کد خبر : 9055
Print
به بهانه پیروزی مردم بر استبداد شاهنشاهی

چرا «حکومت توسط مردم، از مردم و برای مردم»؟

جمعه ۲۲ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۱۰:۰۵

Image titleسبزوارنگار/به بهانه پیروزی مردم بر استبداد شاهنشاهی
چرا «حکومت توسط مردم، از مردم و برای مردم»؟
حبیب قربانی*
«مردم» در دنیای سیاستمداران معاصر یکی از مهمترین و پر کاربرد ترین واژه ها است. در فرهنگ فارسی عمید «مردم» به کسانی گفته شده که در یک مکان اقامت دارند. کلمه مردم عموماً به صورت جمع به کار برده می شود و اسم عامی است که بر انسان هایی با ویژگی های متنوع و ساکن یک منطقه اطلاق می شود. ملت، اجتماع، گروه های قومی و مذهبی، تعابیر دیگری است که با تفاوت هایی، مضمون «مردم» را تداعی می کنند. در خط زمان، هر چه از گذشته های دور به سمت جوامع معاصر حرکت می کنیم، اهمیت نقش مردم در جوامع پر رنگ تر می شود. در حقیقت علت اهمیت مردم در جوامع جدید، آشکار شدن تاثیر مستقیم تلاش آن ها در تولید ثروت، قدرت و احترام به عنوان مهمترین مزایای زندگی اجتماعی است. همین موضوع باعث شکل گیری نوع جدیدی از حکومت با عنوان دموکراسی یا مردم سالاری گردید. آبراهام لینکلن در توصیف حکومت مردم سالاری می گوید: حکومت توسط مردم، از مردم و برای مردم!
تقریباً تا یکی دو قرن پیش در بیشتر جوامع، نقش و اهمیت مردم در اداره جامعه انکار می شد. حاکمان، اعم از امپراطور، فرعون، خاقان و شاهنشاه، شاه شاهان!، قدرت شان را متعلق به نیروهای مافوق بشر می دانستند. ایشان قدرت، ثروت و احترام را مواهبی قلمداد می کردند که خدایان برای حکومت بر مردم به آن ها عطا کرده بودند. بالطبع پس از خدایان، فرمانروایان وظیفه توزیع آن مزایا را بین افراد تحت امر خود به عهده داشتند. معیار توزیع مزایا، میزان وفاداری به حاکمان و الطاف ملوکانه ایشان بود. در مصر بر اساس متون و شواهد به جا ماده، فرعون خود را پسر خورشید معرفی می کرد. قدرت و دیگر مزایایی که در اختیار او بود از خورشید گرفته شده بود. ثروت و قدرت و احترام بین وفاداران فرعون تقسیم می شد. مردم و برده ها فقط برای فرمانبرداری و خدمت آفریده شده بودند و اگر نسبت به عملکرد فرعون یا بازوان اجرایی او سوالی داشتند باید از خورشید(هوروس) می پرسیدند. در ایران نیز برخی شاهان خودکامه با توجه به باورهای مذهبی مردم، در طول قرن ها چنین وانمود می کردند که سایه خدا بر زمین(ظل الله) و قبله عالم اند. بنابراین باید سرنوشت مردم در دستان آن ها باشد. شاهان، شهرها و ایالات را بین وابستگان خود تقسیم می کردند. آخرین شاه ایران نیز خود را تنها منجی مردم می پنداشت و بدون توجه به خواست مردم، تصمیمات متکبرانه خود را عملی می کرد.
 با رشد علم و آگاهی در دوران جدید، مشخص شد بر خلاف ادعای حاکمان گذشته، منشاء ثروت، قدرت و احترام، تلاش همگانی مردم یک جامعه است. پس از رنسانس و غلبه پارادایم عقل گرایی و رئالیسم در غرب، همزمان با رشد علوم طبیعی تغییرات گسترده ای در شناخت مردم نسبت به منشاء مزایا و ساختار جوامع به وجود آمد. مزایای اجتماعی مهم به تدریج نه به عنوان موهبت هایی مولود نیروهای مافوق بشر، بلکه به عنوان محصولات اجتماعی و حاصل کار و فعالیت جمعی انسان ها شناخته شد. امروز برای همه مردم جهان روشن شده است که مزایای اجتماعی چگونه به وجود می آیند. ثروت نتیجه قطره قطره عرق های جبین و زحماتی است که کارگران، کشاورزان، کسبه، کارمندان و کلیه نیروهای فعال در عرصه اقتصاد جامعه متقبل می شوند. قدرت، محصول تلاشی جمعی در راستای برقراری امنیت و تعادل در زندگی اجتماعی است.  این مزیت به فرد یا گروهی به انتخاب مردم به امانت سپرده می شود تا جامعه را در راستای منافع اکثریت اداره کنند. در تولید احترام نیز، عقاید و باورهای مشترک یک جامعه نقش دارند. 
در حقیقت اگرچه خیلی دیر ولی بالاخره مردم جهان فهمیدند شاهان و حاکمان درباره ی منشاء مزایای اجتماعی دروغ می گفته اند. بسط این نگاه موجب شد تا پایه های حکومت بیشتر حاکمان خودکامه از اواسط قرن بیستم متزلزل شود. در ساختار سیاسی جوامع جدید جای شاه و مردم عوض شد. مردم به عنوان «ولی نعمتان» اصلی به جای حاکمان اهمیت یافتند. بر خلاف حکومت های استبدادی در جوامع مردم سالار، قدرت، ثروت و احترام بر اساس خواست و اراده ی مردم که در قانون اساسی کشورها تجلی یافته توزیع می شود. 
در جوامع معاصر، مردم به شیوه های مختلف آرای خود را به اطلاع حاکمان می رسانند. شرکت در مناسبت ها و تظاهرات از راه های اظهار نظر مردم نسبت به تصمیمات دولتمردان است. اما همه پرسی، دقیق ترین شیوه آگاهی حاکمان از اراده و خواست مردم محسوب می شود. با توجه به اهمیت مردم و حمایت شان از تصمیمات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و آموزشی، هرچه میزان مشارکت مردم در انتخابات بیشتر باشد، دولتمردان با هزینه ی کمتری آن تصمیمات را اجرا خواهند کرد.

