کد خبر : 9352
Print
محمد مهاجری:

اصولگرایان در راه خانه سالمندان!

پنجشنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶ ساعت ۲۳:۵۵

Image titleسبزوارنگار/اصولگرایان در راه خانه سالمندان!

 محمد مهاجری*

اصولگرایی از سال 1384 متلاشی شده است. در واقع چیزی به نام اصولگرایی در سال‌های 1388، 1392، 1394 وجود نداشت. بعد از این هم بعید است وجود  داشته باشد.  یک جریان کاملا ورشکسته به تقصیر است.  اینکه ما انتظار داشته باشیم فکر کنند و پیش‌بینی داشته باشند که در  انتخابات پیروز شوند؛ انتظار بجایی نیست.

اصولگرایان فعلی که به زعم بنده افرادی هستند  که اصولگرایی را به گروگان گرفته‌اند، در حال فعالیت سیاسی اند. این جریان گمان می‌کرد با استفاده از روش‌های تخریبی، وعده‌های دروغ، روش‌هایی که قبلا اصلاح‌طلبان را به واسطه کاربرد آنها -البته به درستی- به بی‌اخلاقی متهم می‌کرد، امیدوار بود در انتخابات به پیروزی برسد.

اصول‌گرایان امروز، ارتباط اعتقادی بسیار ضعیفی با جامعه دارند. اگر یک زمانی اصولگرایی به معنای تقید به شرع و تقید به اخلاق بود، امروز چنین امری وجود ندارد.

حداقل نیمی از 15 میلیون رأی آقای رئیسی متعلق به اصولگرایان نیست و فقط از رهگذر شعارهای معیشتی و به خصوص تخریب رقیب به دست آمده. در واقع رایی است که به خاطر ضعف‌های جدی دولت مستقر کسب شد.گفتمان اصولگرایان برای حدود نود درصد از نسل جوان ما، حنای بی‌رنگ است.

ورود یک جریان تندروی بداخلاق در میان اصولگراها که با بددهنی، شلوغ کردن و فحاشی  مهار اصولگرایان را به دست گرفته از عوامل شکست است. طبیعی است که وقتی این عده میدان‌داری کنند، این جریان محکوم به شکست می‌شود.

جریان اصولگرا بر این گمان بود که می‌تواند از برخی  امکانات معنوی و مادی کشور  استفاده کند. به طور مثال از ظرفیت ردصلاحیت‌ها، امکانات پشتیبانی جریان‌های مذهبی و سیاسی استفاده کند و از آن موج بسازد و در همان حال از حیثیت شخصیت های معتبر مذهبی هم وام بگیرد. درحالیکه این موارد همیشه هم قابل استفاده نیست.

سال 1384؛ یک اتفاق نویی در جامعه به وجود آمد. فردی به نام آقای احمدی‌نژاد آمد و همه اصولگرایان فکر کردند الان بایستی تمام توان خود را در حمایت از ایشان قرار دهند.

احمدی نژاد فردی بود که اصلا با خودش دینامیت آورده بود تا بین اصولگرایان بگذارد و این کار را هم انجام داد. اگرچه ابتدا با تعارف می‌گفت بایستی متحد باشیم؛ ولی در لحظات آخر، بازی را بر هم زد و اعلام کرد به نفع کسی کنار نمی‌روم.

 به نظرم بعد از سال 1384، جریان اصول‌گرایی با شیب تندتری در سراشیبی سقوط قرار گرفت.

بعد از روی کار آمدن احمدی نژاد اصولگرایان خودشان را بازنده می‌دیدند با این تفاوت که این‌بار به حریف نباختند بلکه به داخل خودشان باختند و سرشان کلاه رفت.

عده‌ای شدند حامی احمدی‌نژاد و عده‌ای هم منتقد و شروع کردند به کوبیدن یک‌دیگر و در این بین تنها مساله‌ای که مهم نبود، اخلاق بود. این روال متأسفانه ادامه پیدا کرده است تا امروز. ریش‌سفیدان و بزرگان اصولگرا هم درگیر مسایل تخریب و اتهام‌زنی شده‌اند و این موضوع  به چند نفر تندرو و ورشکسته سیاسی محدود نمی‌شود.

