کد خبر : 9332
Print
ناصر آملی:

فرصت چندانی باقی نمانده است!

یکشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۱۲

Image titleسبزوارنگار/فرصت چندانی باقی نمانده است!
ناصر آملی

انقلاب که پیروز شد، جنگ داخلی و سپس جنگ خارجی را به کشور تحمیل کردند و بدین ترتیب بخش عظیمی از امکانات و توانایی های اقتصادی و سپس انسانی کشور را نابود کردند.
در دوران جنگ، یعنی پس از رفع خطر جنگ داخلی، دولت موسوی تمیز و سنجیده کشور را اداره کرد؛ محافظه کاران(طیف مؤتلفه و حامیان روحانی آن ها) چوب لای چرخ دولت می گذاشتند و می گفتند حتی در دوره جنگ، اداره اقتصاد کشور را به بازار بسپارید؛ آن روزها رفقا به شوخی میگفتند اصلاٌ دولت را بسپارید به بازار سرپوشیده تهران و انجمن اسلامی بازار و یک عرق چین نیز روی آن بگذارید!
اما امام با طرح های کودکانه و در عین حال حریصانۀ راست ها مخالف بود و گفته بود «شما عُرضۀ ادارۀ یک نانوایی را نیز ندارید»؛ بعد هم ورود روزنامۀ رسالت را به جبهه های جنگ ممنوع کرد؛ چرا که به مثابه ستون پنجم، از درون، جبهه ها را تضعیف می کرد و موریانه وار حُفرۀ یأس می زد.
موسوی در آن روزهای به غایت دشوار، با حدود 6/5 میلیارد دلار درآمد ارزی سالانه، جنگ و کشور را اداره کرد؛ به طوری که در طول دوران جنگ، نان و بنزین، حتی یک ریال گران نشد!
پس از موسوی، هاشمی رئیس قوّۀ مجریه شد. چهار سال اوّل او خوب بود و سازندگی در کشور رونق گرفت؛ عقلا و اهل تکنیک و فن و مدیریت بر سر کار بودند؛ در چهار سال دوم اما راست ها فشار آوردند و برخی مناصب کلیدی را در دست گرفتند؛ خود هاشمی نیز خطا کرد و به آن ها میدان داد؛ لذا وقتی که رفت، دولت را با بیش از 30 میلیارد دلار بدهی و تورّم 40 درصدی به خاتمی تحویل داد.
خاتمی دولت را با نفت 8 دلاری تحویل گرفت؛ بدهی های دوره رفسنجانی را تسویه و تورم را کنترل کرد و کشور را به رشد اقتصادی 6 درصدی رساند و در واقع رنسانسی در صنعت و اقتصاد ایران ایجاد کرد و پس از 8 سال کشور را با بیش از 30 میلیارد دلار ذخیره ارزی و تورم حدود 10 درصدی به احمدی نژاد تحویل داد.
احمدی نژاد عصاره و نماد تمام عیار جریان راست(اصولگرایی) بود؛ او مورد حمایت ریشه و ساقه و صدر اصولگرایان بود و معجزه هزاره سوم و مورد دعای شب زنده داران و حمایت امام زمان!  البته این ها را خودش می گفت و نیز حامیانش که برای او یقه پاره می کردند. او ذخایر ارزی دوره خاتمی و دست کم 500 میلیارد دلار اضافه درآمد نفتی بی نظیر و غیر قابل تکرار 8 ساله ریاست جمهوری خود را نابود کرد و یا به یغما داد؛  و وقتی رفت، آواری را با تورم 40 درصدی همرا با تهدید یک خطر بزرگ بین الملل (کسب 7 قطعنامه بسیار تهدید آمیز و بردن ایران زیر بند 7 منشور ملل متحد) به روحانی تحویل داد. احمدی نژاد رکورد هر چه فساد و ناتوانی و تباهی را در کشور زد و شکست و رفت.
روحانی اما، باز با حمایت اصلاح طلبان بر سر کار آمد. او خطر جنگ و قطعنامه های خطرناک را از روی سر کشور برداشت؛ تورم را کنترل کرد و کشور را تا حد زیاد به نقطه تعادل رساند؛ و اگر شرارت های داخلی و خارجی امان دهند، ان شاالله رکود نفسگیر ناشی از کنترل تورم را نیز رفع خواهد کرد.

ما تا تمام شدن ذخایر زیر زمینی بیش از 30 سال فرصت نداریم. «راست»ها آزمایش تمام عیار خود را در دوره احمدی داده اند:  «تورم، اختلاس، خطر جنگ، فساد بی در و دروازه و اثبات ادعای امام: عدم توانایی برای اداره یک نانوایی.»  وقت زیادی نداریم. کشور را باید عقل و علم در یک شرایط آرام اداره کنند و لذا اصلاح طلبی و مدیریت تعادلی و علمی، یک ضرورت استراتژیک برای نجات ایران است؛ نه هدفی برای روی کار آمدن و ماندن اصلاح طلبان.  اصلاً مهم نیست چه کسی بر سر کار باشد؛  چگونه بر سر کار بودن و ماندن مهم است. عقلا و عالمان رشته های مختلف و حتی اَعلام حوزه های علمیه با راست افراطی سرناسازگاری دارند. از میان راست ها اهل علم و تعقل برنمی خیزد؛ گل سر سبد آن ها در مدیریت احمدی نژاد بود که همه پشت سرش ردیف شدند و حالا همه همان ها دارند نفرینش می کنند!
فرصت زیادی باقی نمانده است. اگر طی 30 سال آینده نتوانیم سرمایه های نفتی را به تکنولوژی مدرن و کالای سرمایه ای درآمد زا تبدیل کنیم، پس از دوران نفت، به بنگلادش تبدیل می شویم؛ آن هم بنگلادش خشک و بی آب!
تبدیل نفت به تکنولوژی، در شرایط صلح، و با توسل به مدیریت علمی و عقلانیت و علم و فن ممکن است؛ و این ها سرمایه و امکانی است که تا کنون «راست»ها با آن بیگانه بوده اند، مگر خود را «اصلاح» کنند.
فرصت زیادی نداریم!

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
مردم و مسؤولین

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

وضعیت مرکز معاینه فنی خودرو سبک بیهقی سبزوار افتضاح است

تحمل جامعه؛ حدی دارد

نباید در اطلاعات مردم سرک کشیده شود

⁣رفراندوم حقِ نسلِ جدید است

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

گریس چرخ های بوروکراسی

مسئولان قدر مردم ایران را ندانستند

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

از انقلاب دفاع می کنم

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

سهم خواهی بی ثمر

انتقاد حق مردم است

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

همنوایی با معترضان با هدف انتقام انتخاباتی از دولت غلط بود

دبیرخانه مجازی توسعه پایدار شهرستان سبزوار تشکیل می شود

شفافیت؛ مهمترین رکن بودجه97 است

حوزه‌های علمیه نباید آلوده به بودجه‌های دولتی شوند

دولت؛ بازنگری اساسی در هزینه‌های غیرضروری مبتنی بر رانت انجام نداده است

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟

استبداد راه را بر فریب و دورویی باز می‌کند

علوم اجتماعی و محدودیت‌های قدرت

باید تکلیف خود را درباره «پلورالیسم» در جامعه روشن کنیم