دلایل بسیاری وجود دارد که نشان می دهد نظام های متکی بر رای مردم، بهترین شیوه اداره جوامع در دوران معاصر هستند. با مردمسالاری است که برابری و عدالت، حقوق شهروندی و آزادی معنا پیدا می کند. ارزش رای همه اهمیت یکسانی دارد. در این نظام ها، رای آحاد جامعه از فقیر تا غنی و از هر رنگ و نژاد و مذهبی، به عنوان شهروندان جامعه بر نحوه حکومت تاثیر گذار است. علاوه براین، جایی که مردمسالاری حاکم سرزمین باشد، حاکمیت قانون در فضای آن استشمام می شود. در نظام مردمسالاری، هیچ کس بر قانون ارشدیت ندارد. همه در برابر قانون با تواضع و احترام برخورد می کنند. بدون تردید جایی که قانون باشد بسیاری از مشکلات به تدریج حل می شود. 

دلیل دیگری که مردمسالاری را به عنوان بهترین شیوه حکومت نشان می دهد این است که هیچ فرم حکومت دیگری بهتر از آن نمی تواند نسبت به نیازهای توده مردم احساس مسئولیت کند. البته ممکن است حکومت های خودکامه به اراده حاکم مستبد، چند صباحی به ضرورت در مسیر خواست مردم حرکت کنند ولی تجربه تاریخی جوامع نشان می دهد که بعد از رفع خطر، آسیب های شدیدتری بر جامعه وارد شده است. در مردمسالاری، دولت ها مجبورند به خواست و نیاز و رفاه مردم واکنش نشان دهند زیرا در دوره بعد به رای نیاز دارند.
اما بهترین بخش مردمسالاری آن است که جایی وجود دارد که مردم اشتباهات خود را جبران کنند. اگرچه در مردمسالاری به وسیله انتخاب نمایندگان خود در تصمیم گیری مشارکت می کنند اما هیچ ضمانتی وجود ندارند که منتخبان مردم در طول زمان حاکمیت به پیمان خود وفادار بمانند یا مردم انتخاب درستی کرده باشند. در نظام سیاسی مردمسالاری این فرصت هست که در انتخابات بعدی مردم اشتباه خود را جبران کنند و حاکمانی که در تصمیمات خود به نفع اکثریت جامعه تغییر ایجاد نمی کنند را تغییر دهند. 
به هر حال همگام با رشد فزاینده فرایند جهانی شدن، حکومت مردم بر مردم به عنوان ارزشی جهانی علاقه بسیاری از مردم جوامع مختلف دنیا را به خود جلب کرد. برخی از حکومت های استبدادی که مشروعیت خود را از نیروهای مافوق طبیعی می گرفتند خود را اصلاح کردند و یا مردم با انقلاب قدرت خود را از آن ها پس گرفتند. در ایران نیز با پیروزی شکوهمند جمهوری اسلامی در 22 بهمن سال 1357، مردم به تجربه دریافتند که بدون حمایت و قدرت آنان، قدرت شاهنشاه از خانه عنکبوتی سست تر بوده است. البته مبارزه مردم ایران برای به دست آوردن حق حاکمیت خویش از چند دهه قبل تر با انقلاب مشروطه شروع شده بود. ولی به دلیل شناخت محدود از جایگاه مردم در سلسله مراتب قدرت و همچنین سوء استفاده شاه، دست یابی به حقوق خود محروم ماندند. با این همه بلوغ مردمسالاری در جوامع به تدریج صورت گرفته است. در ایران نیز مردمسالاری دینی راه زیادی تا کامل شدن دارد. اما شرط نخست برای تکمیل حاکمیت مردم و بهره مندی از نتایج حاکمیت خرد جمعی بر کشور، افزایش شناخت مردم از نقش خود در سلسله مراتب قدرت و مطالبه ی حقوقی است که در قانون اساسی به شهروندان جمهوری اسلامی ایران اعطا گردیده است.

*کارشناس ارشد مطالعات جهان

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
مردم و مسؤولین

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

وضعیت مرکز معاینه فنی خودرو سبک بیهقی سبزوار افتضاح است

تحمل جامعه؛ حدی دارد

نباید در اطلاعات مردم سرک کشیده شود

⁣رفراندوم حقِ نسلِ جدید است

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

گریس چرخ های بوروکراسی

مسئولان قدر مردم ایران را ندانستند

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

از انقلاب دفاع می کنم

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

سهم خواهی بی ثمر

انتقاد حق مردم است

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

همنوایی با معترضان با هدف انتقام انتخاباتی از دولت غلط بود

دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تشکیل می شود

شفافیت؛ مهمترین رکن بودجه97 است

حوزه‌های علمیه نباید آلوده به بودجه‌های دولتی شوند

دولت؛ بازنگری اساسی در هزینه‌های غیرضروری مبتنی بر رانت انجام نداده است

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟

استبداد راه را بر فریب و دورویی باز می‌کند

علوم اجتماعی و محدودیت‌های قدرت

باید تکلیف خود را درباره «پلورالیسم» در جامعه روشن کنیم