کد خبر : 9306
Print
حیدر بایزیدی:

آموزش و پرورش شاه کلید دولت دوازدهم

جمعه ۲ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۳:۴۰

سبزوارنگار/آموزش و پرورش کلید توسعه پایدار بوده و آینده هر جامعه ای را می توان در سامان امروز آموزش و پرورش آن دید. آموزش و پرورش اصلی ترین بخش کشور در زمینه تربیت نیروی انسانی آینده و تقویت زیرساخت های کشور و پایه اصلی کشور محسوب می شود. این تنها گزیده ای از سخنان ریاست جمهوری اسلامی ایران در زمینه آموزش و پرورش است، فارغ از هر گونه جناح بندی سیاسی باید اذعان نمود ایراد چنین سخنانی نشان از درک عمیق و کاربردی از آموزش و پرورش است، در این که آموزش و پرورش کلید توسعه پایدار و اصلی ترین بخش کشور است هیچ شکی نیست! اما در عمل مسؤولان مملکتی ما چه اندازه به این شاه کلید توسعه پایدار توجه کرده اند؟ آموزش و پرورش ما چه اندازه نیروی کارآمد و متخصص جهت تقویت زیر ساخت ها تربیت کرده است؟ اگر آموزش و پرورش پایه اصلی کشور است چه اندازه این پایه اصلی تقویت شده است؟

Image titleسبزوارنگار/آموزش و پرورش شاه کلید دولت دوازدهم
حیدر بایزیدی*

"آموزش و پرورش کلید توسعه پایدار بوده و آینده هر جامعه ای را می توان در سامان امروز آموزش و پرورش آن دید. آموزش و پرورش اصلی ترین بخش کشور در زمینه تربیت نیروی انسانی آینده و تقویت زیرساخت های کشور و پایه اصلی کشور محسوب می شود." این تنها گزیده ای از سخنان ریاست جمهوری اسلامی ایران در زمینه آموزش و پرورش است ،فارغ از هر گونه جناح بندی سیاسی باید اذعان نمود ایراد چنین سخنانی نشان از درک عمیق و کاربردی از آموزش و پرورش است ، در این که آموزش و پرورش کلید توسعه پایدار و اصلی ترین بخش کشور است هیچ شکی نیست !  اما در عمل مسولان مملکتی ما چه اندازه به این شاه کلید توسعه پایدار توجه کرده اند ؟
آموزش و پرورش ما چه اندازه نیروی کارآمد و متخصص جهت تقویت زیر ساخت ها تربیت کرده است ؟
اگر آموزش و پرورش پایه اصلی کشور است چه اندازه این پایه اصلی تقویت شده است ؟
این سوالات و ده ها سوال دیگر که برآیند سخنان رئیس جمهور و مسولان آموزش و پرورش می باشد بنده را به عنوان کسی که سال ها ست در بطن آموزش و پرورش  خدمت می کنم برآن داشت تا گزارشی بسیار خلاصه از وضعیت سامان عواملی که تعیین و تضمین کننده کیفیت امروز آموزش و پرورش هستند را ارائه و پیش بینی وضعیت آینده جامعه را به مخاطبان عزیز واگذار کنم

ساختار آموزش و پرورش
دقیقا برخلاف کشورهای توسعه یافته و حتی کشور های در حال توسعه که نظام سیاسی حاکم کمترین دخالت در نظام آموزشی را دارد ساختار آموزش و پرورش ما به شدت وابسته به جناح های سیاسی حاکم بر کشور است.
تغییر ساختار آموزش و پرورش به دو دوره شش ساله ابتدایی و متوسطه در آذر ماه 1390 بدون هیچ گونه بستر سازی و پشتوانه علمی روشنی ،باعث شد وضعیت این ساختار بیمار بیشتر از گذشته وخیم شود ،وزیر محترمی که با ژست تحول بانی این تغییرات بود هرگز پیش بینی نمی کرد به واسطه کمبود معلم دانش آموزان بایستی سر کلاس معلمان غیر حرفه ای حاضر شوند! شاید پیش بینی تراکم بسیار زیاد کلاس های درس برایشان سخت بود ! ! و شاید فراموش کرده بودند که این تغییرات، تجهیزات و امکانات را می طلبد، جذب بودجه و مدارس هوشمند را می خواهد ...
نگاهی اجمالی به تغییرات فرم و شکل در ساختار آموزش و پرورش در دهه های گذشته هم (طرح کاد، تغییر نظام قدیم به جدید، ...) نشان می دهد  که هدف گذاری این تغییرات کمتر مورد توجه و یا به اهداف پیش بینی شده نرسیده ایم.

