و محتاج توجه بنده نمی گردد.
هان تو! کسی که نامت را بشر گذاشته ای و بویی از بشریت نبرده ای، لحظه ای درنگ، اطراف خود را بنگر، اگر زنی را دیدی ملتمسانه به کاسبی در گذرگاه التماس مادی دارد. اگر نتوانستی دستگیری کنی، لااقل رو برکش تا خجالت نکشد!

*این مطلب قبلاً در شماره بیست و سوم هفته نامه ستاره شرق نیز به چاپ رسیده است و با اندکی تغییرات(با نظر نویسنده مطلب) بازنشر می شود.

**کارشناس ادبیات

 مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