✅رخی از افرادی که صاحب عنوان هم هستند؛ وارد فضایی شدند که در شان‌شان نبود.

(در انتخابات اخیر) مغازه‌ای به نام "جمنا" باز شد. آقای رییسی از همان ابتدا به این تشکل بی‌اعتنا بود و گفت که هیچ تعهدی به جمنا نمی‌دهد حتی اگر کاندیدای نهایی‌شان باشد. آقای میرسلیم هم همین را گفت. شنیده می شد آقای قالیباف هم موضع مشابهی داشته.

این مغازه ویترین زیبایی داشت؛ ادای دموکراسی در می‌آوردند که از سراسر کشور افراد را دور هم جمع کرده‌ایم. حتی این افراد هم از قبل انتخاب شده بودند و در یک "دموکراسی هدایت شده"، روند انتخاب کاندیداهای نهایی انجام شد.

برخی از افراد شورای مرکزی جمنا، چهره‌های بسیار بسیار خوبی هستند و برای من هنوز قابل فهم نیست که چرا این افراد به تشکیلاتی ورود پیدا کردند که ورشکستگی سیاسی‌اش از ابتدا مشخص و محرز بود.

شاید دوستان اصولگرای من ناراحت شوند اما ناگزیرم مشفقانه به آن‌ها عرض کنم که امروز، اصولگرایی و اصولگرایان به لحاظ اندیشه و عمل، استراتژی و تاکتیک، عملا به درد خانه سالمندان می‌خورد.

* تحلیلگر سیاسی اصولگرا (هفته نامه سیاسیون)

نظر دهید ...
نظر شما :
نام و نام خانوادگی :
پست الکترونیکی :
تصویر امنیتی :
CAPTCHA
نظرات شما ...
یادداشت ها

افکار عمومي و چند نکته ! ​

رئیس‌جمهور واقعی، مقام رهبری است

از شریعتی ساواکی تا مصدق انگلیسی!!

دولت تا اطلاع ثانوی تدارکاتچی است!

برای مردی از تبار خدمت و فروتنی!

چرا سیاست در ایران بسیار جذاب است؟

مردانی که افسار رفتار و زبان خود را ندارند از رفتن به ورزشگاه محروم شوند

باید ضمانت اجرایی منشور حقوق شهروندی تضمین شود

تمامی تلاشم را در جهت دفاع از کیان آموزش و پرورش به کار خواهم بست

فاشیسم دم در ایستاده است!

گریس چرخ های بوروکراسی

مبارزه با اژدهای هفت سر فساد

نقطه پایانی بر یک آپارتاید!

نوید بازگشت امید به سیاست ایران!

از انقلاب دفاع می کنم

حجاب انقلابی و انقلاب حجابی

با وجود هزار انتقاد ریز و درشت

دوازده اشتباه جمعی زمانه ی انقلاب 57

«رفراندوم»؛ راهِ حل اختلاف درباره ی چگونگی نظر «مردم»

شکست اخلاقی آموزش و پرورش

ديكتاتور، تنهاست

جامعه زخم‌خورده اژدهای کومودو

ارزیابی کارنامه شبکه های اجتماعی در اعتراضات اخیر

سهم خواهی بی ثمر

بیانیه انجمن اسلامی معلمان سبزوار پیرامون اعتراضات اخیر کشور

بازخوانی حادثه‌های اخیر و مساله‌ی امنیت ایران

برای گشایش فضای گفت‌وگو و اعتراض اقدامات عملی صورت گیرد

بازیچه بیگانگان یا آتشفشان‌های خودساخته؟

از روحانی ناامیدیم ولی از خودمان نه!

استاني شدن بودجه آموزش‌و‌پرورش؛ فرصت يا چالش‌؟