محتوای نظام آموزشی
برنامه ریزی برای محتوی در نظام آموزشی ما در حال حاضر متمرکز –الزامی و فاقد هر گونه نو آوری و خلاقیت می باشد، معلم در تعیین محتوی آموزشی به جای این که کارگردان یا بازیگر نقش اصلی باشد، پیاده نظامی بیش نیست.
در نظام های آموزشی مترقی، پرورش توامان عقل و هوش و خلاقیت از محور های اصلی محتوی در نظام آموزشی است، این در حالی است که محتوا در نظام آموزشی ما در حال حاضر بر پایه استفاده از خطابه، تحکم و حافظه محوری در تدریس استوار است.
حیات طیبه ای که در سند تحول بنیادین برای دانش آموز ترسیم شده است با این محتوی قابل وصول نیست، نیازهای دانش آموزان و آینده جامعه در محتوی کتب درسی جای ندارد، توانایی ها، مهارت و تجارب و سایر ظرفیت هایی که دانش آموزان کسب می کنند با مطالبات بیرون از آموزش و پرورش هم خوانی ندارد، تجارب بین المللی در محتوای آموزشی ما جایگاهی ندارد و یا بدون بستر سازی وارد آموزش وپرورش ما شده است.

جذب نیروی انسانی
برخلاف نظام های آموزشی اکثر کشور ها که جذب نیروی انسانی برای آموزش و پرورش راهکار و برنامه مشخصی دارد. در طول نزدیک به بیست سال خدمتم در آموزش و پرورش هنوز برایم روشن نیست که در سیستم آموزشی ما، از چه طریق و بر اساس کدام راهکار مشخص، معلم جذب بدنه آموزش و پرورش می شو؟!
دوره های چهار ساله و دو ساله دانشسرا، دوره های دو ساله تربیت معلم، نیروهای نهضتی و شرکتی، تربیت دبیر، فارغ التحصیلان دانشگاه های دولتی و آزاد، نیروهای حق التدریس، دانشگاه فرهنگیان و غیره همگی از روش های جذب معلم در طول این سال ها بوده که نشان می دهد سیستم آموزشی کشور ما در جذب منابع انسانی در هر دوره وامدار حزب و جناح خاصی شده است و هیچ گاه نتوانسته مستقل و بر اساس برنامه ای مدون در این زمینه عمل کند.
همچنان که هیچوقت نمی توان آموزش را از پرورش تفکیک نمود در جذب معلم هم نمی توان از عناصر تخصص و تعهد چشم پوشی کرد واقعیت این که، سال هاست در آموزش و پرورش ما شرط تخصص در جذب معلم نادیده گرفته شده و بیشترین تاکید بر متعهد بودن افراد متمرکز شده است این در حالی است که موازنه تعهد و تخصص بایستی مد نظر می بود.

بافت مدارس
جان دیویی در تعریف تعلیم و تربیت عنوان می کند که تعلیم و تربیت آماده شدن برای زندگی نیست، بلکه خود زندگی است، در تعبیر امروزی مدارس محلی است برای کسب مهارت های اساسی مثل توسعه فردی، نوع دوستی و غیره با توجه به این خصوصیات فضای مدارس، بایستی سرشار از انگیزه و به دور از شکل منازل مسکونی طراحی و ساخته می شد.
اگر نسل ما به مدارس به مثابه پادگانی با انواع محدودیت ها نگاه می کردیم امروز همان پادگان ها سر پا هستند و  در کمال تعجب در بسیاری از مناطق محروم، شاهد دلهره معلمان، اولیا و دانش آموزان از آوار شدن این پادگان ها بر سرشان هستیم و گاهی تحصیل در منازل مسکونی برای دانش آموزان غنیمت بشمار می آید.

ارزشیابی تحصیلی
سیستم ارزشیابی در حال حاضر در دوره ابتدایی توصیفی و در دوره متوسطه کمی می باشد، ناهمگونی این دو نوع سیستم ارزشیابی  به مانند کلافی سر در گم هر روز بیشتر بر دست و پای دانش آموزان، معلمان و اولیا تنیده می شود.
در حالی که دانش آموزان در شش سال ابتدایی با چهار واژه نیاز به تلاش، خوب، خیلی خوب  و عالی سنجیده می شوند در شش سال دوره متوسطه با نمرات کمی سنجیده و خواسته یا ناخواسته ،نظام آموزشی ما با این نوع ارزیابی در دوره متوسطه تلاش دارد دانش آموزان را صرفا برای موفقیت در کنکور های مختلف آماده کند .
در دوره متوسطه خوب به دانش آموز، معلم، والدین، مدرسه و حتی آموزش و پرورشی گفته می شود که بهترین نتایج را در کنکور گرفته اند در حالی که در دوره ابتدایی خوب مفهوم دیگری دارد و نتیجه آن که این نوع سیستم ارزشیابی تنها گواهی اتلاف زندگی دانش آموزان را صادر می کند.

دوره های ضمن خدمت
در سیستم های آموزشی، توانمندی علمی منجر به توانمندی اجرایی می شود. ارتقای علمی و نگهداشت معلم یکی از نمادهای آموزش و پرورش های موفق است.
برنامه ریزی نادرست، عدم نیاز سنجی  درست دوره ها، انتخاب مدرس از بین نیروهای فقط متعهد، عدم تامین مالی دوره ها، بی انگیزگی معلمان، دوره های مجازی غیر استاندارد و... باعث شده است که  دوره های ضمن خدمتی که در حال برگزاری است  هیچوقت منجر به توانمندی و افزایش ارتقای علمی معلمان نشود.

جایگاه آموزش و پرورش
با عنایت به ضعف و نارسایی فرایند های آموزشی و پرورشی، به واسطه عناصر و مولفه های آن (بودجه، تجهیزات، برنامه ریزی، ضوابط و مقررات ...) جایگاه آموزش و پرورش هر روز بیشتر از گذشته تنزل پیدا کرده و هر اقدامی برای جلو گیری از پیشرفت این روند، مستلزم باز بینی در نگرش ها، قوانین و سیاست های حاکم بر دستگاه تعلیم و تربیت کشور است.

معیشت معلمان
زمانی می توان از نقش والای معلم در جامعه سخن گفت که ارزش گذاشتن  به جایگاه و منزلت معلم و رفع مشکلات معیشتی معلمان در اولویت برنامه های آموزش و پرورش باشد
در حال حاضر اگر چه نخبگان زیادی از جامعه رسالت تعلیم و تربیت را بر عهده دارند اما مزایای آن ها به هیچ عنوان نمی تواند تامین کننده نیاز های روزمره آن ها باشد .
تا زمانی که معیشت معلمان مورد توجه قرار نگیرد و دیدگاه مصرفی بودن معلمان در سطح کلان از بین نرود، معلمان نخبه؛ روز به روز بی انگیزه تر و فاصله افراد نخبه جامعه با آموزش و پرورش بیشتر از گذشته می شود.

سخن پایانی:
شاخص های ارائه شده اگر چه برای رسیدن به نقطه مطلوب در زمینه تربیتی و آموزشی کامل نیستند اما می توان از آن ها به عنوان مهمترین شاخص ها و عوامل تعیین کننده کیفیت آموزش و پرورش نام برد. ارتقای کیفیت هر کدام از این شاخص ها تاثیر مستقیم در بهبود سیستم آموزشی کشور دارد. در کنار این شاخص ها متاسفانه مطالبات اولیای دانش آموزان و جامعه از آموزش و پرورش  به روشنی تبین و تدوین نشده است، و تا زمانی که مسوولان آموزش و پرورش به نمایندگی از طرف مردم مطالبات را مطرح کنند، آموزش و پرورش ما همچنان به بیراهه می رود و کسب رتبه خوب در کنکور سراسری جایگزین تمام اهداف عالی نظام تعلیم و تربیت می شود، بدیهی است جامعه زمانی مطالبات خود را بیان می کند(البته در فضای دموکراتیک) که آموزش و پرروش به دغدغه اصلی آن ها تبدیل شده باشد.

*کارشناس ارشد علوم تربیتی و شاغل در آموزش و پرورش زیویه

مطالب ارزشمندتان را برای ما به آدرس: sabzevarnegar@gmail.com ارسال کنید.

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
مردم و مسؤولین

مردم را غریبه ندانید

چرا احمدی نژاد دوباره به عضویت مجمع تشخیص مصلحت نظام درآمد؟

آزمون مجلس در برابر مطالبات فرهنگيان

نامه سرگشاده انجمن اسلامی معلمان خطاب به اعضای شورای شهر سبزوار درباره سازوکار انتخاب شهردار آینده

به بهانه روز خبرنگار

انتخاب کابینه دوم روحانی از چه منطقی پیروی می کند؟

انتخاب بطحایی؛ يک گام به جلو يا بازگشت به عقب؟

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار به مناسبت تشکیل کابینه دولت دوازدهم

سخنی با مسؤولین میراث فرهنگی سبزوار

چرا حکومت های ایدئولوژیک جامعه را خط کشی می کنند؟

کابينه دوازدهم از منظري ديگر

هسته مرکزی شهر سبزوار در محاصره خودروها

عدم توفیق شوراها؛ محصول عدم وجود نقشه راه

روی دیگر سکه توتال

آقاي نجفي؛ کدام خواسته‌ها و انتظارات را بايد گفت؟

آیا به همین زودی رسم چهار امضایی را فراموش کردید؟

وقتی جامعه به خودی و غیرخودی تقسیم شود با جرایم، برخوردهای دوگانه صورت می‌گیرد

آموزش‌ و پرورش در دام حباب نخبه‌پروری

تراکم فروشی، مادر معضلات شهری سبزوار

هفت اولویت شوراهای شهر در دوره پنجم!

نقش فرهنگیان در انتخابات 96

خطری بزرگتر از قاتل آتنا اصلانی!

پس‌لرزه‌های ۲۴میلیون رأی

باید مطالبه برخورد قانونی با عوامل توهین به مسؤولین نظام به یک گفتمان غالب در کشور تبدیل شد

پیام انتخابات به اصولگرایان

فرصت چندانی باقی نمانده است!

چرا حمله به روحانی در یک ماه اخیر تشدید شده است؟

بايد و نبايدهاي كابينه دوازدهم

فاجعه‌اي به نام فرار مغزها

درباره مراسم چهلمین سالگرد دکتر شریعتی

سبزوارنگار